<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>فرهنگي &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/فرهنگي/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "فرهنگي"</description>
	<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 14:21:29 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[آیا داشبورد "وردپرس" فيلتر شد]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=275</link>
<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 11:34:01 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=275</guid>
<description><![CDATA[ 
     چند وقته من نمي تونم به صورت عادي وارد بخش مديريت]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="PadderBetweenControlandBody" style="margin:0 0 6pt;"><span style="font-size:xx-small;font-family:Times New Roman;"><a href="http://aazaadi.files.wordpress.com/2008/07/untitled-1.gif"><img class="alignleft size-medium wp-image-277" src="http://aazaadi.wordpress.com/files/2008/07/untitled-1.gif?w=120" alt="" width="120" height="90" /></a> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;margin:0 0 10pt;" align="right"><span style="font-size:10pt;font-family:Arial;"><span>     </span>چند وقته من نمي تونم به صورت عادي وارد بخش مديريت وبلاگم بشم، تقريبا با تمامي كارت هاي اينترنت منطقه هشتگرد و توي چندين كافي نت توي کرج امتحان كردم، فقط چند روز پيش و البته امروز از توي يكي از كافي نت‌هاي کرج تونستم وارد صفحه مديريت وبلاگم بشم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;margin:0 0 10pt;" align="right"><span style="font-size:10pt;font-family:Arial;"><span>     </span>از جايي كه تا الان توي هيچ يك از وبلاگ هاي ورد پرس مطلبي در اين مورد نديدم، سكوت كردم ولي بايد بگم كه الان يك هفته ميشه كه فقط با فيلتر شكن مي تونم وارد داشبورد ورد پرس بشم، لذا<span>  </span>اگر اين فيلترينگ براي سايرين هم هست، پس يك كم از خودتون بخار نشون بديد و اگر نيست به من اطلاع بديد كه ببينم با اين نوع جديد فيلترينگ اعمالي از سوي مخابرات چه خاكي بر سرم كنم؟</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نكاتي پيرامون مطلب آيا بايد منتظر خبر خودكشي! دختر دانشجوي زنجاني ماند؟.]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=273</link>
<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 06:59:35 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=273</guid>
<description><![CDATA[بسياري آن دختر دانشجو را مجرم دانستند و كل جريان را صحن]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="right"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;">بسياري آن دختر دانشجو را مجرم دانستند و كل جريان را صحنه سازي وانمود مي كردند، دلايلشان نيز براي همگان شناخته شده و مشخص بود، بسياري دگر نيز مددي را مجرم مي دانستند كه آنان نيز دلايل خود را دارند، اما چنديست كه من نظراتي را از متفاوت از اين دو گروه مي شنوم كه نظرات اين گروه جاي تفكر بسيار دارد<!--more--></span></span></span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;"><br />
</span><span style="font-size:x-small;">چند تن از دوستان </span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">(</span><span style="font-size:x-small;">راستش </span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">2 </span><span style="font-size:x-small;">تا بيشتر نبودن</span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">!) </span><span style="font-size:x-small;">نظراتي در مورد مطلب </span><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:x-small;color:#0000ff;">آيا بايد منتظر خبر خودكشي</span><span style="font-size:x-small;color:#0000ff;font-family:Times New Roman;">! </span><span style="font-size:x-small;color:#0000ff;">دختر دانشجوي زنجاني</span><span style="font-size:x-small;color:#0000ff;font-family:Times New Roman;"> </span><span style="font-size:x-small;color:#0000ff;">ماند؟</span></span><span style="font-size:x-small;"> داشتند و در پي در ظاهر سكوت من</span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">!! </span><span style="font-size:x-small;">در مورد نظراتشون پيگير شدن كه چي مي خواستم بگم كه نگفتم، اما سكوت من نه از روي بي تفاوتي بلكه از روي تعجب و حيرت بود،واقعا نمي توانستم چرايي چنين نذراتي را درك كنم و از آن جايي كه آن </span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">2 </span><span style="font-size:x-small;">نفري كه اين نظر را داشتند هر دو دختر بودند، تعجب من دو چندان شد، تا اينكه يكي از آنان نظرش را برايم مكتوب كرد تا من باور كنم او دقيقا به همان اعتقاد دارد كه مي گفت، اما باز فكر كردم شايد من درست متوجه نشده ام، چند بار موضوعات ديگري كه شايد مي شد از اين نوشته ها درك كرد را مطرح كردم، كه شايد من اشتباه متوجه منظور شده‌ام، اما آنان تاكيد مي كردند كه منظورشان دقيقا همان است كه گفته و آن اين است كه</span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">:</span></p>
<blockquote>
<div><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><strong><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;"> </p>
<p></span></strong> </div>
<p></span></span></span></span></span></div>
<div><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><strong><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;"></span></strong></div>
<p></span></span></span></span></span></div>
<p><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><strong><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;"><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;"></p>
<p align="right"> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p></span></span></p>
<p align="right"><span style="font-size:x-small;">درست که این دختر خودشو برای رسوایی یک مرد</span><span style="font-size:x-small;font-family:Times New Roman;">…</span><span style="font-size:x-small;">قربانی کرد که به نظر من این ماجرا با آبرو ریزی شدید این دختر همراه شد ولی به نظرم با این دختر هم باید برخوردی نه شدید بشه تا از این به بعد دختران کمتری به دام افراد سست اراده بیفتن درست که این دختر به همکلاسی های خودش اعتماد کرد و نقشه ای کشیدن ولی همیشه باید درصدی هم برای عمل های حساب نشده گزاشت چرا که ممکن بود به هر دلیلی از جمله ترسیدن پسران یا همراهی اونها به مثلا مددی گذاشت درست که در این ماجرا پسران کمک زیادی کردن ولی ممکن بود خلاف این هم اتفاق بیفته و باعث از بین رفتن ذات پاک یک نفر بسه پس جلوگیری از چنین رفتارهایی هم برخورد با ین دختر لازماست</span></p>
<p> </p>
<p> </p>
<p></strong></span></span></span></span></span></p></blockquote>
<div><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><strong></strong></div>
<p> </p>
<p></span></span></span></span></span></div>
<div><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><strong></strong></div>
<p></span></span></span></span></span></div>
<p><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;"><strong></p>
<p align="right"><span style="font-size:x-small;"><br />
</span></p>
<div></div>
</p>
<p></strong></span><span style="font-size:x-small;"></p>
<p align="right"> </p>
<div><span style="font-size:x-small;"><span style="font-size:x-small;">نفر دوم هم چنين نظري داشت البته با كمي تفاوت در كلمات و از اونجايي كه نظرشو در يك تماس صوتي (</span><span style="font-size:x-small;">تلفني) با من در ميان گذاشت، متن دقيقشو نمي تونم يادم نمياد كه اينجا بيارم<br />
از خود مي پرسم آيا كساني كه چنين نظري دارند در عمل نيز، اگر دزدي به خانه همسايه‌شان رفت از پليس خواهند خواست، كه با همسايه دزد زده برخورد كند و البته برخوردي نه چندان شديد، كه از اين پس دزد به خانه كمتر كسي براي دزدي برود!<br />
از خود مي پرسم اگر وقتي از قصد دزدي براي دزدي از خانه ام مطلع شدم مي بايست منتظر بمانم تا بيايد و بدزدد؟ چون براساس اين تئوري جديد كه در ارتباط با ماجراي زنجان ارائه شده اگر از همسايه ها كمك بگيريم به جرم اينكه به آنان اطمينان كرده ام و فكر نكرده ام كه شايد آنان با دزد هم دست باشند بايد تنبه شوم، در هر صورتي اگر دزد را رسوا كنم باز محكومم و بايد تنبيه شوم، چون از رسوا كردن دزد نترسيده‌ام!<br />
بدبيني مفرط به جامعه و به خصوص جنس مقابل، حتي در زماني كه به ياري شتافته،مجرم دانستن جنسيت خود در ارتباط با هرگونه رخداد مربوط به مسائل جنسي حتي در مواردي كه راه ديگري پيش روي نباشد و … در پس نظر عنوان شده از سوي اين دختران …، الان حال كسي را دارم كه دوستي به او گفته باشد، “حق طلبان بايد محاكمه و مجازات شود تا كسي جرات تضييع حق ديگران را نكند” ، نمي دانم چنين تصوري چگونه و بر اثر چه پيش زمينه فكري به وجود آمده (از آنجايي كه محل تولد و زندگي اين دو شهر همدان بوده است)، هر چند هنوز اميدوارم برداشت من از نظرات اين دو نفر كه در محتوا دقيقا مانند هم است اشتباه بوده باشد!!!<br />
<span style="font-family:Times New Roman;">اما هم اكنون واقعانمي دانم بايد چه بگويم و ترجيح مي دهم تا يك هفته هيچ ننويسم و فقط در انتظار نظرات شما در اين مورد بمانم، البته اين مسئله به قدري فكر مرا مشغول كرده كه توانايي نوشتن در موضوع ديگري را ندارم، خواهشمندم مرا در درك تفكر پشت چنين نظراتي ياري رسانید</span></span></span></div>
<p><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><span style="font-size:x-small;"> </span></div>
<p></span></span><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><span style="font-size:x-small;"> </span></div>
<p></span></span><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><span style="font-size:x-small;"> </span></div>
<p></span></span><span style="font-size:x-small;"></p>
<div><span style="font-size:x-small;"> </span></div>
<p></span></span><span style="font-size:x-small;"> </p>
<p></span></span></p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آيا بايد منتظر خبر خودكشي! دختر دانشجوي زنجاني ماند؟]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=202</link>
<pubDate>Thu, 26 Jun 2008 11:11:08 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=202</guid>
