<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>2435884 &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/2435884/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "2435884"</description>
	<pubDate>Tue, 18 Nov 2008 20:51:34 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[شهید راه؟]]></title>
<link>http://alishams.wordpress.com/?p=658</link>
<pubDate>Tue, 27 May 2008 00:42:58 +0000</pubDate>
<dc:creator>Ali Shams</dc:creator>
<guid>http://alishams.wordpress.com/?p=658</guid>
<description><![CDATA[در خبرها آمده بود که:
جوان بسيجي كه براي متوقف كردن يك پ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><p>در خبرها آمده بود <span style="color:#262522;"><a href="http://roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=60847">که</a></span>:</p>
<blockquote><p><span style="color:#262522;">جوان بسيجي كه براي متوقف كردن يك پرايد به در آن آويزان شده بود با چرخاندن فرمان به سمت خود و از دست رفتن كنترل خودرو از سوي راننده جان باخت. (<a href="http://roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=60847">روزنا به نقل از اعتماد‌ملی</a>).</span></p></blockquote>
<p>سایت خبری البرز نیوز <a href="http://www.alborznews.net/pages/?cid=4384">می‌نویسد</a>:</p>
<blockquote>
<div>این گزارش حاکیست این جوان بسیجی درحال مراحعه به محل کارش درحاشیه نیروگاه منتظرقائم با دختر وپسری که باوضع زننده درخودرو بودند روبرو میشود. بامشاهده این وضعیت وی به آنها تذکرمیدهد که مورد توجه قرارنگرفته وباپیگیری بعدی این جوان بسیجی, راننده خودرو را بادنده عقب به حرکت درمیاورد که درنتیجه آن مهندس توفیقیان نیز بهمراه خودرو به زمین کشیده میشود. یک مقام مسوول درکرج گفت :مسافت طی شده توسط خودرو وکشیدن این جوان بسیجی  چندصد متر بود که درنهایت باکوبیده شدن به دیوار خودرو متوقف ومهندس توفیقیان دچار ضربه مغزی میشود .</div>
</blockquote>
<p>روزنا به نقل از اعتماد ملی در ادامه <span style="color:#262522;"><a href="http://roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=60847">می‌نویسد</a></span>:</p>
<blockquote><p>&#8230;راننده كه &#60;عيسي&#62; نام دارد در بازجويي‌هاي اوليه اظهار كرد: روز حادثه در حال تعليم رانندگي به خواهرم بودم كه ناگهان جواني سوار بر خودرو مقابلمان توقف كرد و به سمت ما آمد. من با ديدن اين جوان ترسيدم و به صورت دنده‌عقب قصد فرار داشتم كه او از شيشه راست خودرو فرمان را در حالي كه در حركت بود گرفت و چرخاند لحظاتي بعد كه خودرو به همين شكل در حال حركت و او هم آويزان بود، كنترل خودرو از دستم خارج شد و مرد بسيجي بين ديوار و خودرو مجروح شد.</p></blockquote>
<p>دوست آن بسیجی هم <a href="http://khakm.blogfa.com/post-143.aspx">نوشته</a>:</p>
<blockquote><p>محمود رفت تو راه امر به معروف شهید شد،باباش خیلی دوست داشت لباس دامادی تنش کنه،اما خونسرد بود میخندید و من حرصم میگرفت،امشب خیلی دوست داشتم روضه علی اکبر بخونم اما باباش بود نمیشد خوند، کربلا هم بری نباید روضه حضرت علی اکبر رو جلو آقا بخونی!،تنهامون گذاشت، دیگه منو علی بدری بقیه بچه ها مثه اون پیدا نمیکنیم، مث مادرم حضرت زهرا بین در و دیوار جون داد،محمود محمود محمود &#8230;!!!</p></blockquote>
<p>وبلاگ قند‌نوشته‌ها هم <a href="http://shatot2.wordpress.com/2008/05/26/amr/">نوشته</a>:</p>
<blockquote><p>امروز دیدم دوست این جوان بسیجی توی <a href="http://khakm.blogfa.com/post-143.aspx">وبلاگش</a> نوشته که امروز دوستم شهید شد ! جل الخالق! این اقا خودش فردین بازی در اورده و پریده فرمون رو گرفته و ماشین منحرف شده و دودش توی چشم خودش رفته حالا بهش میگین شهید! کی گفته امر به معروف کردن یعنی اویزون شدن به ماشین مردم … یعنی فرمون رو گرفتن … یعنی ایجاد رعب و وحشت کردن …یعنی فردین بازی در اوردن!</p></blockquote>
