<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>جامعه &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/جامعه/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "جامعه"</description>
	<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 20:04:29 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[انسانیت بالاتر از دیانت]]></title>
<link>http://codeineblog.wordpress.com/?p=264</link>
<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 19:48:33 +0000</pubDate>
<dc:creator>كدئين</dc:creator>
<guid>http://codeineblog.wordpress.com/?p=264</guid>
<description><![CDATA[ 
شاید یکی از دلایل نوشتن این پست اتفاقاتی است که در این ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><!--[if gte mso 9]&#62; Normal   0               false   false   false      EN-US   X-NONE   FA                                                     MicrosoftInternetExplorer4 &#60;![endif]--><!--[if gte mso 9]&#62; &#60;![endif]--><!--  --><!--[if gte mso 10]&#62; &#60;!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin-top:0cm; 	mso-para-margin-right:0cm; 	mso-para-margin-bottom:10.0pt; 	mso-para-margin-left:0cm; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin;} --> <!--[endif]--></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">شاید یکی از دلایل نوشتن این پست اتفاقاتی است که در این چند روزه گریبانگیر من شده ؛ البته مدتها بود که می خواستم در مورد حق شهروندی در ایران چیزی بنویسم ولی یک سری مسایلی که در چند هفته اخیر پیرامونم رخ داده و احتمالا در چند روز آینده ادامه خواهد داشت من را به نوشتن این متن ترغیب کرد . البته شاید این نوشته به طور مستقیم ربطی به حق شهروندی نداشته باشد ولی به گونه ای هم می تواند به این امر وابسته باشد . یکی از مواردی که در جامعه ایران همیشه بهانه ای برای زیر پا نهادن آزادی های فردی یک شهروند بوده مسئله ی دین است . دین در جامعه ایران بیشتر از اینکه مفید واقع شود و در راستای اهداف مثبتی از آن استفاده شود و وسیله ای باشد برای پیشرفت کشور ، بهانه ای شده به دست حکومت و صاحبان قدرت به منظور زیر پا گذاشت حق مسلم انسانی و سرکوب مخالفان و منتقدان به شیوه هدایت و کنترل کشور . می توانم اکنون به یقین اعلام کنم که با جدایی دین از سیاست موافقم . چرا که ما ایرانی ها ثابت کرده ایم هنوز سزاوار استفاده بهینه و مثبت از دین نیستیم . دین و مذهب چه اسلام و چه غیر اسلام به نوبه ی خود دارای نکاتی هستند که می توان با استفاده از آنها به انسانها خدمت کرد . ولی متاسفانه بهره برداری های غیر معقولانه و متحجرانه از اسلام در ایران بیشتر از اینکه دین را به ابزاری برای پیشرفت جامعه تبدیل کند ، وسیله ای شده برای سرکوب آزادی های انسانها و مخالفان . همین که کسی کوچکترین حرفی از سیاستهای اشتباه حکومت می زند ، انگ ضد ولایت فقیه بودن را به وی می چسبانند و وی را به بدترین و غیر انسانی ترین شیوه های ممکن کله پا ! می کنند . در جامعه امروز ، از دین فقط خرافات و گریه و زاری هایش به ما رسیده و همین امر موجب دین گریزی و حرکات و هنجارهای غیر منطقی بخش زیادی از شهروندان شده است . اعتقادات و حرمت خیلی از بحثهای معنوی با مدیریت غلط به سخره گرفته شده و این دین گریزی ملعبه ای شده به دست عده ای سود جو و فرصت طلب به ظاهر دین دار برای کسب درجات قدرت ... نمی خواهم زیاد وارد اینگونه مباحث شوم ، چرا که اولا خود را در حد اینگونه بحثها نمی بینم و ثانیا معتقدم که بیان هزار باره این مسایل راه به جایی نمی برد .</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">مطلب دیگه ای که می خواهم در موردش بالای منبر روم و نطق کنم بر می گردد به آزادی بیان و عقیده که تا حدود زیادی در جامعه ی ما بحث در این مورد مضحک و اشتباه است . چرا که اصلاً همچین موردی را در ایران نمی بینم . وقتی در کشوری زندگی می کنیم که ورزش و فرهنگ و اقتصاد و ... زیر سلطه سیاست های فاسد حکومت است ، حرف زدن در این مورد معنا و مفهوم ندارد . ولی نکته ای که باید گفته شود این است که از آنجایی فرهنگ آزادی بیان در ایران به گونه ای صحیح تعریف نشده ، عده ای آن را با فحاشی و تهمتهای بی روا اشتباه گرفته اند . جالب است به تازگی عده ای از وابستگان حکومت با توسل به این نکته ، براحتی حق توهین به دیگران را به خود می دهند . به عنوان مثال در جمع مجازی دوستان فرندفید ، چند دوست حاضر در این جمع که سمت و سویی موازیی با حکومت را دنبال می کردند ، حرفی از دل سوخته شان نسبت به غریب و تنها بودن رهبر زدند ! و وقتی با گفته من در مورد اینکه دلتان برای ملت بسوزد ! روبرو شدند به بدترین شکل ممکن من و امثال مرا به غرب و آمریکا و ... وصل کردند و جالب اینجاست که مرا جاسوس خواندند و وقتی با تعجب من روبرو شدند ، عنوان کردند که ما با آزادی عقیده ای که شما حرفش را می زنیم به خودتان پاسخ می گوییم ! بماند که من هیچ ربطی بین این دو مقوله پیدا نکرده ام !</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">یکی از سیاستهای غلطی که از اوایل دوران انقلاب نسبت به شهرواندان ایرانی با توسل به دین و مذهب دنبال شد ، بحث اقلیتهای مذهبی ساکن در ایران است . معتقدم وقتی شخصی در ایران زندگی می کند ، به دولت مالیات می دهد ، فعالیتهای مفید اقتصادی در این کشور به راه انداخته و در کنار خانواده اش بدون اینکه هیچ ضربه ای به ماهیت نظام وارد کند در حال سپری کردن روزگار است ، و مهمتر از این موارد به عنوان یک انسان ایرانی هوای ایران را تنفس می کند ، نباید مورد بد بینی واقع شود . نباید از حقوق به حق خود دور نگه داشته شود . چرا نمی خواهیم قبول کنیم دیانت بالاتر از انسانیت نیست ، حال بحث ملیت جای خود دارد . چرا یک فرد سنی ، کلیمی ، آشوری ، بهایی باید در چنان محدودیتی قرار گیرد که یا عطای ماندن در ایران را به لقایش می بخشد یا دست به رفتارهای تخریبی و کینه توزانه نسبت به کشور بزند ؟ من معتقدم گروههای چون جندالله و عبدالمالک نتیجه ی چنین رفتارهای غلطی از جانب حکومت هستند که می شد به جای قتل و غارت اموال و جان شهروندان ، به گونه ای مثبت در راستای تامیین امنیت بخشهایی از مرز جمهوری اسلامی ، مورد استفاده قرار گیرند . وقتی دوست و رفیق سنی مکتب من ، با وجود داشتن اطلاعات علمی و استعداد فراوان پشت درهای دانشگاه به منظور دریافت دکترای مدیریت قرار می گیرد و به جرم غیر شیعه بودن ، در اداره محل خدمتش در گوشه ای نمدار به کار گمارده شده ، یا دوست دیگری به جرم داشتن اعتقادات بهایی ، از حضور در دانشگاه و تحصیل در ایران دور نگه داشته شده ، خیلی راحت می توان به زیر پا گذاشته شدن حق و حقوق یک انسان در ایران پی برد .</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">پ ن 1 ) مشکل من ، مشکل با اسلام نیست ، مشکل با افرادی است که خود را داعیه دینداری و دین گستری می دانند ، در حالیکه ....</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">پ ن 2 ) دوست یا دوستانی که قرار است فردا ، خرخره ی بنده را بجوید ! من انسانی مسلمان و شیعه مذهبم ، ولی با اسلام و شیعه ای که شما از آن حرف می زنید تا حدود زیادی مشکل دارم !</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">پ ن 3 ) هیچ فردی از آینده خود اطلاع ندارد ، زندیگ آدمی را به جاهایی می کشاند که هرگز تصورش را نمی کند ، شاید برای مدتی نوشتن برایم مقدور نباشد . به دو دلیل ، دومین دلیلش رفتن به خدمت سربازی است و اولین دلیلش هم به دوستانی ربط دارد که ....</p>