<description><![CDATA[آيا نديدي پروردگارت با فيل سوراران چه كرد؟ آيا نقشه آنه]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>آيا نديدي پروردگارت با فيل سوراران چه كرد؟ آيا نقشه آنها را در ضلالت و تباهي قرار نداد؟ و بر سر آنها پرندگاني را گروه گروه فرستاد، كه با سنگ هاي كوچكي آنان را هدف قرار مي دادند؛ سرانجام آنها را همچون كاه خورده شده قرار داد. «سوره فيل»</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">اين روزها دختر به جرم ظلمي كه بر او رفته در زندان بسر مي برد، دوستانش نيز كه در افشاي پليدي ظالم همراهيش كرده بودند، همگي تحت تعقيب حاميان ظالم قرار گرفته اند.</span><!--more--></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">شايد به همين زودي‌ها كتب درسي مدارس به كل تغيير كند و لبان تشنبه ياران حسين (ع)، پاكدامني شيعيان، اعمال بني اميه همچون تجاوز به عنف و مواردي چون اين از كليه متون آموزشي و ديني مدارس حذف گردند و به جاي آن بنويسند حاكم حق دارد، بر هر كسي كه نقدي بر حكومتش وارد آورد نه تنها آب را ببندد بلكه حتي حق دارد، حق نيايش را از منتقد سلب كند، در كتاب ها خواهند نوشت، مسئولان دولتي حاكم بر تمام شئون زندگي مردمند و همه بايد از اين مسئولان تمكين كنند، حتي اگر در مسائل جنسي باشد و هرگونه اعتراض به اين امر از مصاديق كفر و عناد با اسلام خواهد بود و مجرم مي بايست به اشد مجازات برسد!<br />
عاشورا اين روزها ديگر آن ابهت گذشته را در ذهنم ندارد، كه چندي پيش به جاي 72 نفر 168 نفر، به جاي كربلا در حصارك كرج، 11 روز را بدون غذا در مقابل تمام ابهت ارتش 20 ميليوني! ايستاد، و به جاي يزيديان اين بار كارمندان دولتي كه خود را دولت نهم جمهوري اسلامي ايران مي نامد، آب را بر حق طلبان بستند</span><span lang="FA">.</span>
</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">عاشورا مدت هاست كه هر روز تكرار مي شود، 1 بطري آب براي 5 دانشجو در همدان نيز كم از بستن آب بر روي آنان ندارد، اگر بني اميه حرمسرا را احيا كرد، كاركنان دولت نهم توحش و تجاوز به عنف رايج در جاهليت عرب را در ايران احيا كرده اند و رسوايي هاي كرمانشاه، سهند، زنجان و ... را پديد آورده‌اند تا اين روزها بني اميه را در تاريخ رو سپيد كرده باشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">چنديست كه شرم دارم بگويم مسلمانم، در حالي كه كساني چون مددي، سردار زارعي و... و حاميان بي چون و چرايشان چون احمدي نژاد، زاهدي، دادستان زنجان و ... ادعاي مسلماني دارند، چنديست كه وقت نوشيدن آب ديگر ياد تشنگان كربلا نمي كنم چون خاطره دانشجويان تشنه لب دانشگاه تربيت معلم لحظه اي امانم نمي دهد، چنديست ....</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">چنديست در انتظاري طاقت فرسا بسر مي برم، در انتظار خبر خودكشي شدن آن دانشجوي دختر دانشگاه زنجان در بازداشتگاههاي اين شهر و با خود مي گويم تا كي هر روز بايد خبر خودكشي شدن مظلومي در زندان و تجليل از ظالمي در گوشه كنار ميهنم را شنيده و بدون دغدغه اي به زندگي ادامه دهم؟ تصور نمي كنم او كه سكوت از ترس آبرو را بر نگزيد و فرياد رسوايي معاون فاسد و ظالم را سر داد حاظر به امضا اعتراف نامه از پيش نوشته شده مبني بر توطئه بودن ماجرا حتي پس از شكنجه هاي معمول در اين موارد، شود حال آيا بايد منتظر خبر خودكشي دختر دانشجوي زنجاني بمانم؟</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نامه اي سرگشاده به  آنان كه خود را دانشجويان عدالتخواه مي نامند]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=270</link>
<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 18:18:06 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=270</guid>
<description><![CDATA[ 
ما نوشتيم و گريستيم
ما خنده كنان به رقص برخاستيم
ما نع]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal"><span style="font-size:10pt;" dir="rtl" lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;" align="right"><span style="font-size:10pt;" dir="rtl" lang="FA">ما نوشتيم و گريستيم<br />
ما خنده كنان به رقص برخاستيم<br />
ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ...<br />
كس را پرواي ما نبود.<br />
در دور دست<br />
مردي را به دار آويختند<br />
كسي به تماشا سر برنداشت<br />
ما نشستيم و گريستيم<br />
ما با فريادي<br />
از قالب خود برآمديم.....</span>
</p>
<p class="doc4" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span lang="FA">چنديست در حين وب گردي با مطالب جالبي در وب سايت عدالتخانه كه خود را پايگاه جمعي عدالتخواهي اسلامي مي داند، روبرو مي شوم و طنز تلخ زمانه ، مرا به حيرت وا مي دارد، بخش هايي از اين مطالب را در زير برايتان مي آورم:</span><!--more--></p>
<p class="MsoNormal" style="background:#f6f6f6 none repeat scroll 0;text-align:right;" align="right"><span style="font-size:10pt;" dir="rtl" lang="FA">عضو سابق مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی</span>:<strong><span style="font-size:10pt;" dir="rtl" lang="FA"><br />
هر کس مفاسد را فریاد بزند دهانش را می بندند<br />
</span></strong><span style="font-size:8pt;" dir="rtl" lang="FA"><span> </span></span><span style="font-size:8pt;" dir="rtl"><a href="http://www.adlroom.org/vdce.z8wbjh8779bij.html"><span dir="ltr">http://www.adlroom.org/vdce.z8wbjh8779bij.html</span></a><span lang="FA"><br />
یاسر عسگری در گفتگو با خبرنگار عدالتخانه افزود: اقدامات اخير برخي مسئولان قضايي و سابقه تاريخي اقدامات آنها نشان داده است كه آنها هر وقت بخواهند، بدون توجه به شفاف سازي، اطلاع رساني و پاسخ گويي</span></span><span style="font-size:10pt;" dir="rtl" lang="FA"> </span><span style="font-size:8pt;" dir="rtl" lang="FA">در برابر اقدامات خود، عمل مي كنند تا راحت بتوانند <strong><span>دهان هر كه فریاد مي زند را ببندند</span></strong> و به جاي برخورد منطقي و مستدل با ادعاها، به <strong><span>حذف صورت مساله</span></strong> روي مي آورند.<br />
وی ضمن انتقاد از بازرسي شبانه از منزل آجرلو و سكوت مجلس و بي توجهي رئيس مجلس و بي تفاوتي نمايندگان به رسالت و حقوق نمايندگان گفت: آیا نمايندگان حداقل نمي توانستند به این شيوه برخورد دستگاه های قضايي و امنيتي اعتراض كنند؟ آیا فاطمه آجرلو به عنوان عضو برجسته کمیته تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه حق نداشته است برخی اسناد و پرونده ها را برای بررسی و مطالعه در اختیار داشته باشد؟<br />
وي افزود: <strong><span>تشكل هاي دانشجويي و نيروهاي منتقد اگر به اين شيوه ها اعتراض نكنند، در فردایی نزدیک خود قرباني اين گونه شيوه ها خواهند شد.<br />
</span></strong>عضو سابق شوراي مركزي جنبش عدالتخواه دانشجويي، بي تفاوتي، سكوت و توجيه گري خواص جامعه، اساتيد و نخبگان حوزه و دانشگاه و تشكل هاي دانشجويي و رسانه هاي خبري نسبت به مسائل روز جامعه را خيانت به مردم و آرمان هاي انقلاب اسلامي دانست و افزود: مسئولان به جاي عمل به وظايف شان، از منتقدين و عدالتخواهان مي خواهند كه سكوت كنند و چشم بر ظلم و ستم هايي كه بر مردم مي رود، بپوشند چرا كه دشمنان سوءاستفاده مي كنند يا مصلحت نيست يا اينكه نظام تضعيف مي شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="background:#f6f6f6 none repeat scroll 0;margin-bottom:7.5pt;text-align:right;" align="right"><strong><span style="font-size:8pt;" dir="rtl" lang="FA">دکتر علی مطهری خبر داد:<br />
نامه 150 نماينده در اعتراض به برخوردهاي اخير قوه قضائيه</span></strong>
</p>
<p class="MsoNormal" style="background:#f6f6f6 none repeat scroll 0;margin-bottom:7.5pt;text-align:right;" align="right"><span style="font-size:8pt;"><a href="http://www.adlroom.org/vdcb.8b5urhbgziupr.html">http://www.adlroom.org/vdcb.8b5urhbgziupr.html</a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="background:#f6f6f6 none repeat scroll 0;margin-bottom:7.5pt;text-align:right;" align="right"><span style="font-size:8pt;" dir="rtl" lang="FA">نماينده مردم تهران در مجلس از جمع آوري امضاي نمايندگان براي ارائه نامه‌اي به قوه قضائيه در اعتراض به عملكرد اين قوه نسبت به احضار و بازجويي از برخي نمايندگان خبر داد.<br />
مطهري اضافه كرد: <strong><span>عملكرد اخير قوه قضائيه در بازداشت و بازجويي بعضي از نمايندگان اين شبهه را ايجاد كرده كه اين گونه برخوردها نوعي انتقام‌گيري از تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائيه است.</span></strong></span></p>
<p class="MsoNoSpacing" dir="rtl"><span lang="FA">يادشان بخير دوران مجلس ششم و كفن پوشان و مسونيت قضايي نمايندگان مجلس و ميدان آرامگاه بوعلي سينا در همدان<br />
يادشان بخير حسين لقمانيان، زندان، طومارهاي اعلام حمايت از لقمانيان و باز كفن پوشان!!<br />
يادشان بخير دانشگاه رازي كرمانشاه، دانشگاه زنجان و... و آن كفن پوشان!!<br />
<span> </span>يادشان بخير حراست، فساد اخلاقي و كفن پوشان!!<br />
يادشان بخير سكوت، نمايندگان وابسته مجلس ششم، ... و كفن پوشان!!!<br />
امروز عدالتخوانه!!! نيروهاي منتقد را دعوت به انتقاد به وضعيت موجود مي كند، تا مبادا خود روز قرباني شوند، امروز عدالتخوانه از حمله به مجلس مي گويد، نمي خواهم فكر كنم اعضاي اين عدالتخوانه 5 يا 6 سال پيش كجا بودند و چه مي گفتند، اما تمامي اين سخنان را روزي گروهي كه پرچم دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) را بر بالاي سر داشتند مي گفتند و گروهي كفن پوش فرياد بر مي آوردند كه وا مسيبتا كه اينان چه مي گويند و<span> </span>مسئولان پاك كشور را به چه اتهامات واهي‌اي متهم مي كنند.<br />
دوست ندارم كه فكر كنم، امروز آنان كه فرياد دفاع از مجلس را سر مي دادند، چه شده اند و چه روزگاري مي گذرانند، كه حتي تصور وضعيت آن جوانان عاشق ميهن بسيار دردناك است، اما اينان كه امروز شعارهاي فرسوده 6 سال پيش را بيرون كشيده اند، يك توصيه به اينان دارم، خواهش مي كنم خواهران كوچكتر خود را به دانشگاه مفرستيد كه تصور اينكه 6 سال بعد آن چه بر دختران دانشگاه‌هاي كرمانشاه، زنجان، لاهيجان، سيستان و بلوچستان و... بر خواهران شما رود برايم بسيار درد ناك است،<span> </span>از شما تمنا دارم، دختران فاميلتان را در پستو خانه ها پنهان كنيد، كه طاقت ندارم<span> </span>اگر 6 سال بعد از اين روز آنچه بر دانشجويان دختر دانشگاههاي كرمانشاه، زنجان، لاهيجان، سيستان و بلوچستان و... رفته است بر نزديكان و هم فكران شما رفت، سكوت امروز شما را يادآور شوم.<br />
هنوز چشمان مادر دكتر زهرا بني يعقوب از اشك خيس است، اين روزها دولتمردان به معلمان آينده (دانشجويان تربيت معلم تهران – واحد كرج) آموخته اند كه تنها يزيد نبود كه آب بر مسليمن مي بست، اين روزها هنوز دانشگاه راز كرمانشاه داغ دار است، هنوز دانشجويان دانشگاه زنجان شرمگينند كه چگونه چنين مسئولي در دانشگاه انان ... هنوز دانشگاه آزاد اسلامي!!! واحد لاهيجان، سردر گم است كه چگونه فاجعه رخ داده در آن دانشگاه را توجيه كند، هنوز دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان داغ هم دانشگاهيشان را بر دل دارند، هنوز ... حتي اين روزها حسين لقمانيان به دليل عمق فاجعه مديريت كشور و به خصوص وزارت علوم كمتر به آن چه بر او<span> </span>و ساير نمايندگان مجلس رفت، فكر مي كند.<br />
اين روزها روزهايي است كه برخي مواقع فكر مي كنم، به راستي آيا قرار داد ميان دولت و مردم را نمي توان يك سال زودتر به موجب قاعده اسلامي "نفي سبيل" فسخ كرد؟</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مسائلي پيرامون ترور احمدي نژاد]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=269</link>
