<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>25-سنت &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/25-سنت/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "25-سنت"</description>
	<pubDate>Tue, 18 Nov 2008 20:46:13 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[Two Bits]]></title>
<link>http://ajorpare.wordpress.com/2007/10/04/tow-bits/</link>
<pubDate>Thu, 04 Oct 2007 10:40:29 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ajorpare.wordpress.com/2007/10/04/tow-bits/</guid>
<description><![CDATA[امروز پس از مدتها تصمیم گرفتم که فیلم ببینم، چون قصد دا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><p>امروز پس از مدتها تصمیم گرفتم که فیلم ببینم، چون قصد داشتم فیلم خاصی ببینم پس بی‌خیال DVDها شدم و رفتم کلوپ. آن فیلم را پیدا نکردم و برای اینکه دست خالی بر نگردم آخرین کاری که از آل‌ پاچینو دوبله شده را گرفتم.</p>
<p><a href="http://ajorpare.files.wordpress.com/2007/10/two-bits.jpg"><img src="http://ajorpare.files.wordpress.com/2007/10/two-bits-thumb.jpg?w=152&#038;h=224" style="border:0 none;margin:5px;" alt="two bits" align="right" border="0" height="224" width="152" /></a></p>
<p>داستان &#8220;<a href="http://www.imdb.com/title/tt0114753/" target="_blank">25 سنت</a>&#8220;(1995) در سال‌های رکود اقتصادی آمریکا (دهه 30) می‌گذره و درباره پسر بچه‌ای به نام گنارو از یک خانواده ایتالیایی‌الاصل هست. این پسر به همراه مادر و پدربزرگش (با بازی آل پاچینو) زندگی می‌کنه، پدربزرگ رو به قبله خوابیده و مدتهاست که به نوه قول داده که پس از مرگش یک سکه 25 سنتی برایش به ارث می‌گذارد. از طرفی سینمای جدید شهر هم افتتاح شده و به مناسبت مراسم افتتاحیه تا ساعت 6 بعد از ظهر بلیط را نیم بها و به قیمت 25 سنت می‌فروشند. پسر بچه هم به شدت هوای رفتن به سینما را داره، اما بدبختی اینجاست که نه پول رفتن به سینما را داره و پدربزرگ هم معلوم نیست که امروز بمیره، چون مدتهاست که می‌گه امروز آخرین روز زندگی منه و پسره را تو کف سکه 25 سنتی نگه داشته! حالا پسرک تا ساعت 6 بعد از ظهر فرصت داره که 25 سنت برای خودش جور کنه!<br />
نقطه قوت فیلم به غیر از حضور آل پاچینو، دیالوگهای جالبی است که بین شخصیت‌های فیلم رد و بدل می‌شه و فکر کنم انتخاب آل پاچینو هم به دلیل فن بیان مثال زدنی‌اش بوده که متاسفانه تو دوبله این حس کم رنگ شده. جملات زیبای فیلم آنقدر زیاد بود که نمی‌شه اینجا آوردش اما چیزی که داره تو مخم وول می‌خوره اینه که اگر ترجمه شده این جملات اینه پس اصلی‌ش دیگه چیه! شدیدا وسوسه شدم که نسخه اصلی فیلم را هم ببینم!<br />
فیلم خیلی تیکه‌ای نیست اما ارزش یکبار دیدن را داره!</p>
</div>]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