<p style="text-align:justify;">پ ن 4 ) قرار بود برای <a href="http://1fathi.com/" target="_blank">فتحی عزیز </a>، مطلبی را به عنوان مهمان در مورد مشعل المپیک بنویسم . نوشتن در همچین وبلاگی ، افتخاری است که متاسفانه در این برهه و با توجه به مشکلات پیش آمده مقدور نشد . نمی خواستم در اولین برخورد با ایشان فردی بد قول معرفی شوم ، ولی چه کنم که روزگار است و ...</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[من به بالاترين مديونم ...!]]></title>
<link>http://shatot.wordpress.com/?p=635</link>
<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 15:15:41 +0000</pubDate>
<dc:creator>مسعود مشهدی</dc:creator>
<guid>http://shatot.wordpress.com/?p=635</guid>
<description><![CDATA[درست یکسال پیش در چنین روزی اولین پست وبلاگم رو نوشتم. ق]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">درست یکسال پیش در چنین روزی اولین پست وبلاگم رو نوشتم. قبلا هم  چند وبلاگ داشتم که جوونمرگ شدن اما هیچ کدوم تلخ نوشته ها نشد! در تلخ نوشته ها  تصمیم گرفتم صادقانه خودم باشم و بس! تجربه داشتم که اگر در دنیای مجازی بخوای دروغ  بگی یه روز مفتضحانه تموم میشی! پس شروع کردم به نوشتن با تمام احساسم و با ته  مانده صداقتم!</p>
<p align="justify">نوشتم و بغض کردم! نوشتم و اشک ریختم! راستش اولش میترسیدم مسخره  بشم بابت اینهمه احساساتی بودن! اما کم کم نوشته های ساده من به کمک <a href="https://balatarin.com/"><span style="color:#6699cc;">سایت بالاترین</span></a> جای  خودش رو باز کرد... <a href="https://balatarin.com/profile/browse/shatot"><span style="color:#6699cc;">بالاترین</span></a> برای من نعمت بود! من از اون افرادی نیستم که  برای دل خودم بنویسم! من دلم سیاهه از نوشته های ناگفته! مخاطب برای من حرف اول رو  میزنه و بالاترین عین معجزه بود در این دنیای مجازی برای من! من در اصل اجتماعی  نویسم و از سیاست گریزان اما گاهی ناپرهیزی میکنم و عوامانه از سیاست مینویسم!</p>
<p align="justify">شبی که اولین نوشته ساده خودم رو بعنوان لینک به بالاترین فرستادم  از ترس اینکه نکنه نوشته هام نتونه ارتباط برقرار کنه بعد از ارسال پست کامپیوترم  رو خاموش کردم و از محل کارم رفتم خونه! ( بعبارتی فرار کردم! ) شهامت این رو  نداشتم تا بشینم ببینم کاربران حاضر در گوشه گوشه دنیا با نوشته های من چه برخوردی  میکنن! صبح با اضطراب وارد سایت شدم از تعریف و تشویق های کاربران فهمیدم که راه رو  خطا نرفتم!</p>
<p align="justify">کاربران فهیم بالاترین این جرات و جسارت رو به من دادن تا  امیدوارانه بنویسم و کم کم نوشته های من در روزنامه هایی عین خراسان؛ جام جم؛ ایران  و چهار شبکه تلویزیونی خارج از کشور؛ رادیوی جوان ؛ رادیو زمانه و سایت های مختلف  ایرانیان خارج از کشور نشر و پخش شد! جالبه که بدونید جناب <a href="http://www.rezafazeli.com/Archive.asp"><span style="color:#6699cc;">رضا  فاضلی</span></a> پست طنز بازی وبلاگی ( <a href="../2008/06/29/khoda/"><span style="color:#6699cc;">من اگر  خدا بودم</span></a> ) رو در دو برنامه تلویزیونی خوند و تشریح و تفسیر کرد و به  این نتیجه رسید که بر طبق گفته های من خدا وجود نداره!</p>
<p align="justify">یکسال گذشت از نوشتنم ... این سال از بهترین سالهای عمرم بود و در  این سالگرد از مدیران سایت بالاترین و کاربران فهیم و فرهیخته اون کمال تشکر و قدر  دانی رو دارم! من به بالاترین و کاربرانی که من رو راهنمایی کردن مدیونم!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[افغان ها انسانهایی خون گرم و مهمان نواز هستند.]]></title>
<link>http://shatot.wordpress.com/?p=620</link>
<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 13:27:22 +0000</pubDate>
<dc:creator>مسعود مشهدی</dc:creator>
<guid>http://shatot.wordpress.com/?p=620</guid>
<description><![CDATA[چند ماه قبل برای اولین بار به منزل دوستان خانوادگی یکی ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">چند ماه قبل برای اولین بار به منزل دوستان خانوادگی یکی از اقوام که افغان بودند دعوت شدیم! اگر بگم ذهنیت من نسبت به افغان ها خیلی خوب بود دروغ گفتم چون تصویری که در ذهن من از افغان و افغانستان حک شده بود زیاد تصویر شفاف و زیبایی نبود!</p>
<p align="justify">کلا تصویری که از افغان ها در ذهن بعضی از ایرانی ها حک شده یاد اور مواردی مثل کارگری؛ دزدی؛ تجاوز؛ بی فرهنگی: طالبان و تحجر است! درست عین تصویری که در ذهن مردم بعضی کشور ها از ایرانی جماعت حک شده و ایرانی رو مساوی با تروریست و خرابکار میدونن! این خانواده افغان دو دختر و یک پسر داشتندکه هر دو دخترشان لباس محلی پوشیده بودند! با اینکه بار اول بود که به منزل اونها میرفتم اما چنان برخورد گرم و صمیمانه ای داشتند که احساس خوشایندی به من دست داد و بسیار احساس راحتی کردم!</p>
<p align="justify">پذیرایی ساده و بی ریای اونها که تموم شد سفره شام رو پهن کردن که شامل چند نوع غذای خوشمزه محلی افغانستان مثل بولانی و قابلی پلو بود. پدر خانواده فردی فرهنگی و ادیب بود و با لهجه شیرینش بعد از شام برامون شعر خوند! دختر خانواده و پسرشون هم شعر خوندن و با دست زدن مهمان ها و رقص زیبای دختر کوچکشان گرمی خاصی به مجلس داده شد! غلو نکردم اگر بگم اون شب یکی از بهترین شب هایی بود که به مهمانی میرفتم گرچه قبل از رفتن دلشوره داشتم!</p>
<p align="justify">بعد از اون مهمونی بواسطه اونها با چند خانواده افغان دیگه هم اشنا شدم و بعد از مراودت و هم نشینی با اونها شیشه ذهنم نسبت به جماعت افغان کاملا شفاف شد ... گاهی از برخورد بعضی از هموطنانم با افغان ها شرمنده میشم و خجالت میکشم! به نظر من این نوع برخورد ها بجای اینکه افغان رو حقیر کنه شخصیت خودمون رو حقیر و کوچک میکنه! اگر یک افغان جرمی رو مرتکب میشه نباید تعمیم به تمام افغان ها بدیم! مگر ایرانی و اروپایی جرم و جنایت نمیکنه؟ افغان ها انسانهایی خون گرم و مهمان نواز و البته زجر کشیده و با احساسی هستند ... کاش خیلی از ماها شیشه ذهنمون رو نسبت به اونها شفاف کنیم! تکه ای از شعر محمد کاظم کاظمی عزیز شاعر افغان رو تقدیم میکنم به تمام دوستانی که با افغان ها نامهربانند!</p>
<p align="justify">
<div></div>
<div><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"></span></div>
<p><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:x-small;"></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">پياده آمده‌بودم‌، پياده خواهم رفت‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">طلسم غربتم امشب شكسته خواهدشد </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">و سفره‌اي كه تهي‌بود، بسته خواهدشد</span></span></p>
<p><font face="Tahoma"><font size="2"></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;"> </span></span></p>
<p></font></font></span><font face="Tahoma"></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