<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 06:38:31 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=269</guid>
<description><![CDATA[مشاور محمود احمدی‌نژاد در امور انسانی، با تأیید خبر خن]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">مشاور محمود احمدی‌نژاد در امور انسانی، با تأیید خبر خنثی شدن طرح ربودن و ترور رئیس‌جمهور ایران در عراق گفته که «دشمنان» قصد داشته‌اند در اجلاس فائو در ایتالیا نیز وی را از پای درآورند</span><span dir="ltr">.</span><span style="font-family:&#34;" lang="FA"><br />
خبرگزاری فارس (هماني كه<span> </span>چندي پيش به جرم دروغ پردازي توقيف موقت شده بود) <span> </span>دوشنبه (30 اردي بهشت) <span> </span>به نقل از علی ذبیحی مشاور رییس‌جمهور در امور نیروی انسانی اعلام کرد که طرح ترور آقای احمدی‌نژاد در فائو شکست خورده است</span><span dir="ltr">.</span><span style="font-family:&#34;" lang="FA"><br />
به گفته آقای ذبیحی با روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴ شمسی </span><span dir="ltr">«</span><span style="font-family:&#34;" lang="FA">منافع نامشروع بسیاری از قدرت‌های خارجی و حتی محافل داخلی به خطر افتاده و از این رو برخی به فکر برکناری یا ترور رییس‌جمهور افتادند</span><span dir="ltr">.»</span><span style="font-family:&#34;" lang="FA"><br />
البته بايد گفت: در این اجلاس محمود احمدی‌نژاد و رابرت موگابه رؤسای‌جمهور ایران و زیمبابوه از سوی سران کشورهای غربی و گروه‌های حقوق بشر به تحمیل گرسنگی به مردم کشورهایشان متهم شدند</span><span dir="ltr">.</span><span style="font-family:&#34;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">از خانه كه بيرون مي روي، كمي با دقت به اطرافت نگاه كن، اگر سوار اتوبوس شركت واحد (به خصوص در تهران، كرج و ساير ابر شهرهاي ايران) مي شوي با دقت به حرفهاي اطرافيانت گوش كن، ....، از آنجايي كه امكان داره به يكي از جرم<br />
‌هاي اقدام عليه امنيت ملي!!، سلطنت طلبي، سياه نمايي، توهين به روحانيت، توهين به ولايت مطلقه فقيه، دروغ پراكني، شايعه پراكني به قصد ضربه زدن به نظام و ... دستگير شوم و به زندان هاي طولاني مدت محكوم گردم، از بازگويي چيزهايي كه در اينگون اماكن مي شنويد در وبلاگم خودداري مي كنم.<br />
يادم نمي ياد كجا خوندم اما توي يكي از اين سايت هاي خبري يك گفتگو با يكي از مسئولان گارد حفاظت رئيس دولت نهم بود كه مي گفت رئيس دولت از اينكه سپري شده كه جلوي توهين به آقا رو مي گيره و همه چيز<span> </span>رو به خاطر آقا به تن خريده تو تن خودش نمي گنجه (فكر كنم فهميده باشيد كه نقل به مضمون بود)، آخه!!! بيچاره هميشه سوار پ‍ژوه 504 شخصي خودشه، تا حالا اتوبوس شركت واحد يا تاكسي سوار نشده كه متوجه بشه مردم اين كشور مي دونن كه اين احمدي نژاد ... (به دلايلي كه در بالا قيد شد از انتشار شنيدها معذورم) و تمامي مشكلات خود را از جانب خود ... (به دلايلي كه قبلاً قيد شد از انتشار شنيدها معذورم).<br />
البته اين بيچاره احمدي نژاد در مورد نقشه ترورش راست مي گه، آخه تو اجلاس فائو به رئوساي كشورهاي شاخ آفريقا، افغانستان و... كه در دقيقه يكي از ساكنانش دارن مي ميرن، چيزي گفته نشد، اما احمدي نژاد در كنار همتاي زيمباوه اي خودش موگابه ترور (شخصيت) شد، هر چند به قول دستي كه مي گفت احمدي نژاد ... كجا بود كه بخوان ترورش كنن!<br />
البته در مورد اين دو كشور يك نكته مهم وجود داره و اونم در مورد محدود افراديه كه توي زيمباوه گشنگي بهشون تحميل نميشه!، برخي از اخبار مي گه كه اين محدود زيمباوه اي ها اونايي هستن كه به هزار تا پارتي تونستن در صنايع نخ ريسي متعلق به ايران كه سهامش به دو دولت ايران و زيمباوه تعلق داره كار مي كنن!!!، اگه فيلمي رو كه سال پيش توي صدا و سيماي جمهوري اسلامي در مورد سفر به آفريقا نشون مي داد رو ديده باشيد، اين مطلب رو تاييد خواهيد كرد.</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ايرانيت و جمهوريت و حال نوبت اسلاميت است، اين روزها زاهدي فاتحه اسلاميت نظام را مي خواند]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=252</link>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 16:07:06 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=252</guid>
<description><![CDATA[جمهوري اسلامي ايران، روزگاري از دل فرياد‌ها و قيام ضد ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">جمهوري اسلامي ايران، روزگاري از دل فرياد‌ها و قيام ضد استبدادي پدرانمان عليه نظام ستم شاهي حكومتي با اين نام پا به عرصه وجود نهاد، حكومتي كه ثمره خون هزاران شهيد بود، از همان نخستين روزها مرگ آقاي خميني رهبر و سردمدار اين حكومت، مرتجعين شروع به حذف ايرانيت به نام دين از پهنه سرزمين تحت سيطره اين حكومت كردند تا با زير سوال بردن ايرانيت با استفاده از سايه قدرت حكومت، مليت ايراني را در ميان ايرانيان كمرنگ كنند، توطئه‌اي كه نتيجه اش تشكيل گروههاي جدايي طلب در گوشه گوشه اين سرزمين است.<br />
جمهوريت آن نيز اگر در زمان آقاي خميني توسط اعضاي انجمن حجتيه <span> </span>نابود نشد، اما توسط وارثين آن تفكر رو به كمرنگ و محو شدن نهاد تا در زمان احمدي‌نژاد و توسط اين فرد از ادبيات دولت اسلامي حذف گردد و در انتهاي مسير واژه اسلاميت بماند تا آن نيز توسط وزارتي كه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري دولت جمهوري اسلامي ايران نام دارد، زير سوال رود، وزير دولت تماميت خواه نهم چه زيبا اوج اعتقادات مذهبي خود را نشان داد و با حمايت از فاسدي چون مددي، گفت كه آن فيلم چيزي را اثبات نمي كند و عملكرد دانشجويان را غير شرعي و غير اخلاقي خواند.</span><!--more--><br />
<span lang="FA"> در ابتدا از زاهدي عذر مي خواهم كه اخلاقيات دانشجويان دانشگاه زنجان به آن ها اجازه نداد تا كمي صبر كنند تا با فيلم برداري از صحنه‌ هاي ... فيلم مورد نظر آن وزير گرام را تهيه كنند، اما در مورد شرع بايد بگويم در شرعي كه در مدارس به ما آموختند جهاد بر عليه فاسد از بزرگترين واجبات است و آبروي مومن از بزرگترين واجبات، تصور نمي كنم هيچ يك از مراجع محترم ديني بتواند به خود جرات دهد كه مددي را فردي مومن بخواند، البته اگر ديني براي متجاوزين به عنف بوجود آمده آن حديثي دگر دارد.<br />
سپس مي رسيم به مشكلات شرعي كار دانشجويان دانشگاه زنجان، من هم نقدي بر كار آنان دارم كه چرا خواستار عزل مددي و نه زاهدي شده اند، به راستي اين عملشان غير شرعي نيست، اگر خود آنان نيز در پناه فردي چون زاهدي اين آزادي را مي يافتند كه هر خطايي انجام دهند و معترض را نيز به بدترين شكل ممكن سركوب كنند، اعمالي شنيع تراز عمل مددي از آنان سر نمي<br />
زد؟<span> </span>وقتي وزيري<span> </span>جهاد براي رسوايي يك مفسد اخلاقي را غير شرعي مي داند، البته شرعي كه اين وزير بدان متوسل شده به گمان شرع و اخلاقياتي نزديك به فرشته رانده شده از درگاه الهي باشد و نه اخلاقيات انساني.<br />
واپسين موضوعي كه بايد مطرح كنم اين است كه در پي سكوت تشكيلات رهبري به عنوان متولي دين در مورد اين رسوايي دولت تماميت خواه نهم، به گمانم بايد فاتحه كليت مفهوم "جمهوري اسلامي" را خواند، كه از چندي پيش جمهوريتش تنها براي ترغيب مردم براي شركت در انتخابات استفاده مي‌شود و همينكه نيز اثبات گرديد كه اسلاميتش نيز براي سركوب مردم و نه به عنوان يك ايدئولوژي استفاده مي گردد و اگر كوچكترين نشاني از اسلاميت در يكي از قسمت هاي بدنه حاكميت يا روحانيت باقي مانده خواهشمندم براي اينكه نگويم " خدانگهدار جمهوري اسلامي" در اولين فرصت حداقل در برابري اين وزير حامي فساد از خود واكنشي نشان دهد.<br />
آموخته‌هاي من از فاجعه دانشگاه زنجان و سخنان اخير زاهدي:<br />
1- روابط اخلاقي علمي در دانشگاه<span> </span>يعني استادي براي دانشجوي دختر در كميته انضباطي پرونده سازي كند سپس<span> </span>در مقابل بي اثر كردن پرونده سازي از او درخواست روباط جنسي داشته باشد.<br />
2- ديانت ما جزو سياست ماست و سياسيت ما جزو ديانت ماست، حفيست از سوي دشمنان اسلام، لذا كساني كه كوچكترين فعاليت سياسي داشته اند از حق اعتراض به مسائل ديگر همچون مسائل ديني، صنفي و اخلاقي محرومند و نه تنها وظيفه اي در رابطه حمايت از مظلوم ندارند، بلكه حق چنين كاري را نيز ندارند (البته مداحان دولت هاي حاكم از اين مورد مستثني هستند)<br />
3- اخلاق آن چيزي نيست كه انسانيت ، شرف و وجدان حكم مي كند، اخلاق آن است كه حاكماني چون زاهدي مي گويند.<br />
و غيره!!!</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[تحليل بر حمايت ضمني رجا نيوز از يك فاعل به فساد خلاقي]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=249</link>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 12:19:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=249</guid>
<description><![CDATA[تحليل‌هاي مذحك و خنده دار سايت رجانيوز در ارتباط با وق]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span lang="FA"><span style="font-size:small;">تحليل‌هاي مذحك و خنده دار سايت رجانيوز در ارتباط با وقايع اخير دانشگاهها، كه از قول منابع آگاه خبرگزاري فارس نقل مي شد، اوج نا آگاهي مقامات آگاه!!! و تحليل گران اين دو رسانه از جريانات موجود در جنبش دانشجويي امروز ميهنمان را آشكار كرد<br />
اين روزها بر خلاف اكثريت سايت هاي متعلق به اصولگرايان كه در جريان اعتراضات اخير دانشجويي كه در دو دانشگاه در پس يك سال وعده هاي دروغين وزارت علوم به دانشجويان و در پايان فرافكني آن وزرات و در دانشگاهي ديگر در اعتراض به فساد اخلاقي معاون دانشجويي – فرهنگي دانشگاه صورت گرفته بود ، سكوت اختيار كرده بودند، رجانيوز با همراهي خبرگزاري فارس تمامي تلاش خود را براي حمايت بي چون و چرا از دولتي كه به دليل عملكردش بدون هيچ محركي خود سرآشيبي سقوط را مي پيمايد، اعلام ركدند و در مورد دانشگاه زنجان حتي در مورد يك مفسد اخلاقي كه به قول خبرنامه بوعلي سينا تشكل شبه نظامي – دانشجويي دانشگاه نيز در مقابلش به دانشجويان پيوست، از اعلام حمايت كوتاهي نكرده و قصد داشتند مسئله را پرونده سازي بر عليه يك نيروي مومن!!! جلوه دهند و جريان را "</span></span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;" lang="FA">محصول همكاري تشكلي سياسي منحل شده و دانشجويي پرونده دار در كميته انضباطي بوده است"</span><span lang="FA"><span style="font-size:small;"> و در اين ميان مذحكترين تحليل ممكن كه از زبان يك مقام آگاه بيان مي گردد "</span></span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;" lang="FA">هدف كوتاه مدت طراحان اين سناريوي دنباله دار را به آشوب كشاندن محيط هاي دانشجويي در آستانه سالروز حوادث 18 تير 87 و هدف بلند مدت آنها را استفاده ابزاري از دانشجويان براي رسيدن به مقاصد سياسي از جمله پيروزي يك جريان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري عنوان كرد".<br />
نگاهي به تاريخ دهه اخير جنبش دانشجويي و خصوصيات اين 3 دانشگاه مي اندازيم، تا اوج نا آگاهي نويسندگان رجانيوز و خبرگزاري فارس كه به تازگي از توقيف به جرم دروغ پردازي رهايي يافته پي ببريم:</span>