<p>قران هم <a href="http://www.holyquran.net/">می‌نویسد</a>:</p>
<blockquote><p>&#8230;هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد&#8230; (الحجرات 13)</p></blockquote>
<p>بگذریم.</p>
</div>]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[اینجا ایران است.]]></title>
<link>http://alishams.wordpress.com/2008/04/22/100-2/</link>
<pubDate>Tue, 22 Apr 2008 05:12:58 +0000</pubDate>
<dc:creator>Ali Shams</dc:creator>
<guid>http://alishams.wordpress.com/2008/04/22/100-2/</guid>
<description><![CDATA[نویسنده وبلاگ مانستار در وبلاگش چنین می نویسد:
آزمایشگ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><p>نویسنده وبلاگ مانستار در <a href="http://manestartao.blogspot.com/">وبلاگش</a> <a href="http://manestartao.blogspot.com/2008/04/blog-post_12.html">چنین</a> می نویسد:</p>
<blockquote><p>آزمایشگاه بخش عفونی - اچ آی وی –آزمایش رایگان.</p>
<p>همه جا روی پوسترها نوشته &#8220;آگاه باشیم ؛پیشگیری کنیم ؛ قضاوت نکنیم&#8221;</p>
<p>و همین آزمایشگاه مهد قضاوت است.مسئولین پذیرش خیره می شوند،طعنه می زنند،«کارتون چیه خانوما؟چی؟آزمایش بدین؟آزمایش ایدز؟؟هر دو تون؟؟»</p>
<p>نگاهشان سنگین است،همان نگاه همیشگی ِ ایرانی &#8221; تو گناهکاری ، مگر اینکه خلافش ثابت شود&#8221;</p>
<p>اچ آی وی های مثبت می آیند و می روند .جو سنگین است از احساس گناه.نور خاکستری مهتابی ها هیچ جا را روشن نمی کند.</p>
<p>در آشپزخانه ی آزمایشگاه بخش عفونی موش پیدا شده! .با موش خیلی عادی تر از اچ آی وی مثبت ها برخورد می شود.</p>
<p>تضاد پوستر های روی دیوار با محیط بوی همان تضاد کهنه ی حرف و عمل را می دهد.سیالی سنگین حال تهوع ام را تشدید می کند.</p>
<p>اینجا ایران است.<em><br />
</em></p></blockquote>
<p>احتمالاً شما نیز چنین برخوردهایی را در ایران دیده اید. در آزمایشگاه، در دانشگاه یا، چرا راه دور برویم، کنار خیابان ولی عصر.</p>
<p>من چند سئوال دارم:</p>
<p>1. به نظر شما تشابه قابل توجهی میان این رفتار و رفتار پلیس کنترل حجاب وجود ندارد؟</p>
<p>2. فکر می کنید چرا این رفتارها در جامعه اپیدمی می شود؟</p>
<p>3. «آیا به همین راحتی می شود یک فرهنگ چند هزار ساله را ظرف چند سال تا پاپاسی آخر باخت؟»*</p>
<p>* نقل قول از احمد شاملو، سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم ایالات متحده آمریکا.</p>
</div>]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دِ بده اون ماچو... پدرسوخته!]]></title>
<link>http://alishams.wordpress.com/2008/04/06/%d8%af%d9%90-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%a7%da%86%d9%88-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87/</link>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 15:50:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>Ali Shams</dc:creator>
<guid>http://alishams.wordpress.com/2008/04/06/%d8%af%d9%90-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%a7%da%86%d9%88-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[عكس مستطاب: مكان قبرستان ده شوي / تاريخ فروردين سنه يك‌]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><p>عكس مستطاب: مكان قبرستان ده شوي / تاريخ فروردين سنه يك‌هزار و سيصد و نوآوري و شكوفايي/</p>
<p><a href="http://alishams.files.wordpress.com/2008/04/img_1467.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-601" src="http://alishams.wordpress.com/files/2008/04/img_1467.jpg?w=400" alt="Ali Kisses the Goat" width="400" height="266" /></a></p>
<p>آي بزغاله ها با نمكن&#8230; آي با نمكن&#8230; از بعضي آدمها خيلي بانمكترن.</p>
<p>اطلاعيه: از اونجا كه در تعطيلات عيد مشغول بوس كردن بزغاله‌ها و كارهاي مشابه بودم كمي سرم شلوغ شده&#8230; به گيرنده‌هاي خود دست نزنيد، به پريز برق هم.</p>
</div>]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