<p></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">اگرچه مزرع ما دانه‌هاي جو هم داشت‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">و چند بتة مستوجب درو هم داشت‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">اگرچه تلخ شد آرامش هميشةتان‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">اگرچه كودك من سنگ زد به شيشة تان‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">اگرچه متهم جرم مستند بودم‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">اگرچه لايق سنگيني لحد بودم‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">دم سفر مپسنديد نااميد مرا </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">ولو دروغ‌، عزيزان‌! بحل كنيد مرا </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم‌رفت‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">پياده آمده‌بودم‌، پياده خواهم‌رفت‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">به اين امام قسم‌، چيز ديگري نبرم‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">به‌جز غبار حرم‌، چيز ديگري نبرم‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">خدا زياد كند اجر دين و دنياتان‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">و مستجاب شود باقي دعاهاتان‌ </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:small;color:#003300;">هميشه قلك فرزندهايتان پر باد </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:13.5pt;font-family:Tahoma;"><span><span style="color:#003300;"><span style="font-size:small;">و نان دشمنتان ـ هر كه هست ـ آجر باد</span> </span></span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[تهدید دوباره معلمان: يك ريال پاداش در كار نيست ]]></title>
<link>http://irazad.wordpress.com/?p=55</link>
<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 12:27:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>irFreeman</dc:creator>
<guid>http://irazad.wordpress.com/?p=55</guid>
<description><![CDATA[&#8220;و اولين سوالي كه من مي‌كنم، اين است كه چرا وزير آمو]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class="subtitle" style="margin-bottom:20px;"><strong>"و اولين سوالي كه من مي‌كنم، اين است كه چرا وزير آموزش و پرورش از زمان نخست وزيري آقاي موسوي، بايد داراي پايين‌ترين آراي نمايندگان مجلس باشد و چرا هميشه بايد استيضاح شود؟"</strong></div>
<div class="body" style="text-align:justify;"><img style="border:#000 1px solid;margin:4px;" src="http://irazad.wordpress.com/files/fa/news/1387/5/29/21283_677.jpg" alt="" align="left" />ایسنا: «مگر بنده موجب كسري در آموزش و پرورش شده‌ام؟! و اولين سوالي كه من مي‌كنم، اين است كه چرا وزير آموزش و پرورش از زمان نخست وزيري آقاي موسوي، بايد داراي پايين‌ترين آراي نمايندگان مجلس باشد و چرا هميشه بايد استيضاح شود؟! و اصلا و اساسا، چرا همه وزاري آموزش و پرورش داراي اين دو ويژگي هستند، بدون آن كه اين موضوع ربطي به نوع مجلس و دولت و خط فكري آن‌ها داشته باشد؟ لذا، كنكاش كنيم، ببينيم علت چيست.»</p>
<p>عليرضا علي‌احمدي ـ وزير آموزش و پرورش ـ اين اظهارات را روز سه‌شنبه در سومين نشست خبري خود كه به مناسبت هفته دولت و با محوريت ارائه گزارش عملكرد دولت نهم در حوزه آموزش و پرورش برگزار شد، در حالي در پاسخ به اين سوال كه «آيا ارائه گزارش عملكرد از سوي شما ارتباطي با استيضاح احتمالي شما هم دارد؟» بيان كرد كه زمزمه‌هاي استيضاح من كه بنا بر اعلام مجلس شوراي اسلامي، بررسي آن، به پس از تعطيلات مجلس موكول شده، از چندي پيش به گوش مي‌رسد.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش در اين جلسه كه البته با تاخير نيز آغاز شد، حدود يك ساعت به ارائه گزارش عملكرد كه به گفته خود، بخشي از اقدامات انجام شده در طول سه سال گذشته است، پرداخت و در ادامه، زماني كه وقت مطرح شدن پرسش‌هاي خبرنگاران رسيد، اين موضوع اعلام شد كه «محور جلسه امروز عملكرد است كه بايد گزارش داده شود و لذا پرسش‌ها در همين زمينه باشد». اين در حالي بود كه خبرنگاران خواستار مطرح كردن پرسش‌هاي خود بودند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">يك ريال پاداش در كار نيست </span></p>
<p>در هر حال در زمان واگذار شده به خبرنگاران براي ايراد پرسش‌ها، يكي از سوال‌هاي مطرح شده، بحث استيضاح بود كه با واكنش همراهان وزير مواجه شد، اما علي‌احمدي در پاسخ به اين سوال، با طرح اين پرسش كه مگر نارسايي‌هاي آموزش و پرورش، بحث يك‌سال و دو سال، چند سال است؟ افزود: ما موضوع استيضاح را يك فرصت مسلم براي بيان مسايل آموزش و پرورش تلقي مي‌كنيم.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش با اذعان به اين كه آسيب‌هاي نظام تعليم و تربيت بسيار نگران كننده است، ادامه داد: نمايندگان ملت بايد در جريان اين آسيب‌ها قرار بگيرند و ما هم وظيفه داريم كه آن‌ها را توضيح دهيم.</p>
<p>وي بيان كرد: امروز اتفاق نظر بين دولت و مجلس در مورد كسري‌هاي آموزش و پرورش به راحتي به دست نيامده، بلكه به دست آمدن آن، ناشي از مطرح شدن مسايلي مثل ساماندهي نيروي انساني آموزش و پرورش و رسيدگي به نارضايتي‌هاست.</p>
<p>علي احمدي افزود: تا چند ماه قبل، كسي به اين كه آموزش و پرورش كسري دارد، بها نمي‌داد و اين در حاليست كه ما براي حل مشكلات آموزش و پرورش پيشرفت حاصل كرده‌ايم.</p>
<p>وي با بيان اين كه ما امروز در آموزش و پرورش يك ريال پاداش به همكاران خود نمي‌دهيم و اضافه كاري پرسنل آموزش و پرورش به شدت دچار مضيقه است، گفت: امروز، اضافه كاري كمك خرج زندگي مردم است و اين در حاليست كه در آموزش و پرورش از پرداخت اين اضافه كاري خبري نيست.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">استيضاح طبيعي است، البته ثبات مديريتي هم بايد باشد </span></p>
<p>اگر سياست‌هاي كلان تعليم و تربيت در راستاي چشم‌انداز ايران 1404 ترسيم نشده، نقص و ضعف دولت نيست</p>
<p>وزير آموزش و پرورش با اشاره به دستورالعمل‌ ساماندهي نيروي انساني آموزش و پرورش كه آن را آغاز ساماندهي تقسيم كار و منابع در آموزش و پرورش خواند، اظهار كرد: امروز پولي كه براي نيروهاي حق التدريس اختصاص يافته، با نيازهاي واقعي فاصله دارد و ما و مجلس بايد اين مشكل را حل كنيم.</p>
<p>وي با تاكيد بر اين كه كمبود منابع مالي آموزش و پرورش بايد تا پيش از آغاز سال تحصيلي برطرف شود، مجلس را داراي وظيفه نظارت و در عين حال تخصيص منابع دانست و تاكيد كرد: همه وزرا، با راي مجلس فعاليت خود را آغاز مي‌كنند و استمرار خدمت آن‌ها نيز با راي مجلس است، لذا در مورد استيضاح مشكل لاينحلي وجود نخواهد داشت.</p>
<p>به گفته وي، با توجه به عمومي بودن مسايل آموزش و پرورش و همچنين عظمت اين دستگاه، طبيعي است كه اقدامات در اين حوزه در معرض سوال قرار گيرد.</p>
<p>البته علي‌احمدي معتقد است كه آموزش و پرورش نياز به ثبات مديريتي براي اجراي سياست‌ها، راهبردها و برنامه‌ها دارد و حتي اگر وزير آموزش و پرورش هم، وزير فعلي باشد يا نباشد، برخي از معاونت‌هاي مهم آموزش و پرورش بايد ثبات مديريتي داشته باشند.</p>
<p>وي به اين موضوع كه سياست‌هاي آموزش و پرورش هنوز به تصويب مراجع قانوني نرسيده و اين كه هنوز سياست‌هاي كلان تعليم و تربيت در راستاي چشم‌انداز ايران 1404 ترسيم نشده، ايراد وارد كرد و در واكنش به اين كه اين ضعف و نگاه ناقص دولت است، گفت: خير، اين موضوع يك موضوع بين دستگاهي است كه براي مثال مجلس، مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم در آن نقش دارند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">آموزش و پرورش در مورد سوءمديريت منابع، از منزه‌ترين‌هاست </span></p>
<p>علي احمدي در ادامه در پاسخ به مشكلات پيش آمده براي واگذاري سرانه مدارس، عنوان كرد: در مورد واريز سرانه مدارس، موانع ذيحسابي و مشكلات مربوط به دستگاه‌هاي نظارتي، حل شده و سرانه اكثر مدارسي كه حساب بانكي قابل دسترس داشتند، براي اولين بار به صورت مستقيم واريز شده است، البته اساسا نحوه محاسبه سرانه مدارس اشكال دارد و عدالت نيست كه به همه مدارس با يك رويه و به يك ميزان سرانه پرداخت شود.</p>