</p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;" lang="FA"><!--more--></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;" lang="FA">دانشگاه هاي بوعلي سينا و علوم پزشكي همدان:</span></strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;" lang="FA"> اين دو دانشگاه به دليل مسموميت شديد و گسترده دانشجويانشان در هفته گذشته روزها ملتهبي را پشت سر گذاردند، اما اگر از تركيب جمعيتي دانشجويان اين دو دانشگاه كه اكثريت مطلق كرد هستند و ميزان مشاركت در انتخابات در مناطق كرد نشين بگذريم و از كارنامه فعالين سياسي 2 سال اخير آن نيز اطلاعي نداشته باشيم، تنها صفت پلي تكنيك شهرستانهاي ايران كه به اين دانشگاهها گفته مي شود حساسيت خاصي را ايجاد مي كند كه بپرسيم چگونه چنين لغبي را دريافت داشته اند،<br />
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي بوعلي سينا و علوم پزشكي همدان (حدود 2 سال پيش منحل شد) كنش را از خود در سال 82 نشان داد تا نام اين تشكل و دانشگاههاي متبوعش براي هميشه در تاريخ ايران جاودان شود " رفراندوم نمادين دانشجويي قانون اساسي"</span><span lang="FA"><span style="font-size:small;"> رفراندومي كه در پي آن حمله كليه نيروهاي امنيتي حاضر در استان از ارتش و انصار حزب ا... گرفته تا ساير نيروهاي امنيتي و نظامي را به دانشگاه در پي داشت، رفراندومي كه نشان داد اكثريت مطلق دانشجويان بين قوانين اساسي پس از انقلاب، پيش نويس قانون اساسي مصوب شوراي انقلاب را كه هيچ گاه به مرحله اجرا نرسيد به عنوان بهترين قانون اساسي براي ايران قبول دارند، رفراندومي كه نام دانشگاههاي همدان و 31 ارديبهشت 1382 را در كنار دانشگاه تهران و 18 تير 1332 به عنوان روزهاي شكسته شدن حرمت دانشگاه توسط ارتش و ورود نيروهاي رسمي ارتش به دانشگاه براي هميشه در تاريخ به ثبت رسانيد، از همان روز تاكنون فعالان سياسي اين دانشگاه نه تنها براي شركت در هيچ انتخاباتي در دانشجو دعوت به عمل نياورده اند بلكه معمولا شديدترين خطابه ها ، بيانيه ها و سخنرانيها را در مورد تحريم انتخابات در كارنامه خود به ثبت رسانيده اند كه شاهد آن تعداد بسيار بالاي دانشجويان ممنوع التحصيل اين دانشگاه است كه بنا بر آخرين اطلاعات به بيش از 17 نفر مي رسند و چند ده برابر اين تعداد را دانشجوياني تشكيل مي دهند كه با احظار به<span>  </span>وزارت اطلاعات و سپردن تعهد به حركت در راستاي قانون اساسي با ادامه تحصيلشان موافقت شده است.</span></span>
</p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:small;"><strong><span lang="FA">دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد حصارك كرج): </span></strong><span lang="FA">در اين دانشگاه نيز مسئولان بر خلاف تعهدي كه پس از جمع آوري طومار چند متري در ارتباط با مشكلات صنفي آن در چند ماه قبل مبني بر اصلاح وضعيت داده بودند، در چند روز پيش از امتحانات كليه تعهدات را فراموش كرده و وضعيت را به شرايطي غير قابل تحمل بدل كردند كه دانشجويان چاره اي جز اعتراض گسترده را در مقابل خود نديدند، در مورد اين دانشگاه نيز اگر از اكثريت نسبي كرد و در كنار آن اقليت هاي قدرت مند بختياري و... كه در كارنامه خود كمترين شركت در انتخابات هاي جمهوري اسلامي را دارند بگذريم، تشكلي قوي و داراي سابقه به نام انجمن اسلامي دانشجويان (تاسيس 1342) وجود دارد كه حداقل در دهه اخير جز انجمن هايي بوده كه نامش هميشه زير اطلاعيه هاي تحريم انتخابات كه توسط اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت) – طيف علامه <span> </span>صادر مي شده، بوده است، فعالين سياسي اين دانشگاه تاكنون فعاليت چشمگير سياسي در حدود برنامه اخير صنفي اين دانشگاه برگزار نكرده اند و فعالان حوزه فعاليت هاي صنفي دانشگاه نيز سابقه برگزاري منظم چنين اعتراضات صنفي را در كارنامه خود نداشته اند و سوابق آنان ادعاهايي كه مبني بر خود جوش بودن اين جنبش اعتراضي عظيم تاكيد دارند را تاييد مي كند، حتي اگر برخي فعالان سياسي و برخي اعضاي شوراي صنفي دانشگاه نيز جزو دانشجويان معترض بوده باشند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><strong><span lang="FA"><span style="font-size:small;">دانشگاه زنجان:<span>  </span></span></span></strong><span lang="FA"><span style="font-size:small;">مورد دانشگاه زنجان مربوط به اعتراض به يك مسئول فاسد است كه <span> </span>در دانشگاه كه بخش اعظم فعاليت هاي دانشجويي دانشگاه را به نام اسلام تعطيل كرده اما خود به كارهاي خلاف عفت اسلامي مشغول بود، دانشگاه زنجان نيز داراي سابقه گسترده در تحريم شركت در انتخابات توسط <span> </span>تشكل انجمن اسلامي دانشجويان كه از سوي رجا نيوز و فارس متهم به طوتئه چيني و پرونده سازي براي يك استاد دانشگاه شده است را دارد، معاونت برخي اعضاي سابق اين تشكل در رسوا كردن اين معاون فاسد دانشگاه زنجان به هم كلاسي و آشنا بودن با دختري بوده كه مورد توجه<span>  </span>اين معاون فاسد قرار گرفته بود و محكوميت گسترده معاون دانشجويي فرهنگي اين دانشگاه نه فقط از سوي اعضاي اين تشكل منحله بلكه از سوي كليه دانشجو.يان حتي تشكل بسيج نيز بود و اين سوال را مطرح مي كند كه آيا به راستي نيروهاي بسيج كه براي هر گونه فعاليتي نياز مند طي مراحل داخل سازماني از ستاد بسيج دانشجويي استان (زير نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامي) هستند نيز وارد بازي سياسي گروهي خاص شده اند.<br />
حال با اين تفاسير خود قضاوت كنيد، كه رجانيوز چه گفت و از چه كساني حمايت كرد؟؟؟</span></span>
</p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span lang="FA"><span style="font-size:small;">لينك خبر رجا نيوز: </span></span><a href="http://www.rajanews.com/News/?30434"><span dir="ltr"><span style="font-size:small;color:#800080;font-family:Calibri;">http://www.rajanews.com/News/?30434</span></span></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ايسنا و دانشجويان ؛ تقابل يا تعامل.]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=248</link>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 06:29:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=248</guid>
<description><![CDATA[خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) را مي توان به عنوان يك]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) را مي توان به عنوان يكي از واپسين سنگرهايي دانست كه دولت نهم توانست در عرصه مطبوعات فتح ... نه بهتر است بگوييم ويران كند، خبرگزاري‌اي كه به واسطه اخبار دست اولش از دانشگاهها و وضعيت دانشجويان، همچنين آرمان گرايي‌اش در سطح اخبار ملي و بين المللي در كوتاه مدتي جايگاه والايي يافت كه در دولت پيشين به عنوان يكي از افتخارات ملي توسط رياست دولت به ميهمانان خارجي معرفي مي‌شد و در داخل دانشگاه به مناسبت دانشجويي بودن و از همه خودتي تر بودن تعاملي با جرايانات و جنبش هاي دانشجويي داشت كه بدان وسيله انحصار كامل اخبار دانشجويي را در سيطره خود گرفته بود.<br />
نگاهي كوتاه به اخبار اين خبرگزاري و كنش هايي كه خبرنامه هاي دانشجويي به عملكرد آن نشان مي دهند،عمق ويراني ايجاد شده در ايسنا و از سويي حساسيت جريان هاي دانشجويي به اين هم سنگر ديرين خود در محيط دانشگاه را بر همگان نمايان مي كند، خبرگزاري‌اي كه روز تريبون دانشجو بود ، اين روزها در شرايطي كه بيشترين فشارهاي بيروني از سوي نهادهاي تماميت خواه و قدرت طلب به سوي دانشجو نشانه رفته است، گاهي اخباري را بر روي<span> </span>خروچي خود مي گذارد كه خشم دانشجويان را بر مي انگيزد، خبرگزاري اي كه حتي با وجود اينكه 90 درصد دانشجويي است و براساس شواهد و بررسي پوشش خبري ايسنا، وضعيت فعلي آن حتي موجب گرديده كه خبرنگاران آن نيز در بسياري موارد پيگيري برخي اخبار دانشجويي را كه به هر دليل در موارد گذشته موجب شده ايسنا اخبار به ضرر دانشجو منعكس كند، از برنامه كاري خود كنار بگذارند و اين رويه اي است كه به راحتي مي توان در برخي حوادث مربوط به حوزه هاي سياسي- دانشجويي و صنفي- دانشجويي اين رسانه ديد.</span><!--more--><br />
<span lang="FA"> سوي ديگر اين جريان رسانه هاي نو ظهور دانشجويي كه با نام خبرنامه آغاز به فعاليت كرده‌اند هستند كه<span> </span>توجه خواص آن‌ها به خبر هاي خبرگزاري ايسنا قابل تفكر و بررسي است، با وجود آنكه ماههاست سرويس جستجو در اخبار ايسنا از كار ايستاده و امكان جستجوي اخبار در آن از ميان رفته اما خبرنامه هاي دانشجويي با دقتي بسيار زياد در اخبار اين رسانه كنكاش مي كنند و در مقابل تمامي اخباري كه در ارتباط با دانشجو مطرح مي گردد موضع مي گيرند، شدت حساسيتي كه به هيچ يك از رسانه‌ها و خبرگزاري هاي ديگر وجود ندارد كه به قول يكي از دوستان در برخي موارد مربوط به آشنايي دانشجويان با خبرنگاران ايسنا نه به عنوان يك خبرنگار بلكه به عنوان يك هم دانشگاهي است كه اين موضوع موجب مي‌گردد، دانشجويان با كوچكترين تغيير لحني در اخبار ايسنا خبر را نه از جانب اين خبرگزاري بلكه <span> </span>نتيجه فشارهاي نهادهاي دولتي يا امنيتي دانسته و در ظاهر به ايسنا و در باطن به نهادهاي امنيتي پيشت پرده چنين انعكاس خبري بتازند.<br />
تنها به نگاهي به اخبار 2 خبرنامه دانشجويي امير كبير و بوعلي سينا در پوشش خبري وقايع دانشگاههاي تربيت معلم ، بوعلي سينا و زنجان و واكنش نصبت به اخبار ايسنا كه در آن<span> </span>ابتدا به ظاهر به ايسنا اما سپس آشكارا به وزارت علوم به عنوان ناظر (بخوانيد عامل فشار) بر ايسنا حمله مي شود و با توجه به اينكه واحدهاي خبرگزاري ايسنا در كرج، همدان و زنجان به صورت دفتر خبري بوده و مي بايست اخبارشان در تهران تاييد و بر روي سايت خبرگزاري قرار گيرد،كه با توجه به <span> </span>نوع پوشش خبري آن دفاتر به خصوص در زنجان و كرج در روزهايي كه اعتراضات دانشجويي در حوزه كاريشان وجود داشت در مقايسه با كارنامه عملكردشان و نوع پوشش اخبارشان در گذشته تفاوتي معناداري مشهود است، كه چشم تيزبين دانشجو و خبرنامه هاي دانشجويي دور نمانده و با تيتر دروغ پردازيهاي ايسنا اما همانگونه كه نهادهاي امنيتي با كنش هاي خود نشان دادند كه پيام آن را درك كرده اند، ختاب به چنين نهادهايي اعلام كردند كه چنين اخبار و دروغ پردازي هايي هيچ تاثيري بر مطالبات بر حق دانشجوياني كه يا در زنجان<span> </span>به هوسراني و فساد اخلاقي مسئولي اعتراض مي كنند و يا در همدان<span> </span>به مسموميت بيش از 500 هم كلاسي خود بر اثر ناكار آمدي مديريت دانشگاه معترضند و يا در تربيت معلم به وعده‌هاي دروغين وزارت علوم در ارتباط با مسائل صنفي دانشگاهشان اعتراض دارند، نخواهد داشت.<br />
چنين كنش هايي كه هر روز در پي واكنش هاي دانشجويي به عملكردهاي ناصحيح مسئولين و برخي اخباري كه روي خروجي ايسنا قرار مي گيرد حقيقتي را آشكار مي‌كند و آن اين است كه شايد زين پس نوشته مي شود ايسنا و بايد خواند نهادهاي امنيتي – دولتي استان مرود بحث تا بتوان به پيام واقعي اخبار خبرنامه هاي دانشجويي پي برد و با اين وضع برخلاف ظاهر همچنان تعامل ميان ايسنا و دانشجويان همچنان وجود دارد ولي بازگشت همكاري به دوران پيش از اين به بازگشت وضعيت ايسنا به حالت عادي موكول گرديده است.</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[حتي با فرض اينكه ميزان راي ملت نباشد، دليل حمايت از يك دروغ گو چيست؟]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=244</link>
<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 16:37:21 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=244</guid>
<description><![CDATA[دروغ گو، دشمن خداست.