<p>وي در ادامه اين پرسش را كه تا چه حد كسري بودجه آموزش و پرورش را ناشي از سوءمديريت مي‌دانيد؟ اين گونه پاسخ داد: يكي از منزه‌ترين دستگاه كشور از حيث مديريت مالي آموزش و پرورش است، اما در عين حال، مديريت بر منابع آموزش و پرورش بسيار بهتر از اكنون مي‌تواند، باشد كه در اين راستا، ساماندهي نيروي انساني، تبديل به احسن كردن دارايي‌ها و همچنين تشكيل معاونت اقتصادي در آموزش و پرورش از جمله اقدامات است.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">«طفل معصوم، دانش‌آموز ابتدايي چه گناهي كرده كه به او بگويم: تو مردودي!»<br />
</span><br />
به گزارش «فردا» و به نقل از "ایسنا" وزير آموزش و پرورش، در مورد آمار اعتياد دانش‌آموزي نيز، گفت: كارگروه شناسايي آسيب‌هاي اجتماعي در آموزش و پرورش در حال بررسي انواع آسيب‌هاي اجتماعي در مدارس، در راستاي ريشه‌يابي، پيشگيري و كنترل آن‌هاست، اما نكته اينجاست كه اين آسيب‌ها هم منشاء محيطي دارند و هم منشاء آموزش و پرورشي و لذا اگر نتوانيم به دانش‌آموزان مهرورزي كنيم، آسيب پذيري آن‌ها از همين نقطه شروع مي‌شود و سپس عوامل محيطي نيز وارد كار مي‌شوند.</p>
<p>وي با بيان اين كه بزهكاران اجتماعي از نظام تعليم و تربيت دور افتاده‌اند و ناكامي در پيشرفت تحصيلي داشته‌اند، تصريح كرد: ما در زمينه مقابله با آسيب‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان هم فكر كرده‌ايم و هم كار كرده‌ايم، بنابراين براي مثال ارزشيابي توصيفي نيز كه بناست در مقطع ابتدايي اجرا شود، براي جلوگيري از نمونه‌هاي همين آسيب‌هاست و اساسا، طفل معصوم، دانش‌آموز ابتدايي چه گناهي كرده كه به او بگويم: تو مردودي!</p>
<p>براي اجراي قانون حذف كنكور آماده‌ايم</p>
<p>علي احمدي به آمادگي آموزش و پرورش براي اجراي قانون حذف كنكور نيز، اشاره و با بيان اين كه آموزش و پرورش دو سال است كه در پايه سوم متوسطه، آزمون سراسري برگزار مي‌كند، عنوان كرد: آموزش و پرورش خود را براي اجراي تعهدات قانون حذف كنكور كاملا آماده كرده و البته محدوديت منابع هم به نوعي در اين زمينه تاثيرگذار است.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">اين نيست كه پشت در آموزش و پرورش ايستاده باشند! </span></p>
<p>وي در ادامه با اين پرسش كه آيا استخدام نيروهاي پذيرفته شده در آزمون سال گذشته همچنان معلق خواهد ماند، مواجه شد و در پاسخ، گفت: ما به تعهد خود در قبال اين نيروها عمل مي‌كنيم، البته زماني كه منابع مالي لازم در اختيارمان قرار گيرد.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش با اشاره به اين كه بخشي از 10 هزار نيروي استخدامي سال گذشته يعني پنج هزار نيروي حق‌التدريس هم اكنون هم در حال فعاليت هستند، بيان كرد: تعهد ما در قبال نيمي ديگر كه داوطلب استخدام آزاد بودند، است و البته قطعا آن‌ها نيز شغلي دارند و اين نيست كه پشت در آموزش و پرورش ايستاده باشند.</p>
<p>وي افزود: براي تامين كسري‌هاي مالي، دولت، به دنبال طرح است و مجلس به دنبال لايحه، كه اميدواريم اين موضوع نيز به زودي حل شود.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">دولتي بودن پيش‌دبستاني، عدالت نيست<br />
</span><br />
وزير آموزش و پرورش در واكنش به اين كه شما برنامه‌هاي دراز مدتتان را در حالي عنوان مي‌كنيد كه تنها يك سال از پايان دولت نهم باقي مانده، اظهار كرد: ما كار برنامه‌ريزي، سياستگذاري و تصويب را در همين يك‌سال باقيمانده پيگيري مي‌كنيم.</p>
<p>علي احمدي در مورد واگذار شدن پيش دبستاني به بخش غيردولتي نيز، گفت: آيا اين عدالت است كه در حالي كه با كمبود شديد مالي مواجه هستيم، يك سال دوره پيش دبستاني را نيز در 12 سال تحصيلي كه پوشش آن وظيفه قانوني آموزش و پرورش است، تكفل كنيم؟ لذا پيشنهاد ما اين است كه خانواده‌هايي كه تمكن مالي دارند، هزينه دوره پيش‌دبستاني را خود تقبل كنند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">50 درصد پاداش پايان خدمت فرهنگيان واريز شده است </span></p>
<p>وي در مورد پاداش پايان خدمت بازنشستگي 86 فرهنگيان نيز، اين طور گفت كه 50 درصد مبلغ مطالبه را سهام اصل 44 گرفتيم و با اين كه خيلي سخت بود، اين حجم عظيم از سهام را فروختيم و بخشي از آن به صورت پول نقد پرداخت شده و مابقي نيز نقدا پرداخت مي‌شود كه البته منتظريم، مبلغ مابقي مطالبه رسيد شود و احيانا اگر فرهنگي نيز متقاضي اصل سهام به جاي پول نقد بود، مطالبه خود را در قالب سهام دريافت خواهد كرد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">قرارداد هيچ معلم حق‌التدريسي لغو نمي‌شود<br />
</span><br />
وزير آموزش و پرورش همچنين در پاسخ به نگراني‌هاي معلمان حق‌التدريس، اعلام كرد: قرارداد هيچ معلم حق‌التدريسي لغو نشده و تجديد مي‌شود.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">فرهنگيان وام مسكن وخودرو ازبانك‌ها دريافت مي‌كنند<br />
</span><br />
علي‌احمدي در اين نشست گزارشي از عملكرد دولت نهم در حوزه آموزش و پرورش نيز ارائه كرد.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش با تاكيد بر اين كه آموزش و پرورش پوشش تحصيلي را در حد مطلوب فراهم كرده و عدالت آموزشي از حيث دسترسي به مدارس و فرصت‌هاي آموزشي تضمين شده است، اذعان كرد: توانمندي آموزش و پرورش در مقايسه بين شهر و روستا و كلانشهرها و شهرهاي كوچك به شدت معنادار است و وقتي كه آزمون‌هاي يكسان و سراسري را در كشور برگزار مي‌كنيم، كاملا مشخص مي‌شود كه سطح امكانات آموزشي در كشور غيرمتوازن است.</p>
<p>وي به اقدامات انجام شده در زمينه رشد فضاهاي فيزيكي آموزش و پرورش نيز اشاره و اظهار كرد: تعداد مدارس فني و حرفه‌اي در طي سه سال گذشته، 6/13 درصد رشد، تعداد مراكز كاردانش، 2/15 درصد رشد با احتساب رشد 24/41 درصدي سهم دختران در اين دوره و شمار مراكز پيش دانشگاهي، 23 درصد رشد داشته و 27 باب مركز تربيت معلم به مجموع اين مراكز، 243 آموزشگاه استثنايي و 76 آموزشگاه سمپاد، 110 مدرسه شاهد، 685 مركز آموزش از راه دور، دو هزار و 256 دبيرستان و مركز پيش دانشگاهي، يك‌هزار و 215 مدرسه راهنمايي شبانه‌روزي و100 پژوهشكده دانش‌آموزي به مجموع مراكز و آموزشگاه‌هاي تحصيلي كشور، افزوده شده است.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش در ادامه به 37 برابر شدن تعداد كانون‌هاي فرهنگي و تربيتي، ايجاد 40 هزار و 856 نمازخانه در مدارس، افزودن 60 مجموعه ورزشي به فضاهاي ورزشي دانش‌آموزي، رشد 64/16درصدي تحصيلات معلمان از مقطع كارداني به كارشناسي، رشد 22 درصدي تحصيلات آن‌ها از مقطع كارشناسي به كارشناسي ارشد و رشد 22 درصدي تحصيل اين افراد از مقطع كارشناسي ارشد به مقطع بالاتر نيز اشاره كرد.</p>
<p>وي با اشاره به ارتقاي كيفيت آموزشي در مقاطع تحصيلي نيز اشاره كرد و با بيان اين كه درصد قبولي ابتدايي از 26/97 به 99/97 ، درصد قبولي راهنمايي از 93/90 به 36/91 ، درصد قبولي متوسطه از 8/71 به 69/76 و سطح باسوادي افراد شش سال به بالا از 5/84 به 86 درصد در طول سه سال گذشته افزايش پيدا كرده است، افزود: با رشد 50 درصدي آموزش‌هاي بهداشتي و تندرستي، سال گذشته، چهار ميليون دانش‌آموز تحت آموزش‌هاي سلامتي و يك ميليون و 200 هزار دانش‌آموز تحت طرح سلامت دهان و دندان قرار گرفتند.</p>
<p>علي‌احمدي به پروژه‌هاي عمراني اجرا شده در طول سه سال گذشته نيز، اشاره و عنوان كرد: تعداد پروژه‌هاي عمراني از سه هزار و 286 به سه هزار و 697 باب افزايش پيدا كرده و مجموع بودجه عمراني آموزش و پرورش به نرخ جاري و با احتساب كمك خيران مدرسه ساز به بيش از سه برابر در طول خدمت دولت نهم رسيده است.</p>