جمله فوق را هر يك از ما حداقل چندين ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-family:&#34;" lang="FA">دروغ گو، دشمن خداست.<br />
</span></strong><span style="font-family:&#34;" lang="FA">جمله فوق را هر يك از ما حداقل چندين بار در طول زندگي خود شنيده‌ايد، در تمامي اديان گيتي راستگويي از بزرگترين ارزش‌ها و دروغ گويي از منفورترين رذيلت‌ها تلقي مي‌شود، اما اين سئوال براي من مطرح است كه چگونه است دروغ گويي در راس دولت كشوري كه ادعاي ديني و ارزشي بودن دارد، سردمداري كرده و حتي برخي مراجع ديني آن كشور نيز از او حمايت مي‌كنند؟</span>
</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">تصور مي‌كنم همگي منظور مرا دريافته باشيد، احمدي‌نژادي كه مشكل كشور را پوشش دختران و پسران نمي دانست به محض دست يافتن به دولت به سراغ پوشش شهروندان رفت و حتي به محيط‌هاي خصوصي نيز سرك كشيده و به بازرسي اتاق‌هاي شركت‌هاي خصوصي پرداخت كه مبدا كسي در خلوت خود برخلاف نظر اين دولت فخيمه لباسي پوشيده باشد، تا حتي طرح كشف حجاب و كلاه پهلوي رضا شاه نيز در مقابل عملكرد اين دولت در مسئله پوشش مردم رو سپيد شود و اين روزها بشنويم كه گروه كثيري از جوانان اين مرز و بوم در قوه قضائيه به عنوان مجرم داراي پرونده قضايي هستند، البته به جرم نوع پوشش!!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">البته دولت مردان 50 سال اخير ايران بايد بسيار از احمدي‌نژاد سپاس گذار باشند، كه با بوجود آوردن تورم بيش از 20 درصدي در حالي كه نه در ايران جنگي رخ داده و نه انقلابي صئرت گرفته روي تمامي آنان را سپيد كرده باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">احمدي‌نژاد كابينه 60 ميليوني را نيز تفسير كرد و با عملكردش فضايي را به وجود آورد تا جز محدودي مداح لانه كرده در اطرافش حتي نزديكترين‌ وزيران به دولت نيز در انتظار صدور حكم استفا!!! خود هستند تا از دولت بيرون آمده و فرياد برآورند‌ كه چه برسر دستگاههاي كارشناسي دولت آمده واحمدي‌نژاد در پس مردم فريبي چه مي‌كند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">احمدي‌نژاد از مافيا و فساد اقتصادي گفت، اما ما به جاي رسوايي اعضاي مافياي اقتصادي از زارعي تا ... رسوايي اخلاقي حاميان دولت را به نظاره نشسته‌ايم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:&#34;" lang="FA">احمدي‌نژاد از ... او خيلي دروغ هاي ديگر گفته و خيلي كارها كرده است، كه در اين مجال قصد پرداختن به آن‌ها را ندارم، اما <strong>براي من به عنوان يك معتقد به اديان اسماني يك سوال وجود دارد و آن اين است كه چگونه است كه برخي بزرگان ديني (منظور گروهي از روحانيون) <span> </span>با زير سوال بردن تمامي اصول ديني و اجتماعي، حتي اصل " ميزان راي ملت است" به حمايت از چنين موجودي مي‌پردازند؟ آيا بايد به فرزندانمان بياموزيم تا زماني كه منافع ما تامين مي‌شود دروغگو حتي مي‌تواند دوست خدا باشد؟!؟!؟</strong></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دانشجويان تربيت معلم تهران (واحد كرج) جشن پيروزي گرفتند]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=241</link>
<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 15:28:42 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=241</guid>
<description><![CDATA[ دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد حصارك كرج)  پس]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;"> دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد حصارك كرج)  پس از 260 ساعت اعتصاب غذا و پس از موافقت دانشگاه و نماينده تام الاختيار وزارت  علوم با تمامي خواسته هاي دانشجويان به اعتصاب غذاي خود پايان داده و جشن پيروز  برپا كردند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;"> در صورت جلسه اي كه در ساعت 12 و 30  دقيقه بامداد پس از چندين ساعت مذاكره در طي صورت جلسه اي كه به امضا نماينده تام  الاختيار وزير علوم، رئيس حراست وزرارت علوم، نماينده فرماندار كرج، رئيس كل حراست  دانشگاه تربيت معلم ، 3 تن از اساتيد دانشگاه و اعضاي شوراي متحصنين <span> </span>رسيده و به مهر و ثبت در هيئت مميزه دانشگاه  تربيت معلم تهران (واحد حصارك كرج ) نيز رسيده است، تمامي خواسته هاي دانشجويان  متحصن پذيرفته شده و دانشگاه متعهد شده علاوه بر خواسته هاي فوق به هيچ وجه هيچ كس  را به كميته انضباطي احظار نكرده و هيچ گزارشي براي دادگاههاي انقلاب ارسال  نكند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">در پي اين پيروز دانشجويان از امروز صبح با شكستن تحصن غذاي خود، به برگزاري  جشن و شادي پرداختند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">قابل ذكر است بسياري از مواردي كه توسط نمايندگان وزير علوم پذيرفته شده  است، براي نخستين بار است كه در ازاي اعتراض دانشجويان به آن‌ها داده  مي‌شود.</span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آخرين خواسته او پس از 9 روز اعتصاب غذا: به هر كسي مي تواني اطلاع بده، جان هم دانشگاهيانم در خطر است.]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=238</link>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 15:26:11 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=238</guid>
<description><![CDATA[دقيق به خاطر نمي آورم كه از چه زماني با او آشنا شدم، اما ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>دقيق به خاطر نمي آورم كه از چه زماني با او آشنا شدم، اما زمان زيادي نيست، او دانشجوي دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد كرج) است، فكر نكنم هيچ يك از شما باشيد كه اخبار روزهاي اخير آن دانشگاه را نشنيده باشيد، اما اين آخرين تماس او هوايي دگر داشت.</p>
<p>متعجب شدم چرا تماس گرفته، حال و روز خوشي نداشت، 9 روز گرسنگي را تحمل كرده بود ... گفت كاوه تمامي گمانه زني‌هاي ديروز درست بود، آن ها نه نيروهاي جهاد دانشگاهي بلكه نيروهاي امنيتي بودند و.... شايد آخرين چيزي باشد كه از تو مي‌خواهم ولي به هر كسي كه مي‌تواني اطلاع بده، جان دانشجويان تربيت معلم كرج در خطر است، به هر كسي كه مي تواني بگو كه به اينجا بيايند كه امشب و يا فردا صبح زود واقعه‌اي در اين دانشگاه رخ مي‌دهد كه 18 تير 78 در مقابل آن حادثه اي كوچك بود ....</p>
<p>نمي دانم چكار كنم،.... عاشورايي دگر ....</p>
<p> دانشگاه تربيت معلم تهران (واحد كرج) آدرس : كرج حصارك ميدان دانشگاه</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[قتل‌هاي ناموسي؛ به نام دين اما در مقابل آن]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=235</link>
<pubDate>Mon, 02 Jun 2008 10:39:05 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=235</guid>
<description><![CDATA[نگاهي به صفحه حوادث بسياري از روزنامه‌هاي سراسري كشور]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA">نگاهي به صفحه حوادث بسياري از روزنامه‌هاي سراسري كشوركه مي‌اندازم، سرشارند از مواردي كه به قتل‌هاي ناموسي مربوط مي‌شود، اين يكي به همسرش مشكوك شده و او را به قتل رسانيده و آن يكي همسرش را با مردي ديده و آن دو را به قتل رسانيده، يكي ديگر ادعا مي‌كند كه همسرش به او خيانت كرده و براي همين او را كشته است و... و در تمامي موارد چون مربوط به ناموس!!! مي‌شود ... نمي دانم چه بگويم . همين چند وقت پيش بود كه در اخبار تلويزيون مي گفت پس از چند ده سال كه يك مرد به جرم تجاوز در زندان بسر مي‌برده تبرئه مي‌شود و قاضي بنا بر مستندات مبتني بر تحقيقات تكميلي مي‌پذيرد كه اشتباه كرده و حكم به آزادي متهم محكوم به حبس ابد داده است، ولي به راستي چند نفر از كساني كه در ايران به اين جرم محكوم شده‌اند اگر امروز زنده بودند با تحقيق بيشتر آزاد مي شدند، چند تن از آن زناني كه در اثر شك يا توهم مردي كه خيالش از سوي قانون! آسوده است كشته مي‌شوند بي‌گناهند، در فكر محو مي‌شوم و از خود مي‌پرسم كه به راستي چرا واپسين دين الهي بدين ميزان خشن و بي رحم است؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA">اما به راستي پشتوانه قوانين حامي قتل‌هاي ناموسي احكام اسلام است؟ <span> </span></span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" dir="ltr">)</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA">مواد 220 و 630 قانون مجازات اسلامي</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" dir="ltr">( </span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;"><span> </span><span lang="FA">براي پاسخ گويي بدين سوال بايد نگاهي به سير تصويب قوانين جاري بيندازيم كه در اين صورت مي بينيم اينگونه نيست، نه تنها اين قوانين براساس اسلام نيست بلكه تضادي آشكار با متن صريح قرآن دارد، در حدود يك صد سال پيش كه براي نخستين مرتبه مي خواستند براي ايران قانون بنويسند، قانون كشور فرانسه را با تغييرات جزئي به عنوان قانون ايران اعلام داشتند، در قانون فرانسه كه ميراث دوران ناپلئون بناپارت بود، موردي تحت عنوان قانون فراش وجود داشت كه به مرد اجازه مي‌داد هرگاه زن‌اش را در هم بستري با مرد ديگري ببيند مي‌تواند زنش را بكشد و قانون از مرد حمايت كرده و او را مجازات نخواهد كرد، اين قانون به مردان اجازه مي‌داد در صورت شك به زنانشان آن‌ها را بكشند و در دادگاه نيز با استناد به چنين قوانيني از مجازات‌هاي سنگين خلاص شوند، در آن سالها اين قانون به عنوان قانون كشورمان مصوب شد و در اثر اجراي آن به هنجار جامعه بدل گشت و حتي اينگونه مطرح شد كه اين موارد براساس قوانين ديني افراد مهدورالدم است<span>  </span>و پس از پيروزي انقلاب و سرنگوني نظام پادشاهي پهلوي، اين قوانين از آنجايي كه به هنجاري قدرتمند بدل گشته بود، همچنان در جاي خود ابقا شد و هيچ كنكاشي در پشتوانه ديني آن نشد، در حالي كه قرآن كريم صريحاً در سوره النساء <span> </span>آيات 15 و16مي فرمايد: ... و كساني از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، جهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آن‌ها بطلبيد؛ اگر گواهي دادند آنان (=زنان) را در خانه‌ها (ي‌خود) نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد؛ يا اينكه خداوند، راهي براي آن‌ها قرار دهد. و از ميان شما آن مردان و زناني كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) مي‌شوند، آن‌ها را آزار دهيد (و حد بر آنان جاري نماييد). و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند) از آن‌ها درگذريد. زيرا خداوند توبه‌پذير و مهربان است.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA">مردسالاري عريان حاكم بر جامعه‌ ملل خاور ميانه چنان پايه‌هاي خود را بر قوانين حامي قتل‌هاي به اصطلاح ناموسي استوار كرده كه حتي در آثار فعالان حقوق زنان كشورمان نيز به انگشت شمار مواردي بر مي‌خوريم كه به اين مسئله پرداخته باشند و بر عملكرد منافي دين فرهنگ مردسالار جامعه<span>  </span>كه با نام حفظ دين اجرا مي‌شود تاخته باشند و در اين ميان نيست روزي كه انساني به واسطه همين فرهنگ قرباني نشود.<br />
بار ديگر قرآن را ورق مي‌زنم، برگ به برگ آن را به دنبال شاهدي بر تاييديه دين بر اين قوانين مي‌گردم، اما دريغ از كلمه‌اي در اين باب، بار ديگر به ناپلئون مي‌انديشم و سرزمين فرانسه و قوانين امروز فرانسه و زنان و مرداني كه براساس دين رسمي ايران با كوچكترين درخواست كمكشان بايد حداقل 90 درصد ساكنان اين مرز و بوم به ياريشان بشتابند اما ... اخبار از اسلام آوردن زني ديگر از اهالي اروپا خبر مي‌دهد، اين زن با مطالعه قرآن به اسلام روي آورده است، آيا او مي‌داند در جوامع اسلامي قانون فراش ناپلئون از قوانين قرآن معتبرتر است؟ ... شايد سرنوشت راند عبدالقادر، دختر عراقي در يك كلام اوج تحريف دين به نفع مردسالاري را نمايان كند، راند که در دانشگاه بصره زبان انگلیسی می خواند، زمانی که به عنوان داوطلب به آوارگان کمک می کرد با پل سرباز انگلیسی 22 ساله آشنا می شود.به گفته زینب دوست نزدیک راند، ارتباط آن دو تنها به مکالمات پراکنده محدود بوده است اما راند جوان و تاثیر پذیر وعاشق پل می شود و عشق خود به پل را با زینب در میان می گذارد.این اولین و آخرین عشق جوانی راند بود و زمانی که پدرش متوجه میشود که فردی راند را در خیابان در حال حرف زدن با پل، دشمن متخاصم و مسیحی، دیده است راند را به قتل می رساند.مادر وحشت زده راند زمانی که متوجه می شود عبدالقادر با پای خود در حال خفه کردن راند است دو پسر ش حسن 22 ساله و حیدر 21 ساله را برای نجات راند می طلبد ولی حسن و حیدر به جای نجات راند با پدر خود در خفه کردن خواهرشان همراه می شوندو پس از به قتل رساندن او، جسد تکه تکه شده اش را در یک گودال پرتاب می کنند</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" dir="ltr">.</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA"> عبدالقادر می گوید"مرگ کمترین مجازات او بود.من به هیچ عنوان پشیمان نیستم.تمامی دوستانم که آنها هم مثل من پدر هستند از من حمایت می کنند.آنها می دانند کاری که راند انجام داد برای هیچ مسلمان شرافتمندی قابل پذیرش نیست. من دختر ندارم و ترجیح می دهم که بگویم هیچوقت هم دختر نداشته ام.آن دختر باعث تحقیر من در برابر خانواده و دوستانم شد.او با صحبت کردن با یک سرباز اجنبی مهمترین ارزش یک زن را از بین برد</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" dir="ltr">. </span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA">مردم کشورهای غربی شاید از این واقعه تعجب کنند اما دختران ما مثل دختران آنها نیستند که بتوانند با هرکس که می خواهند رابطه داشته باشند.دختران ما باید به مذهبشان، خانواده اشان و بدنشان احترام بگذارند</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" dir="ltr">".</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" lang="FA"><br />
عبدالقادر پدر راند معتقداست که پلیس او را آزاد کرد چون همه می دانند که عدم ارتکاب قتل ناموسی در برخی موارد امکان ناپذیر است. او می گوید:" افسران پلیس در تمام لحظات در کنار من بودند و به خاطر کاری که کرده بودم به من تبریک می گفتند". او همچنین اضافه می کند که " آن دختر، ژن های خرابش را از مادرش به ارث برده بود". مادر راند 41 ساله، به محض قتل دخترش توسط همسرش از او جدا می شود ولی هنوز به دلیل ترس از کشته شدن توسط خانواده همسر سابقش در مخفیگاه به سر می برد.عبدالقادر به محض اینکه متوجه میشود لیلا تصمیم به جدایی دارد او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و دستش را می شکند." پس از جدایی به منزل یکی از بستگانم رفتم ولی آنها هر روز یک یادداشت پشت در خانه می گذاشتند و من را روسپی خطاب می کردند.من هر شب به یاد چهره راند می افتم که چگونه زیر ضربات پدر و برادرانش کمک می طلبید.هنوز موفق به پذیرش قتل دخترم توسط همسر سابقم نشده ام. او آدم بدی نبود و در طول 24 سال زندگی مشترکمان هیچوقت فرد متهاجمی نبود.دخترم اکنون زیر خاک است ولی خداوند چه در این دنیا و چه در دنیای باقی، عبدالقادر را مجبور به پرداخت بهای عملش می کند (منبع گاردين 11 مي 2008 ترجمه توسط كانون زنان ايراني)</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;" dir="ltr">".</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دانشگاه آخرين سنگر آزادي؛ حتي براي آنان كه آزادي را بر نمي‌تابيدن]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=234</link>
<pubDate>Tue, 27 May 2008 17:41:01 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=234</guid>
<description><![CDATA[تماميت خواهان اين بار آتش را به سوي دوستان و همراهان گش]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>تماميت خواهان اين بار آتش را به سوي دوستان و همراهان گشودند، فارغ از اينكه اين موضوع يك بازي سياسي و يا هر چيز موقتي ديگري باشد، نفس عمل صدور حكم 3 ماه تعليق از فعاليت جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي‌سينا نشان دهنده اوج كم ظرفيتي مديران منصوب دولت نهم در دانشگاه بوعلي سينا را نمايان مي كند.<br />
شواهد نشان مي‌دهد مديري ناكارآمد انتصابي دولت نهم در دانشگاه بوعلي‌سينا كه با پرورش  غول تخيلي از فعالان سياسي اين دانشگاه براي مسئولان و اين افتخار دور از واقعيت كه او توانسته اين غول را مديريت كند!!! به كار خود ادامه مي‌دهد و با هم‌راهي گروهك فقط در نام دانشجويي مداح‌صفت با استفاده از گله‌مندي برخي از يكي از خودي‌ترين تشكل‌هاي دانشجويي كشور در ارتباط با سخنراني دكتر عباس پاليزدار اقدام به صدور حكم 3 ماه تعليق فعاليت براي اين تشكل كرده تا آسوده خيال از آخرين تشكل شبه دانشجويي دانشگاه و در پس سكوت ديكته شده به بسيج دانشجويي و غير قانوني بودن انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي بوعلي‌سينا و علوم پزشكي همدان و جنبش عدالتخواه دانشجويي دانشگاه بوعلي‌سينا به راحتي همچون تابستان گذشته البته نه 60 دانشجو بلكه هر جنبنده‌اي را در دانشگاه به بيدادگاه كميته انضباطي بكشانده و هر چه مي خواهد انجام دهد (جنبنده به احتمال زياد شامل اسب‌ها، گربه‌ها، سگ‌ها و... و نگهبان‌ها و... و هر موجود زنده‌اي كه در محيط محروسه ساعتي را سپري كرده است، خواهد شد!!)</p>
<p>شايد بسياري بگويند، كه دفاع از آزادي عقيده و آزادي بيان و امثال اين را نمي‌توان در ارتباط با مخالفان آن بكار برد، شايد بسياري پس از مطالعه اين مطلب عملكرد اين تشكل را برايم بازگو كنند و بگويند چرا؟ شايد برخي برايم جشن و شادماني اعضاي اين تشكل در پس انحلال انجمن را يادآوري كنن و مرا مذمت كنند، شايد ...  سكوت معنا داري اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان را در بر گرفته، اما به راستي اعتقاد به پولوراليسم و آزادي انديشه بدين معناست؟<br />
فرداي‌آزادي، فرياد آزادي، نداي آزادي و... را به چه منظور سروديم؟</p>
<p>طنز زمانه بسيار به تلخي مي‌گرايد، انحلال انجمن، كودتاهاي نظامي در نهاد شبه نظامي بسيج دانشجويي و بركناري بسيجيان آزاد انديش و اين بار جامعه اسلاميسيت كه مورد حجوم واقع شده است تا شايد آنان كه تا ديروز  شنيدن نام آزادي را نيز بر نمي‌تافتند امروز نه در گفتار بلكه در عمل  براي حفظ آخرين سنگر آزادي بكوشند ...</p>
<p>دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي‌سينا حكم 3 ماه تعليق فعاليت اين تشكل را كه به بهانه سخنراني دكتر عباس پاليزدار دبير اجرايي كميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه كه به دعوت اين تشكا و با موضوع فساد اقتصادي صورت گرفته بود، تصويت حساب رياست دانشگاه با آخرين تشكل مقاومت كننده در مقابل رويه جاري در دانشگاه دانست و گفت: از نظر ما اين حكم به تصويه حساب مسئولان دانشگاه با تشكل ما به مسئله مقاومت دو ساله ما در مقابل گفتمان رايج دانشگاه كه بر خلاف گفتمان عدالت محوري آقاي دكتر احمدي‌نژاد است و موجب رودرويي‌هاي بسياري ميان ما و دانشگاه شده است بر‌مي‌گردد.<br />
عبدا.. مرادي در ادامه افزود: در سخنراني دكتر پاليزدار نام برخي پرونده‌ها و اشخاص برده شد، كه در همان زمان برخي جريان‌هاي سياسي عاجزانه از ما مي‌خواستند از پخش لوح فشرده اين سخنراني خود داري كنيم، اما پس از پخش آن، رياست دانشگاه ابتدا عنوان كرد با دستور وزير و بعد از پافشاري ما بر رويت اين دستور عنوان كرد با درخواست وزير در اين ارتباط حكم مذكور را صادر كرده است!!!! (گفتگوي فوق ميان من -كاوه رضائي- به عنوان خبرنگار روزنامه ايران و عبدا.. مرادي صورت گرفته است)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[قدرت؛زنگ خطر فرآیندهای غیر دموکراتیک در کمپین/نوشین کشاورزنی]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=232</link>
<pubDate>Tue, 27 May 2008 16:45:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=232</guid>
<description><![CDATA[كمپین یک میلیون امضا کنشی جمعی و فعالیتی فمینیستی به مع]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://aazaadi.files.wordpress.com/2008/05/arton2041-687c1.jpg"><img class="alignleft alignnone size-medium wp-image-233" style="float:left;" src="http://aazaadi.wordpress.com/files/2008/05/arton2041-687c1.jpg?w=141" alt="" width="141" height="177" /></a>كمپین یک میلیون امضا کنشی جمعی و فعالیتی فمینیستی به معنای فعالیت در جهت احقاق حقوق زنان با مجموعه اهداف و مطالبات عینی و مشخص است. در این حرکت شایسته است نوعی از روابط قدرت جریان داشته باشد که ضمن تحقق مطالبه عینی و مشخص برابری حقوقی زنان و مردان اهداف جنبی نظیر پی ریزی روابط دموکراتیک ، ساختار رهبری افقی و توانمندی کنشگران را هم برآورده کند. در این نوشته تلاش می شود به این سوال پاسخ داده شود؛ آيا ساختار قدرت کنونی در كمپين يك ميليون امضا به گونه اي است كه باعث شود دست کم در مسير تحقق این اهداف گام برداریم و اصولا روابط قدرت در حرکتهایی نظیر کمپین چگونه باید باشد؟ براي پاسخ به این سوال به طور خلاصه به برخی از برداشتهایی كه درباره مفهوم پیچیده قدرت وجود دارد اشاره می کنم.</p>
<p class="spip">
<p class="spip"><!--more--><strong>قدرت در معنای کمی</strong></p>
<p class="spip">در تعاریف کلاسیک قدرت توانايي انسان يا گروهي از انسانها- كه غالبا مردان هستند- براي تحقق بخشيدن به اراده شان در كنش جمعي است. مبنای این نوع قدرت منابع و دارایی های مادی و غیرمادی نظیر ثروت ، تحصیلات، دانایی، روابط اجتماعی، خصوصیات روانشناختی و بطور کلی سرمایه های اجتماعی و اقتصادی است که فرد با خود به یک حرکت جمعی می آورد و یا در جریان فعالیت در آن جمع کسب می کند. در شرایط عادی ممکن است اعمال این قدرت بصورت پنهانی باشد یعنی فرد با استفاده از منابعی که در اختیار دارد تمایلات و اراده خود را بر دیگران تحمیل کند به گونه ای که آنها از این خصیصه آگاه نشوند اما در شرایط ستیز معمولا اعمال قدرت بصورت آشکار خواهد بود. این نوع نگاه به مفهوم قدرت، بر وجه کمی آن تاکید دارد یعنی فرد یا افرادی قدرت دارند و بقیه فاقد قدرت هستند. وقتي از این زاویه به قدرت نگاه كنيم، ناخودآگاه این ذهنیت شکل می گیرد كه قدرت پدیده ای ترسناك و يا مذموم است. زیرا به نابرابری میان انسانها دامن می زند و زمینه ستم برخی بر برخی دیگر را فراهم می کند. مفاهیمی نظیر سلطه یا زورآوری که به روابط قدرت نسبتا با ثبات و دارای رتبه بندی اشاره دارد ارتباط نزدیکی با برداشت اخیر از قدرت دارد. در این نوع قدرت کنشگران آزادی بسیار اندکی برای فعالیت و ارائه نظرات و خواسته هایشان دارند. بعقیده مرلین فرنچ این نوع از قدرت یا زورآوری در نظامهای سلسله مراتبی و مبتنی بر تبعيض جنسيتی نمود و بروز بيشتري می یابد و اصولا برداشتی مردانه از قدرت محسوب می شود.(1)</p>
<p class="spip"><strong>قدرت در برداشت کیفی</strong></p>
<p class="spip">در رهیافت دیگری از قدرت از جمله رویکرد میشل فوکو که اتفاقاً و علی رغم برخی انتقادات، مبنای تعاریف فمینیستی از قدرت هست معمولا به وجوه کیفی قدرت و توزیع آن در یک جمع پرداخته می شود. بر این اساس قدرت بصورت وجودی محدود و یا شی گونه نیست که فقط در تجربه خودش زیست کند، بلکه قدرت بصورت مناسباتی و رابطه ای تحلیل می شود. قدرت در شبکه ای از روابط اجتماعی و از میان عاملانی شکل می گیرد که آزادی عمل دارند و کنش گر هستند. مدل فوکو از قدرت فهمی از مقاومت به مثابه فرمی از قدرت است. جایی که قدرت وجود دارد مقاومت هم وجود دارد پس قدرت و مقاومت دو روی یک سکه هستند. فوکو در این زمینه می نویسد «مناسبات قدرت فقط متناسب با کثرتی از نقاط مقاومت می تواند وجود داشته باشد: در روابط قدرت نقاط مقاومت نقش رقیب، آماج، تکیه گاه و دستاویز را ایفا می کنند.این نقاط مقاومت در همه جای شبکه قدرت حاضر اند.پس یک مکان امتناع عظیم(یا انفعال) نسبت به قدرت وجود ندارد بلکه مقاومتهایی وجود دارند که موردی اند: ممکن، ضروری، نامحتمل،خودانگیخته، وحشی، تنها، هماهنگ، نوکرصفت، خشن، سازش ناپذیر، آماده مصالحه، منفعت جو یا قربانی خواه.»(2)</p>