<p>وي با اعلام اين كه 28 هزار و 200 كلاس درس تحت تخريب و بازسازي و يا مقاوم‌سازي قرار گرفته‌اند، در ادامه از در مرحله تصويب قرار داشتن فلسفه آموزش و پرورش نيز خبر داد و گفت: تدوين سند 20 ساله آموزش و پرورش مبتني بر فلسفه آموزش و پرورش در حال تجديد طراحي و ساختار است.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش همچنين بيان كرد: با توجه به بازنگري در قانون مديريت خدمات كشوري، هم اكنون در حال بازنگري در ماموريت‌هاي حاكميتي در مقايسه با فعاليت‌هاي تصدي‌گري با ملاحظه ماهيت آموزش و پرورش هستيم.</p>
<p>وي آغاز تدوين برنامه درسي ملي از سال 86 را نيز از ديگر اقدامات انجام شده عنوان كرد و با ذكر اين مطلب كه همه تلاش خود را براي كپرزدايي انجام داده‌ايم، اگر چه هنوز شاهد وجود اين محروميت‌ها در برخي مناطق هستيم، به تصويب اصول نظام جامع مشاركت در آموزش و پرورش در شوراي عالي آموزش و پرورش نيز اشاره و اعلام كرد كه سند اين نظام هم اكنون در حال بررسي است.</p>
<p>وي از اخذ مجوز براي ارتقاي سطح تحصيلي مراكز تربيت معلم نيز، خبر داد و با بيان اين كه توسعه ظرفيت پذيرش دانشجو در اين مراكز در دستور كار است، در ادامه در مورد احداث يك مركز آموزش عالي براي آموزش و پرورش نيز، گفت: در اين زمينه در آينده حداقل شاهد ايجاد يك يا سه دانشگاه براي آموزش و پرورش خواهيم بود كه در اين زمينه علاوه بر مجوز رييس جمهوري، كارگروهي نيز در زمينه ساماندهي مراكز عالي آموزش و پرورش در حال ارائه طرح ايجاد دانشگاه مركزي است.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش در ادامه، با اشاره به تدوين آيين‌نامه احياي معاونت پرورشي، اين موضوع را بيان كرد كه در سال تحصيلي جديد در اكثر مدارس كشور، يك معاون يا حداقل يك مربي پرورشي تخصيص پيدا خواهد كرد.</p>
<p>وي همچنين اعلام كرد: طرح كانون ـ مدرسه، از سال جديد در مدارس ابتدايي و راهنمايي اجرايي خواهد شد.</p>
<p>علي احمدي در مورد اقدامات انجام شده براي رفع محجوريت از قرآن در آموزش و پرورش نيز، گفت: آموزش روخواني قرآن از پيش‌دانشگاهي به سوم ابتدايي منتقل شده و علاوه بر اين، در زمينه احداث نمازخانه‌هاي مدارس كه از آن غفلت شده بود، تلاش زيادي شده است.</p>
<p>وي از تشكيل كميسيون دائمي اقتصاد آموزش و پرورش در وزارتخانه نيز خبر داد و با بيا ن اين كه بنابر پيشنهاد رييس جمهور، معاونت اقتصادي آموزش و پرورش براي ارتقاي سطح معيشت فرهنگيان آغاز به كار خواهد كرد، يادآورشد: با بانك‌هاي مختلف براي واگذاري وام خريد، تعميرات و رهن مسكن، خريد خودرو و معالجه بيماري‌هاي صعب العلاج توافق شده است.</p>
<p>وزير آموزش و پرورش همچنين از دستور كار قرار داشتن بيمه نيروهاي حق التدريس، خدماتي و شركتي و نهضتي‌ها، نيز خبر داد و با يادآوري اين كه تخصيص سهام عدالت به اين نيروها نيز در دستور كار است، خاطر نشان كرد: با وزارت تعاون توافقنامه‌اي در زمينه تاسيس تعاوني‌هاي تسهيلات دهي به فرهنگيان منعقد و پيشنهاد تشكيل صندوق تعاون فرهنگيان مطرح شده است.</p>
<p>وي در مورد اقدامات بين‌المللي انجام شده نيز، توسعه مدارس خارج از كشور با مشاركت وزارت امور خارجه، تغيير در روند اداره اين مدارس و همچنين آمادگي براي فعال كردن سرمايه‌هاي ايرانيان مقيم خارج در راستاي توسعه مدارس خارج از كشور را ذكر كرد.</p>
<p>علي احمدي همچنين با عنوان اين مطلب كه مرز آموزش و پرورش از ساير دستگاه‌ها در حال شفاف شدن است، تا فعاليت‌هاي آموزش و پرورش تنها بر محورهاي آموزشي و پرورشي استوار شود، به ارتقاي سطح مديريت در آموزش و پرورش نيز اشاره كرد و با بيان اين كه حضور زنان در مديريت عالي وزارتخانه‌ توسعه داده شده است، در مورد اقدامات انجام شده در راستاي كاهش افت تحصيلي دانش‌آموزان نيز افزود: اجراي نظام ارزشيابي تحصيلي از طريق تاسيس مركز سنجش در آموزش و پرورش به كاهش اين افت كمك خواهد كرد.</p></div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پائیز آمد...]]></title>
<link>http://fozolbashi.wordpress.com/?p=133</link>
<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 08:42:48 +0000</pubDate>
<dc:creator>فضولباشی</dc:creator>
<guid>http://fozolbashi.wordpress.com/?p=133</guid>
<description><![CDATA[میراث تاراج پاییزم ،می‌بارم می‌رقصم می‌ریزم،
لبخندت ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:center;margin:0 0 10pt;"><span style="color:#808080;">میراث تاراج پاییزم ،می‌بارم می‌رقصم می‌ریزم،<br />
لبخندت فرجامم ، میجویم آرامم ، در صحن ایثار چشم تو<br />
دستانت خاک من ، می‌رویم می‌رویم ، با اشک پربار چشم تو</span></h3>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:center;margin:0 0 10pt;"> </p>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">بوی پائیز می‌آید، بوی خاک نم زده و صدای خش خش برگهای زرد زیر پای کوچک کودکان کیف به دوش که راهی مدرسه می شوند.</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">امروز صبح، ناگهان دلم برای آن صبح‌های سخت بیدار شدن بعد از سه ماه تعطیلی تنگ شد!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">برای تازه کردن دیدارها بعد از دوری چند ماهه! هرگز دلتنگ درس و مشق نمی‌شدم، اما دلتنگ دیدن دوستان چرا!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">همیشه بهترین زنگ! زنگ تفریح بود و بهترین کلاس، زنگ انشاء! چون ذوق را روی کاغذ ول میدادم و از خاطرات تابستان سال گذشته و برتری علم بر ثروت خیال پردازی‌هایم را بر کاغذ سیاه میکردم.</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">آری دلتنگم! گرچه کلاس سوم جدول ضرب ما با فلک شدن کف پا بود و مشق شب عید، چوبِ لای انگشت! ولی هنوز دلتنگ بوی نیمکتهای مدرسه‌ام! جدول ضربی که به لطف ماشین حساب همان یک ذره‌اش هم از یاد رفت.</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">ناظم چوب به دست! که اول میزد و بعد می‌پرسید ، "تو چه کار کرده بودی که دم دفتر ایستادی؟"</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">چه هیجانی داشت تقلب از لای کتاب فارسی وقتی معلم دیکته‌گو، کیف‌ها را بین ما گذاشته بود تا به خیال خودش جلوی تقلب را بگیرد.</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">معلم کلاس چهارم اهل ابداع بود، دو خط کش بزرگ چوبی، گونیا و یک پرگار بزرگ چوبی ساخته بود!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">و اما چه مزه‌ای داشت!! له له زدن چوبها بر روی دستان کوچک و نحیف ما! حداقل یاد گرفتیم دایره گرد است! مثلث سه ضلع دارد! و دو خط موازی به هم نمیرسند! حتی با زور چوب و ترکه و فلک...</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">کلاس پنجم، راه بریدن از کودکی بود، پشت سر گذاشتن پنج سال خاطره، دل کندن از محیطی آشنا؛ آسان نبود! بارها طی سالها متمادی بازگشتم و دست معلم را بوسیدم! مدرسه را بو گردم و هنوز گرفتار خاطرات کودکی‌ام بودم.</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">و اما هنوز بعد از گذشتن این همه سال جای جای مدرسه را حفظم! حتی آجرهای لق دیوار را که پشت آنها اسرارمان را پنهان میکردیم. هنوزم میتوانم کلاس به کلاس مشخصات مدرسه را شرح دهم!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">آری، اگر اهل دل باشی، هنوز روی صفحه زخمی نیمکت صدای من هست، که عاشق شدم!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">هنوز اگر در سکوت گوش جان بسپاری از کلاس‌های خالی صدای خنده‌های شاد و گریه‌های ناامید را می‌توان شنید!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">گرچه سالها گذشته! گرچه بسیار میز و مدرسه و نمیکت و معلم و استاد دیدیم و از هر کس و ناکسی چوب خوردیم! اما هیچکدام خاطره بازی‌های کودکانه زنگ ورزش را پاک نکرد!