<p class="spip">بدین ترتیب مناسبات قدرت به دلیل وجود نقاط مقاومت، نسبی، بی ثبات و قابل بازگشت خواهد بود. روابط قدرتی که به این شیوه قابل معکوس شدن است بر عکس مفاهیم کمی گرایانه از قدرت، روابطی نسبتا مطلوب است. حال با این مقدّمه به بررسی ساختار روابط قدرت در کمپین می پردازیم.</p>
<p class="spip"><strong>کمپین در رویارویی با چالش قدرت طلبی کنشگران</strong></p>
<p class="spip">آرمان کنشگران کمپین پرهیز از روابط سلسله مراتبی و جلوگیری از تمرکز قدرت است. با اینحال این امکان وجود دارد که در برخی مواقع عملکردها و تصمیم گیریهای کنشگران کمپین بر مبنای دسترسی به منابع قدرت بطور انحصاری صورت گیرد. این امر تا حدودی قابل فهم و شاید طبیعی به نظر برسد زیرا همه ما در فضا و محدوده تجربه های کمی گرایانه و مردانه از قدرت پرورش یافته ایم و طبیعتاً عاری از خصیصه های شخصیتی قدرت طلبی و خود رأیی نیستیم . فعالیت فمینیستی بر اساس دوری گزیدن از قدرت طلبی مردانه و معطوف به توانمندی خود و دیگران است. رعایت اصول روابط دموکراتیک در کنش جمعی زنانه تجربه ای بسیار دشوار است و شاید در برخی مواقع مشکلاتی نظیر کاهش سرعت کار را در پی داشته باشد اما عرصه به وجود آمده برای آزمون تجربه ای از این دست اگر با نقد و بازنگری مداوم همراه باشد نتایج مثبتی را به همراه دارد و به پیشبرد توسعه پایدار کمک می کند شاید بتوان ادعا کرد که این پیامد از تحقق مطالبه عینی کمپین یعنی برابری حقوقی زنان و مردان با اهمیت تر است. برای رهایی از سیطره روابط سلسله مراتب مبتنی بر زورآوری یا همان قدرت مردانه ایجاد شرایطی که سبب ساز بازیهای قدرت با حداقل سلطه شود بسیار مهم است. نقد مداوم از جمله این شرایط است. نقد می تواند به نوعی همان نقاط مقاومت تعریف شود که از سوی سایر کنشگران صورت می پذیرد. به عبارت دیگر در نگاه مبتنی بر روابط قدرت قابل انعطاف، مفهوم مقاومت به مثابه قدرت نمود می یابد. معتقدم در مدتی که از فعالیت کنشگران کمپین می گذرد، مجموعه کمپین با این نقاط مقاومت برخورد کرده است. در اینجا و برای نمونه به تجربه ای از این نوع اعمال قدرت(مقاومت) اشاره می کنم. هشتم آذرماه سال گذشته تعدادي از كنشگران كمپين كه طبق تعريف های کمی گرایانه، افرادی به ظاهر فاقد قدرت بودند گرد هم آمدند تا آسيب شناسي از وضعیت موجود و برخی اتفاقات رخ داده در کمپین را ارائه کنند. ازآنجا که این اقدام در راستای اهداف کمپین از جمله تحقق اهداف عینی و خصوصا توانمندی آن دسته از افرادی صورت گرفت که به هیچ وجه چهره و یا سابقه فعالیت های آنها در حوزه زنان از نظر زمانی برجسته نبود، نوعی مقاومت آماده مصالحه محسوب می شود.</p>
<p class="spip">در این جلسه، انتقاداتي نسبت به نحوه برخي تصميم گيري ها در کمپین مطرح شد و مصداقهای عینی آن ذکر شد.  در نهایت محورهای اساسی مهمترین انتقادات که به صورت ايميل به سایر کمیته ها ارسال شد بدین ترتیب بود:<br />
<img src="http://www.change4equality.net/dist/puce_rtl.gif" alt="-" width="8" height="11" /> چرخه اطلاعات در ميان اعضاي كمپين ناقص طي مي شود، به اين صورت كه يك عده به صورت مداوم در جريان اطلاعات قرار دارند و عده اي حتی در جريان اطلاعات مربوط به كميته ها و گروه كاري خود قرار نمي گيرند . اين موضوع از طرفي باعث كم شدن مشاركت اعضاي فعال در تصميم گيري ها مي شود و از طرف ديگر مانع توانمند سازي آنان مي شود و در كل كمپين آسيب پذير مي شود.</p>
<p class="spip"><img src="http://www.change4equality.net/dist/puce_rtl.gif" alt="-" width="8" height="11" /> در مفید بودن و یا حتی الزام وجود گروههای کوچک و جلسات بحث و بررسی و یا حتی مشورت شکی نیست اما نقد وارد شده آن است که گروههای کوچک بسته به افراد موجود در آن به احتمال زیاد وزن وتوانایی های متفاوتی خواهند داشت و ممکن است وجود یک گروه کوچک پرقدرت روی دیگر گروهها سایه افکنده و مفید فایده بودن آنها را زیر سوال ببرد و باعث شود که بنا بر ضرورت در این گروههای کوچک خاص و ثابت تصمیم گیریهایی نیز انجام شود که از خرد جمعی بی بهره باشد و با بدنه فعال ارتباطی نداشته باشد. در برابر اين انتقادها، بحث هاي زيادي مطرح شد. از جمله بحث مشکل ساختاری و بطور خاص گستردگی ساختارها. چه در آن جلسه و چه در جلسات و مباحث بعدی، بارها و بارها بر اين نكته تاكيد شد كه ساختاری که در حال حاضر برای کمپین تعریف شده در نتیجه ضرورت و نیازهای پیش رو بوده و مسلما در شرایط مختلف قابل تغییر و تعدیل به معنای انحلال یا کوچک شدن برخی بخشها خواهد بود در نتيجه در اينجا ما (کنشگران کمپین) هستيم كه ساختار را تعيين مي كنيم و قواعد را تشكيل مي دهيم. زیرا حتی در سازمان های رسمی هم كنشگر و ساختار موجود رابطه تعاملی با یکدیگر دارند و بر هم تاثير مي گذارند چه برسد به حركتی نظیر کمپین که از جنس جنبشهای نوین اجتماعی زنانه است وماهیت آن مغایر ملزومات ساختاری سازمانهای رسمی است.</p>
<p class="spip"><strong>گردش ناقص اطلاعات محصول اعمال قدرت بدون نقد</strong></p>
<p class="spip">با وجود اذعان به انعطاف پذیری کامل ساختار اداره کمپین و امکان تعدیل و انحلال بخشهای مختلف آن، معتقدم نقص گردش اطلاعات در کمپین یک میلیون امضا بیش از آنکه به خاطر نارسایی ساختاری باشد به دلایل زیر بوده است:</p>
<p class="spip">1- اعمال قدرت برخی کنشگران به پشتوانه سرمایه اجتماعی و میزان فعالیت: اعمال قدرت بی چون و چرای کنشگران می تواند نتیجه سرمایه اجتماعی و اقتصادی و یا حتی خصیصه های شخصیتی آنان باشد. علاوه بر این همه افراد به یک میزان در کمپین فعالیت نمی کنند. برای برخی از افراد، کمپین و فعالیت در آن تمام زندگی است یعنی به آن به عنوان یک فعالیت اجتماعی حاشیه ای نگاه نمی کنند اما برخی دیگر به اجبار و یا از سر انتخاب نگاهی دیگر به این نوع فعالیت دارند. طبیعی است کسانیکه برای کمپین زحمت بیشتری می کشند و هزینه های مادی و معنوی بیشتری صرف می کنند خود به خود از قدرت بیشتری برخوردار می شوند و این امر تا حدودی اجتناب ناپذیر است و مطرح کردن آن در اینجا از جهت برحق یا ناحق بودن آن نیست. در واقع این اعمال قدرت با نگاهی کمی گرایانه به قدرت که در سطور اولیه این نوشته بدان اشاره شد قابل تحلیل و تبیین است. اما به لحاظ دیدگاه کیفی به قدرت، یعنی نگاه به دیگر اشکال قدرت و بطورکلی توزیع روابط قدرت ، راهکار گفتگو و مقاومت در برابر این نوع قدرت سبب می شود تصمیم گیری های فردی و یکجانبه کنشگران در جهت تصمیم گیریها و نظرخواهی جمعی سوق داده شود. بدین ترتیب افرادی که به هر دلیل واجد قدرت بیشتری شده اند می توانند در مسیر قدرت بخشی به دیگران هم گام بردارند تا مفهموم واقعی توانمند سازی عملی شود.</p>
<p class="spip">2- شیفتگی نسبت به شخصیتهای مقتدر: در هر حرکت و فعالیت جمعی، افرادی وجود دارند که ازاقتدارو جاذبه شخصیتی برخوردارند. سابقه فعالیتهای موفقیت آمیز قهرمان مآبانه پیشین، خصوصیات رفتاری، خصیصه های مدیریتی و بطور کلی هر آنچه که باعث می شود فرد درجمع مقبولیت پیدا نماید و به عبارت دیگر واجد کاریزمای شخصیتی شود از این جمله است. افراد پیرامون با توجه به نحوه تربیت در جامعه استبدادی ممکن است در تعاملات خود با این دسته از کنشگران کمپین یا چنان شیفته شخصیت آنها شوند که قوه نقد منطقی را از دست دهند و یا علی رغم درک نکات منفی رفتاری، به دلیل سیطره و نفوذ شخص مقتدر جرأت مخالفت و اظهار نظر واقعی را از دست دهند. طبیعی است که در این شرایط هر روز بر قدرت و میزان محق بودن این دسته از کنشگران برای رهبری جمع افزوده می شود. بدون اینکه سایرین بتوانند نقاط منفی رفتار آنها را دریابند یا گوشزد کنند.</p>
<p class="spip">3- اختلافات و درگیریهای فردی و شخصی: خصوصیاتی نظیر قدرت طلبی، تکبرّ، حسد و بطورکلی عدم سازگاری اخلاقی و روحی افراد با یکدیگر در هر حرکت جمعی ممکن است سبب ساز دعوا،اختلاف و دلخوری شود. روابط افراد درکمپین نیز به دو دلیل از این آفت مستثنی نیست. نخست آنکه به دلیل عدم دسترسی به فضاهای عمومی بسیاری از جلسات کاری در فضاهای خصوصی از جمله منازل شخصی افراد برگزار می شود. علی رغم اینکه برگزاری مراسم و بطورکلی روابط دوستانه و غیررسمی در حرکتهای زنانه نکته ای مثبت است و نشانه روابط و اخلاق زنانه است اما افراط در این روابط که بدلیل اجبار و فشارهای بیرونی به وجود آمده باعث می شود حاشیه های ناخوشایندی در روابط بین افراد به وجود آید و زمینه اختلاف درگیری و حرف و حدیثهایی را فراهم کند که مانع پیشبرد اهداف کمپین است(4).علاوه براین، سابقه دوستی و فعالیت تعدادی از کنشگران نیز به کمپین محدود نمی شود واین افراد با مجموعه ای از مشکلات یا درگیریها که ریشه در گذشته دارد کار در کمپین را آغاز کرده اند که مسلما در فضا و محیط احساسی و به دور از منطق و خرد که معمولا بر کارهای جمعی در جامعه ما سایه افکنده این اختلافات مشکل ساز می شود. این بحث به عقیده من یکی از معضلات اصلی و مهم فعالیتهای اجتماعی در ایران است و شایسته تحلیلهای دقیق از منظر دیدگاههای خردگرایانه جامعه شناختی و روانشناختی است که فرصت پرداختن به آن در این مقاله نیست. اختلافات و ناسازگاریهایی از این دست نیز راه پذیرش نقدهای منصفانه را می بندد و بدین ترتیب تورم قدرت را در برخی از نقاط و روابط قدرت میان کنشگران ناگزیر می کند.</p>
<p class="spip">به هرحال تا زمانی که این نوع از مشکلات در کمپین وجود دارد و عزم جدی برای حل و رفع نواقص نباشد فعالیت درهرساختاری چه بصورت کمیته ای و چه بصورت گروههای کوچک که بر محوریت چند عضو ثابت و مشخص اداره می شود با مشکل ساختار سلسله مراتبی و رهبریهای قدرت طلبانه روبرو خواهد بود.</p>
<p class="spip"><strong>تشکیل هسته های خود بنیاد نقض پروسه دموکراتیک کنش جمعی</strong></p>
<p class="spip">جلسه 8 آذر که در بالا به آن اشاره شد نمونه عینی و مشخص یادآوری مشکلات ناشی از اقتدارطلبی و شکل گیری روابط و رهبریهای سلسله مراتبی و دو قطبی شدن در کمپین و در واقع سرآغازی برای این نوع نقدها بود. متاسفانه این گونه بحثها چنان که باید مورد توجه قرار نگرفت و به جای انکه بصورت بحثهایی گسترده در قالب مقاله و سمینار پی گیری شود پاسخی احساسی و واکنشی دریافت کرد. ایده هسته های خود بنیاد که در قالب رسانه مدرسه فمنیستی و با آغاز به کار آن جامه عمل پوشید هیچ گاه قبل از تشکیل، بطور گسترده، به وضوح و با شفافیت کامل مطرح نشد و تنها بعد از شکل گیری در یک نوشته دلایل نظری ان مطرح شد.(3) این طرز عمل اذهان کنشگران را متوجه این نکته کرد که تشکیل این گروه بیش از آنکه وابسته به علتهای نظری و ناکارایی صرف ساختاری باشد درگرو انگیزه پیدایش آن یعنی نوعی واکنش رفتاری دربرابر نقد های پیشین است که خصمانه و نه مسالمت آمیز تاویل شده است.البته این مساله برای آن دسته از کنشگران که از نزدیک موضوع را دنبال می کردند قابل فهم است احتمالا نظاره گران بیرونی کمپین ناگزیر محتوای مقالات منتشر شده را ملاک تحلیل و داوری قرارمی دهند. قصد من از بازگویی این ماجرا ثبت روایتی دیگر از تشکیل ایده هسته خود بنیاد است با این هدف که وقایع کوچک و بزرگی که در پس حرکتهای اجتماعی رخ می دهد شاید به تحلیل دقیقتر رخدادهای درونی کمک کند. ثبت تمامی وقایعی که در هر حرکت اجتماعی رخ می دهد علاوه بر اینکه هم نسلان و کنشگران فعلی را وادار می کند تا برای رفع آسیبهای احتمالی تلاش کنند فهم و تحیل نقاط کور و بخشهای گمشده رخدادهای جنبشهای اجتماعی فعلی را برای آیندگان میسر می کند.</p>
<p class="spip">در اینجا قصد ندارم که به کارایی و یا ناکارایی شیوه اداره کمپین بصورت هسته ها و گروههای کوچک بپردازم چرا که چندین مقاله دراین باره رد و بدل شده (5) و البته هنوز نکات مبهم و چالش برانگیز فراوانی وجود دارد که باید در مجالی دیگر به آن پرداخته شود. تنها به این نکته اشاره می کنم كه فعالیت گروههای کوچک هم، زمانی حداکثر بازده کاری را خواهد داشت و در جهت اهداف جنبی کمپین خواهد بود که ضمن حفظ ارتباط شبکه ای با یکدیگر از نوعی روابط قدرت چه درون گروه و چه در خارج گروه یعنی در ارتباط با سایر گروهها تبعیت کنند که مبتنی بر وجوه کیفی قدرت و یا همان روابط قدرت قابل انعطاف و برگشت پذیر باشد نه انواع سلطه گرایانه آن. زیرا سایر برداشتها با ماهیت حرکتهای جمعی چون کمپین در تعارض است.</p>