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">پشیمان از گذشتن دوران نیستم! آن زمان هم آرزویم بزرگ شدن بود! رها شدن از این همه تحقیر به جرم بچه بودم! میخواستم من بزرگ باشم تا به دیگران بیاموزم بچه‌ها هم حقوقی دارند.</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">اما دلتنگم! دلتنگ دوستی که سه سال یک نیمکت را با هم تقسیم کرده بودیم و رازدار هم بودیم! دوستی که چند سالی از او بی‌خبر بودم و این روزها فقط برای پرپر کردن گلبرگها سرخ گلها بر مزارش میرم!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">نمی‌دانم اگر من جای او خوابیده بودم آیا نام مرا به خاطر می‌آورد یا نه! حیف شد...</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">و ناخوشایند است که با این همه خاطره از دوران دبستان، نام استاد زبان فارسی دبیرستانم را به یاد نمی‌آورم! مردی عجیب! معلمی متفاوت که تجربه چنین استادی را کمتر کسی داشته!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">او تمام کتاب فارسی را تجزیه و تحلیل میکرد و از بنام خدا تا پایان را توضیح میداد! تمام کتابم شده بود مسند و مسندالیه! مضاف و مضاف‌الیه! آنقدر گفت تا ملکه ذهن همه شده بود! بنده خدا نمی‌دانست این شاگرد سر به هوایش امروز هیچکدام را به یاد ندارد، حتی نام او را...</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;"> </h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">یاد آن معلم انشاء هم بخیر! فقط یکبار در عمرم انشاء را از کتابی رونویسی کردم! نمره داد شانزده! مَرد ساده! هفته بعد دوست دیگری که انشاء نداشت همان را دوباره در کلاس با تپق فراوان و غلط و غلوط خواند! گوئی استاد این بار صبحانه کمتر خورده بود در چُرت نبود! گفت: به به! عجب انشائی! دوباره بخوان! و نمره‌اش نوزده بود!</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">و اما باز هم صدای مهر می‌آید! خش خش برگهای زرد خفته بر زمین، صدای خنده کودکانی کوله به دوشِ بازیگوش، باز مدرسه پُر میشود از اُمید، عشق و سادگی ...</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">و من هنوز دلتنگم! من هنوز عکسهای مدرسه را نگاه میکنم! یادی از پیرمرد مهربان فراش و زن بداخلاقش میکنم ...</h3>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">هر چند خیلی وقت است که دیگر کابوس شبانه‌ام امتحان و ندانستن جواب سوالات نیست، اما من هنوز خواب مدرسه را می‌بینم! من هنوز عاشقم و مطمئن هستم اسم معشوق هنوز بر روی صفحه چوبی نیمکت جای خوش کرده...</h3>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;"> </p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;">پی‌نوشت : شعر بالا ترانه‌ای از امیرحسین مدرس در تیتراژ پایانی سریالی به نام "ترانه مادری" است که میتوانید کامل آن را در <a title="ترانه مادری - امیر�سین مدرس" href="http://www.umahal.com/song/34679.htm" target="_blank">اینجا </a>مطالعه کنید و یا از <a title="ترانه مادری - امیر�سین مدرس" href="http://www.umahal.com/g.htm?id=34679" target="_blank">اینجا </a>بشنوید.</p>
<h3 class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;"><span style="font-size:14pt;line-height:115%;" dir="ltr"> </span></h3>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[کشف رابطه ای میان دندان پزشکی و زانو درد!!!]]></title>
<link>http://grayidea.wordpress.com/?p=924</link>
<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 05:33:59 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهرنوش محتشمي</dc:creator>
<guid>http://grayidea.wordpress.com/?p=924</guid>
<description><![CDATA[
شاید شما هم مثل من از آن دسته افرادی باشید که از دندان پ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://grayidea.files.wordpress.com/2008/08/dentist1.gif"><img class="alignnone size-full wp-image-927" src="http://grayidea.wordpress.com/files/2008/08/dentist1.gif" alt="" width="304" height="311" /></a></p>
<p>شاید شما هم مثل من از آن دسته افرادی باشید که از دندان پزشکی بیزارند ؟ بررسی علت این نفرت به کنار ولی برای من جالب بود که هر وقت از دندان پزشکی بیرون می آیم زانوهایم به شدت درد می گیرد ! خیلی عجیب بود چون اگر سرم یا فکم درد داشت مربوط می شد به باز ماندن دهان و فشار کار و غیره ولی زانو چه ربطی به دندان دارد ؟</p>
<p>جلسه بعدی که وقت داشتم فهمیدم که در اثر درد من ناخوداگاه بدنم را منقبض کرده و زانوهایم را نیز قفل می کنم . خوب وقتی این وضعیت 20 تا 30 دقیقه طول بکشد درد پاها طبیعی است !</p>
<p>دفعه بعدی که گذرتان به دندان پزشکی افتاد( که امیدوارم بر سر هیچ بنی بشری نیاید )  کاملا ریلکس روی تخت بخوابید و چشمهایتان را ببندید و بگذارید هر بلایی که قرار است سرتان بیاید ! حداقل با منقبض کردن , خودتان به خودتان آسیب نزنید !</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آی مردم به کجا می رویم!؟]]></title>
<link>http://mylifedigital.wordpress.com/?p=3</link>
<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 04:52:57 +0000</pubDate>
<dc:creator>دلسوخته</dc:creator>
<guid>http://mylifedigital.wordpress.com/?p=3</guid>
<description><![CDATA[انسانها در برابر یکدیگر وظایفی بر عهده دارند این مسئله ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="direction:rtl;font-family:Tahoma,sans-serif;">انسانها در برابر یکدیگر وظایفی بر عهده دارند این مسئله سوای هر مذهب و آئینی است چیزی شبیه وظیفه انسانی که ما گاهی در ادبیاتمان بکار می بریم؛معمولاً ما ایرانی ها در مورد یک مسئله خاص قضاوت خوبی نداریم علتش هم بر می گردد به عجله ای که رسانه های ما-در یک مورد خاص-به جامعه تزریق می کنند و ما بنابر خصلت احساساتی بودنمان به نوعی واکنش نشان می دهیم.این یعنی سلطه رسانه ای</span><span style="font-family:Tahoma,sans-serif;" dir="rtl">.</span><span style="direction:rtl;font-family:Tahoma,sans-serif;" lang="FA"> یادم هست چندین سال قبل سریالی از تلویزیون ما پخش شد به نام «پهلوانان نمی میرند» و یا چیزی شبیه به این؛در آن ما با شخصیتهای مختلفی مواجه بودیم که یک خصلت مشترک داشتند: ادبیات گفتاری«غلیظ» و «غنی»؛آنها در محلی بنام قهوه خانه می نشستند و مشغول خوردن چای می شدند ؛قلیانی می کشیدند و در مورد مسائل مختلف بحث می کردند بحث مهم آنها معمولا در مورد «مردم» بود؛چیزی شبیه به تجسس در امور شخصی  ؛ آنها شبها به زورخانه می رفتند و بجز چند نفر که در حال زور آزمایی بودند بقیه همان کارهای روزشان را انجام می دادند و فردا روز از نو و روزی از نو.در آن سریال پهلوانان کاراکترهای فوق مثبت بودند که خود را وکیل و وصی مردم می دانستند در مقابل شخصیتهای منفی به  اذیت و آزار مردم می پرداختند.همه آنها برای تصاحب سمت پهلوان پهلوانان(!) با هم در رقابت بودند؛آنها بجز این کارها وظیفه دیگری نداشتند."سعی و کوشش"در قاموس واژگان آنها جایی نداشت همه چیز ساکن و آرام بود  وحرفی از چیزی بنام «علم و پیشرفت» نبود...سالها گذشت و ما نتیجه همان کارها را به چشم می بینیم. مردمی احساساتی و فقیر! که عادت دارند سر یک  جمله هفته ها حرف بزنند ، بیانیه صادر کنند ، محکوم کنند و مجازات تعیین کنند... یک حالی پیدا می کنم من که نگو! لازم است که مثالی بزنم  بارها شده که می بینم زن و کودک و پیر و جوان بخاطر گرفتن یک لیترشیر جلوی مغازه ها صف های طویلی تشکیل می دهند  که گاهی به چند ساعت هم کشیده می شود در خاتمه کار فقط عده کمی موفق به گرفتن شیر سهمیه ای می شوند( تفاوتی که بین شیر یارانه ای و آزاد وجود دارد شایید به ۲۰۰ تومان هم نرسد) در اینجا هیچ احدی چیزی نمی گوید بیانیه صادر نمی کنند حرف نمی زنند که شاید «مشکل» حل شود. مثال دیگری بزنم جوان ما در سن ۲۵ سال به بالا هنوز از جیب پدر می خورد! عده ای از آنها که می خواهند ازدواج کنند با گرفتن وام از بانک «با هزار بدبختی» زندگی را شروع می کند این هنوز زندگی را شروع نکرده برای خودش دفترچه اقساط دارد! اینجا کسی حرفی نمی زند،گلایه ای نمی کند تا شاید مشکل حل شود! مثالهای دیگر و پر واضحی وجود دارد که از آنها می گذریم ...و به " آنهایی" که دم به دم به یک جمله (که معلوم نیست گوینده چه قصدی از آن داشته است) گیر داده اند و مرتب واکنش تند نشان می دهند و از مراجع دینی استعلام می کنند که «تکلیف»چیست می گویم که تکلیف شما مشخص است برو شکم طفل همسایه را سیر کن و جهزیه دخترش را جور کن شهریه فرزندش را بپردازو جلوی چکه کردن سقف خانه اش را بگیر و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آیدا ]]></title>
<link>http://codeineblog.wordpress.com/?p=259</link>
<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 23:07:14 +0000</pubDate>
<dc:creator>كدئين</dc:creator>
<guid>http://codeineblog.wordpress.com/?p=259</guid>
<description><![CDATA[
پدر آن خوی سرکش و شلوغش را در طول زمان خرد می کرد ، در بر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;">پدر آن خوی سرکش و شلوغش را در طول زمان خرد می کرد ، در برابر تمام هیجانات روحی او می ایستاد ، و از او دختری رام و آرام می ساخت . اما به تنهایی حریف نمی شد . از مادر کمک می گرفت و از او می خواست که آیدا را در آشپزخانه تربیت کند . گفته بود اگر می خواهد به او خیاطی بیاموزد در آشپزخانه . اگر می خواهد گلسازی یادش بدهد در آشپزخانه و آیدا در آشپزخانه نم می کشید و با تنهایی وحشت بار خو می گرفت . نه همکلاسی داشت ، نه برای کاری پا از خانه بیرون می گذاشت ، و نه حتی کسی به خانه آنها می آمد . رفته رفته از برادرها جدا افتاد و خوی غریبانه ای پیدا کرد که در هیچ یک از افراد خانواده دیده نمی شد .</p>
<p style="text-align:justify;">حسرت می خورد به چرخی که در شبانه روز حتماً می گشت و او در هیچ کجای آن جا نداشت ، به سکوت خو می گرفت و آنقدر بی حضور شده بود که همه فراموشش کرده بودند . انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد . در یازده سالگی بی دلیل رماتیسم مفاصل گرفت و دکتر شوشانیک مقرر کرد که ماهی یک پنی سیلین قوی بهش بزنند . از آن پس هر ماه یک بار ، به همراه آیدین به مطب دکتر شوشانیک می رفت ، به حالتی تسلیم روی تخت می خوابید و بعد لنگان لنگان به خانه بر می گشت . در اشپزخانه تنها غذا می خورد ، تنها می شست ، تنها می پخت ، تنها می خوابید و کلفت غریبه ای را می مانست که مبتلا به جذام باشد . و هیچ کس نمی پرسید « آیدا کجاست ؟ » مگر آیدین ، که پدر فریاد می زد : « تو را سنه نه ؟ » بعد ها دختری خود خور ، صبور ، در هم شکسته و غمگین از خانه پدر یکراست به خانه شوهر رفت که اسمش آیدا بود .</p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:left;"><strong>سمفونی مردگان ، نوشته ی عباس معروفی</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">شاید هیچ مناسبت خاصی نداشته باشد ، شاید اتفاق خاصی این روزها نیفتاده باشد که این پست را ربط دهم به آن ، شاید دلیلش طولانی شدن فاصله نسبت به پست قبلی باشد ، شاید دلیلش به تازگی تمام کردن این کتاب باشد ... نمی دانم ، فقط می دانم که این نوشته و این پست را تقدیم می کنم به تمام آیداهای درد کشیده کشورم ، به تمام دخترکان رنج کشیده این مرز و بوم ...</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">
</blockquote>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[سفارت ایران در دوبی و پیشنهاد توکل به خدا...!]]></title>
<link>http://shatot.wordpress.com/?p=613</link>
<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 13:59:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>مسعود مشهدی</dc:creator>
<guid>http://shatot.wordpress.com/?p=613</guid>
<description><![CDATA[معمولا هر کسی در کشوری غریب براش مشکلی پیش میاد به سفار]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">معمولا هر کسی در کشوری غریب براش مشکلی پیش میاد به سفارتخانه کشور خودش مراجعه میکنه تا کاری براش انجام بدن ... دوستی از دوبی ایمیلی بهم زده و جریانی رو تعریف کرده که باعث تاسفه!</p>
<p align="justify">ایشون نوشتن چند وقت پیش یک خانواده ایرانی در حال گذر از خیابان بودن که مرد خانواده با ماشین وانتی برخورد میکنه که متاسفانه دچار ضربه مغزی و قطع نخاع از ناحیه گردن شده و بسرعت در بیمارستان شیخ رشید بستری میشه ... بعد از چند تا عمل متاسفانه بهبودی حاصل نمیشه و بیمارستان از خانواده ایشون میخواد مرد حادثه دیده رو به ایران منتقل کنند!</p>
<p align="justify">بدلیل اینکه پول این خانواده جوابگوی هزینه های بیمارستان نبوده بیمارستان از گرفتن مبلغ قابل توجهی از هزینه ها خود داری میکنه اما چون انتقال این بیمار نیازمند ویلچر و تخت مخصوص در هواپیما و همچنین امکانات پزشکی جهت تغذیه بوده همسر این اقا جهت دریافت کمک به سفارت ایران میره که متاسفانه جواب میشنوه که به خدا توکل کنید! کاری از دست ما بر نمیاد!</p>
<p align="justify">این خانم همچنین یک وکیل ایرانی گرفته و مبلغی پول هم به ایشون پرداخت کرده تا بتونه خسارت و دیه رو از بیمه بگیره که متاسفانه وکیل هم پول رو گرفته و متواری میشه! این دوستمون ادامه میده که از طریق یک گروه خیریه امریکایی و کمک ایرانیان مقیم دوبی و به خصوص شورای بازرگانان ایران دردوبی پول لازم فراهم میشه و به این خانواده کمک میکنن!</p>
<p align="justify">حالا سوال اینجاست که پس سفارت ایران چه غلطی میتونه بکنه در دوبی بجز پیشنهاد توکل کردن به خدا! توکل رو که خودمون میتونیم بکنیم که! به نظر من دره همچین سفارتی رو که نتونه به اتباع خودش سرویس بده باید گِل گرفت!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دکترای سیاسی کاری، مدرک نمی خواهد!]]></title>
<link>http://ahestan.wordpress.com/?p=398</link>
<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 10:53:10 +0000</pubDate>
<dc:creator>اميد حسيني</dc:creator>
<guid>http://ahestan.wordpress.com/?p=398</guid>
<description><![CDATA[آقا جان باور کنید بعضی وظایف را هم می شود بدون مدرک لیسا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">آقا جان باور کنید بعضی وظایف را هم می شود بدون مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکتری و فوق دکتری بخوبی انجام داد. می شود با همین مدرک سیکل، کارهای یک وزارتخانه را چنان ماست مالی کرد که آب هم از آب تکان نخورد! می شود با یک دست کت و شلوار هاکوپیان چنان قیافه ای بخود گرفت که از یک کیلومتری هم آدم را آقای وزیر تشخیص بدهند! ...می شود با یک عدد تسبیح در دست و مقداری محاسن بر صورت و یک یقه سفید آخوندی بر گردن، چنان سیاست و دیانت را به هم پیوند داد که نه سیخ بسوزد نه کباب! باور نمی کنید؟!