<p class="spip">مسلما سلسله مراتب قدرت هم می تواند درون یک گروه به وجود بیاید و هم در میان گروههای دیگر بدین صورت که یک گروه در راس قرار گیرد، این نوع سلسله مراتب برای ما که قدرت حکومتی را تجربه کرده ایم چندان خوشایند نیست . پایبند نبودن به روابط ارگانیکی بین گروههای فعال و از آن مهمتر تبعیت از دیدگاه قدرت کمی گرایانه سبب می شود که تلاش گروهها برای دسترسی به منابع قدرت بیشتر، مثلاً منابع اطلاعاتی، رسانه های پشتیبان و... به ایجاد نوعی رقابت میان گروه های به ظاهر هم آرمان بیانجامد که به جای خلق نوعی از قدرت یعنی توانمندی که باعث ایجاد لذت برای همگان می شود درد، رنج و تنش را بیافریند. این نوع روابط نابرابرو رنج آور که یادآور رقابتهای مردانه است و در جامعه ما بسیار به چشم می خورد نمی تواند الگوی مناسبی برای فعالیت های زنانه و فمینیستی باشد. معتقدم برای جلوگیری از این آسیب ضروری بود که قبل از شکل گیری گروهی چون مدرسه فمینیستی به اندازه کافی در این مورد بحث و گفتگو در می گرفت و نقاط مثبت و منفی شیوه اداره کنونی کمپین و همچنین شیوه جدید در فضایی آرام و دوستانه مورد بحث و تحلیل قرار می گرفت. امیدوارم دوستان من در این گروه در صدد پاسخ دهی برنیایند که هر کس می تواند هر نوع که خواست در کمپین فعالیت کند و در سه سند کمپین مانعی برای این امر وجود ندارد زیرا در اینجا منظور من از بحث و گفتگو ضرورتا رسیدن به یک اجماع جمعی، تصمیم گیری و یا صدور اجازه نیست بلکه بیشتر زدودن فضاهای ابهام آمیز ناشی از دلخوری بین افراد، جلب اعتماد، همکاری و نشان دادن حسن نیت در فضای پرتنش پیشین بود ، کاری که در بحث و جدل های درون گروهی و نشست های کمپین تجربه شده و به شیوه ای متعارف تبدیل شده بود. کلیت کمپین با تمامی نقصها و انتقاداتی که به آن وارد بود مسیری دموکراتیک را طی می کرد و تولد گروه هایی از این دست می توانست در چنین پروسه ای شکل گیرد که نگرفت . دراینجا قصد ندارم به دفاع از تشکیل چنین گروه هایی و یا نفی آنها بپردازم نگاه من متوجه پروسه شکل گیری این گروه ها بود که به نظر من با روند دموکراتیکی که کمپین در پیش داشت در تناقض بود که در پی خود واکنش هایی بعضا غیردموکراتیک را هم موجب شد. در اینجا قصد گله گزاری نیز ندارم چرا که این نوشته برای این منظور نوشته نشده بلکه بیشتر نگاهم متوجه این نکته است که چه کارهایی را باید در گذشته انجام نمی دادیم و چه کارهایی را در آینده می توانیم انجام دهیم تا اتحاد و همکاری میان کنشگران کمپین افزایش یابد. در این زمینه باید به نقش آن دسته از کنشگران نسل جوانتر کمپین که خود و بسیاری از دوستانم را چه در مدرسه فمینیستی و چه ساختار کنونی اداره کمپین جزء آن می دانم اشاره کنم که آنچنانکه باید با وحدت و یکدلی کار نکردیم و در نقدها بیش از آنکه نشانه های رهبری گونه و شاید قیم مآبانه نسل پیشین را به چالش بکشیم خود را هم منتسب به رهبران احتمالی دانستیم و اگر نگویم مرعوب یا مجذوب قدرت شدیم دست کم در پی گیری نقدها و ایجاد قدرت جمعی اهمال کردیم.</p>
<p class="spip">به هر حال هنوز نحوه ارتباط شبکه ای میان این گروه و شاید گروههای دیگری که دست کم در شهر تهران می خواهند فعالیت کنند مبهم است و همانطور که گفتم با چنین پیشنیه ای که درباره انگیزه پیدایش ایده کانون های خودبنیاد گفته شد بیش از آنکه بتوان تصور برقراری ارتباطی دوستانه و در جهت اهداف کمپین داشته باشیم رقابتی از جنس قدرت طلبی های مرسوم گروههای مختلف مردانه را شاهدیم. گروه گرایی و رواج عبارت "مایی" و "آنهایی" در این فضا از نشانه های این تفکر است که در فضای موجود ظاهرا گریز ناپذیر است تا جایی که ممکن است رقیب در حد و اندازاه یک دشمن تعریف شود و این خط قرمز و زنگ خطر حرکتهای اجتماعی از جمله کمپین است.</p>
<p class="spip">نقد مداوم همراه با بحث و گفتگو درباره شیوه های سازماندهی و اداره حرکت هایی چون کمپین هرچند دشوار و وقت گیر است اما تمرین نوعی از روابط دموکراتیک است که در آن همه افراد با توجه به سابقه تجربه عملی و اجتماعی، اندوخته دانش و سایر سرمایه های خود می توانند حرف خود را در نقد و یا موافقت با اتفاقات و مسائل مطرح شده بیان کنند. دست کم گرفتن و تحقیر افرادی که از نظر سنی و یا تجربه کاری رتبه کمتری دارند در جوامع استبدادی چون جامعه ما رایج است. فراموش نکنیم که فراهم کردن زمینه فعالیت و در واقع پرورش انسانهایی که بتوانند در فضایی برابر بی نگرانی از اقتدار شخصیت های بانفوذ حرف خود را بزنند و از مواضع خود دفاع کنند در فضای استبداد زده جامعه ما دستاوردی ارزشمند است و یکی از معیارهای توانمندی افراد محسوب می شود. کمپین یک میلیون امضا اگر از این مسیر عبور نکند گام در راه بی فرجام جنبشها و گروههای پیشین می گذارد که هرچند فعالیتهایی درباره زنان انجام می دادند اما سیستم رهبری آنها همچنان مردانه بوده بطوریکه قدرت طلبی و برتری جوییهای مردانه و عاری از نقاط مقاومت مثبت و آماده مصالحه را تعدیل نکرد.</p>
<p class="spip">نکته آخر اینکه انتظار داریم در حرکت جمعی چون کمپین نوعی از قدرت جریان داشته باشد که کنشگران را به این باور برساند که کسب قدرت فردی و جمعی معطوف به این هدف باشد که هر چند تجربه بیشتر قدرت بیشتری به افراد می دهد اما نباید از قدرت سایرین بکاهد. و این معنای واقعی توانمندی است.</p>
<p class="spip">پانوشتها:<br />
<img src="http://www.change4equality.net/dist/puce_rtl.gif" alt="-" width="8" height="11" /> 1Tong,Rosemarie.(1994).The feminist thougt London:Routlege</p>
<p class="spip">2--- فوکو، میشل. اراده به دانستن. ترجمه افشین چهاندیده و نیکو سرخوش.نشر نی. تهران: 1383.</p>
<p class="spip">3- لقمانی، سارا.هسته های خود بنیاد ایده ای از جنس کمپین. سایت مدرسه فمینیستی. 14 بهمن 1386.</p>
<p class="spip">http://www.feministschool.net/spip.php?article51</p>
<p class="spip">4- در این زمیته مزاجعه کنید به متن سختزاتی سمیه رشیدی در مراسم 8 مارس کمپین</p>
<p class="spip">http://www.change4equality.net/spip.php?article1793</p>
<p class="spip">5- در این زمینه به مقالات زیر نگاه کنید:</p>
<p class="spip">امینیان، هدی. کمپین تجربه ای منحصر به فرد اما غیرانحصاری. سایت تغییر برای برابری17 بهمن 1386.</p>
<p class="spip">http://www.change4equality.net/spip.php?article1658</p>
<p class="spip">مداح،هما. کمپین یک میلیون امضا، سازماندهی بدون جنبش.سایت تغییر برای برابری6 اسفند 1386.</p>
<p class="spip">http://www.change4equality.net/spip.php?article1711</p>
<p class="spip">. لقمانی، سارا. تحول در آرایش کمپین محتاج فداکاری و هوشمندی.سایت مدرسه فمینیستی. 26 اسفند 1386.</p>
<p class="spip">http://www.feministschool.net/spip.php?article303</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[اراجيف يك ناآگاه فريب خورده!! (بخش اول)]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=230</link>
<pubDate>Sat, 24 May 2008 17:13:49 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=230</guid>
<description><![CDATA[ 
نمي‌دانم چرا بعد از سالها كه از تير 78 مي‌گذره بازم، ب]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:right;" align="right"><strong><span> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;" align="right"><span style="font-family:&#34;" dir="rtl" lang="FA">نمي‌دانم چرا بعد از سالها كه از تير 78 مي‌گذره بازم، بعضي دانشجوها به ياد آن روزها رو مي كنن و يك دفعه‌اي ديگه دانشگاه نمي‌آن!<br />
نمي‌دانم چرا دانشجويان اوباش مي شن ولي اوباش دانشجو نمي‌شن!<br />
نمي‌دانم چرا هر سال كلي خرج بهسازي و توسعه دانشگاهها ميشه ولي بازم هر چند وقت يك بار برخي از دانشجويان نخبه اين مرز و بوم دانشگاه رو ول مي‌كنن ميرن اوين!<br />
نمي‌دانم چرا حادثه شيراز بمب‌گذاري نبود ولي شخصي دستگير شد كه اعتراف كرده توسط آمريكايي‌ها آموزش ديده و در شيراز بمب‌گذاري كرده!<br />
نمي‌دانم چرا گروهي كه حمايت اكثريت مردم را پشت خود دارن، براي كسب راي در انتخابات مجبور به رد صلاحيت تمامي كانديداهاي ديگه مي شن!<br />
نمي‌دانم چرا در حالي كه قوانين جنگل در كشور حاكم است رسانه‌ها اعلام مي‌كنن جنگل‌هاي كشور در حال انقراضند!<br />
نمي‌دانم چرا من پول ندارم يك وعده در روز غذا بخورم وي برخي مي‌گويند الان وضعيت زندگيم از آن روزهايي كه برنج و مرغ مي‌خوردم بهتره!<br />
نمي‌دانم چرا نويسندگان نشريات دانشجويي كه مورد استقبال دانشجويان قرار مي‌گيرند، ترم بعد رو بايد برند خونه استراحت كنن!<br />
نمي‌دانم چرا وقتي اپوزيسيون كشوري در ضربه زدن به دولت نا اميد مي‌شن، رئيس دولت بايد با سخنرانياش نه تنها اپزويسيون بلكه تمامي دول گيتي رو برعليه كشور بسيج كنه!<br />
نمي‌دانم چرا جديدا مد شده دختراي دانشجو بعد از احضار به كميته انضباطي يا رفتن به دفاتر حراست از زندگي انصراف مي دن!<br />
نمي‌دانم چرا رسانه ملي حزبي نمي‌شه ولي برخي احزاب مالك رسانه‌ملي مي‌شن!<br />
نمي‌دانم چرا دروغ‌هاي رسانه‌هاي آن ور آب درست در مي‌آن ولي حقايق عنوان شده توسط رسانه‌ملي دروغ از آب در مي‌آن!<br />
نمي‌دانم چرا وقتي براساس قانون كشوري همه حق داشته باشن از حكومت و دولت انتقاد كنن توي اون كشور كلي از فعالان سياسي توي زندان باشن!<br />
<!--[if !supportLineBreakNewLine]--><!--[endif]--></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نامه دفتر تحکيم وحدت خطاب به احمدی نژاد: به سوالات ما پاسخ دهيد]]></title>
<link>http://aazaadi.wordpress.com/?p=229</link>
<pubDate>Fri, 23 May 2008 10:53:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>كاوه رضائي</dc:creator>
<guid>http://aazaadi.wordpress.com/?p=229</guid>
<description><![CDATA[دفتر تحکيم وحدت، یکی از تشکل های بزرگ دانشجويی در اير]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><span>دفتر تحکيم وحدت، یکی از تشکل های بزرگ دانشجويی در ايران، در نامه ای سرگشاده به محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران با اشاره به اينکه پيش از اين به دليل طرح سوال هايی از وی بازداشت و به زندان منتقل شده اند، خواستار پاسخ رييس جمهوری اسلامی ايران به سوال های اين تشکل دانشجويی شده است.</p>
<p>در اين نامه سرگشاده آمده است:« سوالات ما همچنان باقی است و سياست های غلط شما در عرصه های گوناگون هر روز بر نگرانی مان می افزايد.»</p>
<p>اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در پايان از رييس جمهوری خواسته اند در نشست دو روزه اين تشکل در روزهای پنجشنبه و جمعه (امروز و فردا) در تهران حاضر شده و پاسخگوی سوالات دانشجويان باشد.</p>
<p>علی نيکو نسبتی، مسوول روابط عمومی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در گفت و گو با <strong>راديو فردا</strong> ابتدا درباره مواردی که در اين نامه سرگشاده به آنها اشاره شده است، می گويد: «روز پنجشنبه و جمعه دفتر تحکيم وحدت نشستی دارد.دفتر تحکيم وحدت از رييس جمهوری خواسته است در اين نشست شرکت کند و به سوالات دانشجويان پاسخ دهد.»</p>
<p>وی در ادامه می افزايد:« با توجه به اينکه زمانی که آقای احمدی نژاد از سخنرانی در دانشگاه کلمبيا در آمريکا بازگشت، در دانشگاه تهران در ميان دانشجويان و اساتيد نشستی برگزار کرد که وزارت علوم ميزبان اين مراسم بود، وقتی اعضای دفتر تحکيم وحدت درخواست حضور در جلسه و طرح سوال را کردند، دستور بازداشت آنها صادر شد. »</p>
<p></span></p>
<p>لی نيکونسبتی در ادامه با اشاره به دستگيری دانشجويان پس از اين جلسه می گويد:« من، پدرام رفعتی، بهنام سپهرمند، علی عزيزی و آرمان صداقتی و چ