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">پس ماجرای رای اعتماد به آقای کردان را بخاطر بیاورید تا باورتان شود. چرا که پس از گذشت چند روز ا</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">ز رای نمایندگان مجلس، هنوز </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">هم بوی گند ماجرای مدرک قلابی جناب وزیر کشور همه جا را پر کرده است. این مساله چنان واضح و آشکار بود که خیلی ها تصور می کردند سرانجام یا وزیر کشور مجبور به استعفا خواهد شد و یا جناب آقای احمدی نژاد او را برکنار خواهد کرد. اما متاسفانه تاکنون هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. این در حالی است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نیز مطابق عقل و شرع و  عرف و ... این قبیل امور مصداق بارز کلاه برداری و جعل اسناد و سوء استفاده از مدارک جعلی است. تقریبا هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها و نشریات اخبار زیادی مبنی بر دستگیری جاعلان و کلاه برداران اسناد دولتی و ... دیده می شود، ولی گویا </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مدرک </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> جعلی آقای وزیر، وضعیتش با دیگر موارد تفاوت بسیار دارد. چرا که در یک دهن کجی آشکار به فهم و شعور مردم کشور، آقای کردان همچنان بر کرسی وزارت تکیه زده و به ریش دیگران می خندد و منتقدان را به برخورد قهرآمیز تهدید می کند. در اولین گام  از این تهدیدات، <span style="color:blue;">سایت الف</span> فیلتر شد تنها به این دلیل که اسنادی را </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">از دانشگاه آکسفورد، </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">دال بر قلابی و جعلی بودن مدرک دکترای آقای وزیر منتشر کرده بود. خبرگزاری ها و نشریات دیگر هم با فشار عوامل پیدا و پنهان مجبور به سکوت شدند تا همه چیز عادی جلوه کند! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">از سوی دیگر جناب آقای کردان و حامیانش، سعی دارند که از طریق دیدار با علما و روحانیون و انتشار اخبار آن، مشروعیتی برای منصب نامشروع ایشان کسب کنند! اخیرا یکی از سایتهای منتسب به محسن رضایی خبری از دیدار محرمانه آقای کردان با علامه حسن زاده آملی نقل کرده و مدعی شده است که این دیدار به </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">منظور بهره گيري از نظرات و ديدگاه هاي علما و شخصيت ها</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">انجام شده است. البته علی رغم اینکه هنوز از صحت و سقم این خبر اطلاعات چندانی در دست نیست و معلوم هم نیست که این خبر محرمانه چطور به بیرون درز کرده است، عبارات استفاده شده در آن به گونه ای است که بیش از هر چیز سعی در القای مشروعیت وزارت و مدرک دکترای آقای کردان دارد<span style="color:maroon;">:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">«</span><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">دكتر؟؟! </span></strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">علي كردان وزير جديد كشور بمنظور بهره گيري از نظرات و ديدگاه هاي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">علما و شخصيت ها در اولين ديدار به ملاقات آيت الله حسن زاده آملي شتافت.</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">در اين ديدار كه روز پنجشنبه در روستاي ييلاقي ايرا بخش لاريجان آمل صورت</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">گرفت، آيت الله حسن زاده آملي ضمن تبريك انتخاب <strong>دكتر؟!</strong> كردان بعنوان وزير</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">كشور بر استفاده درست از مسئوليت جديد تاكيد كرد و با اشاره به توجه به</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">جهان آخرت جهت انجام مسئوليت مهم بعنوان يك امانت الهي تاكيد كرد</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">...</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">در اين ديدار <strong>دكتر؟!</strong> كردان نيز از عنايات وي‍ژه آيت الله حسن زاده آملي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">تقدير و تشكر نمود و ابراز اميدواري نمود تا با هدايت و راهنمايي علما و</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">شخصيت ها بتواند در انجام مسئوليت جديد موفق باشد</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:maroon;">»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:black;">احتمالا پس از تبریک گویی های ناطق نوری و سخنان محمد رضا باهنر مبنی بر اینکه موضوع مدرک کردان چندان مساله مهمی نیست که وقت نمایندگان محترم را بگیرد، خیال آقای کردان از جانب سیاستمداران محافظه کار راحت شده است که این روزها دیدار با علما و روحانیون را در برنامه کاری خود قرار داده است. سوال اصلی اینجاست آیا سو استفاده از مقام و شخصیت علما و روحانیون می تواند باعث شود که دروغهای آشکار یک شخص مسئول به فراموشی سپرده شود؟ آیا این دینداری هم از همان جنس سیاست و سیاسی کاری است که نیاز به هیچ مدرک معتبری ندارد؟ و اکنون که مطابق این خبر نامعلوم و نامشخص ایشان به دیدار آیت الله حسن زاده آملی رفته اند، آیا به همان سفارشات علامه عمل می کنند و مراقب آخرتشان خواهند بود؟! </span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[صرفه‌جویی در برق؟]]></title>
<link>http://fozolbashi.wordpress.com/?p=127</link>
<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 07:03:15 +0000</pubDate>
<dc:creator>فضولباشی</dc:creator>
<guid>http://fozolbashi.wordpress.com/?p=127</guid>
<description><![CDATA[
زيان ناشي از خاموشي 100 برابر قيمت برق است
گروه انرژي – ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p class="comment-body" style="text-align:justify;"><span style="color:#cc0000;">زيان ناشي از خاموشي 100 برابر قيمت برق است<br />
</span><span style="font-size:9pt;color:#003366;font-family:tahoma;"><a title="دنیای اقتصاد" href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=117153" target="_blank">گروه انرژي – بررسي مراكز مطالعات معتبر جهان نشان مي‌دهد كه زيان ناشي از خاموشي براي صنايع بين 50 تا 100 برابر قيمت برق است كه اين رقم در ايران حدود 100 است.</a></span><span style="color:#336699;"><br />
</span></p></blockquote>
<h3 class="comment-body" style="text-align:justify;">بنده حقیر متخصص انرژی نیستم! از الکترونیک سررشته ندارم! در علم اقتصاد هم صاحب نام نیستم!<br />
ولی اینقدر فضول هستم که در مسائلی که به من مربوط نیست کنجکاوی کنم!</h3>
<h3 class="comment-body" style="text-align:justify;">1- دوستی از جنوب ایران میگفت:<br />
ما در منزلمان دو کولر گازی داریم! یکی در سالن و دیگری در اتاق خواب! قبلا برای صرفه‌جوی هر کجا بودیم آن یکی را خاموش میکردیم!<br />
ولی با توجه به قطعی‌های طولانی حالا هر دو را روشن میگذاریم که در ساعات خاموشی، خانه هوای قابل تنفس داشته باشد!</h3>
<h3 class="comment-body" style="text-align:justify;">
2- یخچالها و فریزرها میزان انرژی بیشتری برای بازگردادن دمای خود به درجه تنظیمی و جبران ساعات خاموشی، مصرف میکنند تا اینکه بطور ثابت دما را در یک اندازه نگاه دارند.</h3>
<h3 class="comment-body" style="text-align:justify;">
3- مردم نیازمند استفاده از لوازم برقی همانند اتو، ماشین لباسشوئی و جاروبرقی هستند پس به هر حال در ساعات حضور برق، جبران نبودش را میکنند! و گاهی با ترس از نبودش بصورت وسواسی استفاده بیشتر هم میشود. پس سر جمع صرفه‌جویی در کار نبود چون به هر حال مصرف انجام شده فقط ساعتش تغییر کرده.</h3>
<h3 class="comment-body" style="text-align:justify;">
4- دستگاههای یو پی اس و انواع لوازم شارژی مورد نیاز در زمان بی‌برقی خود مصرف عمده‌ای خواهند داشت! که در صورت نبود قطع برق و عدم نیاز به وجودشان بار زیادی از مصرف کاسته میشود...</h3>
<h3 class="comment-body" style="text-align:justify;">
5- دو حالت دارد یا در دم و دستگاه این آقایان یک آدم فضول به اندازه من پیدا نمیشود یا این تمام پدرسوختگی‌شان هستش برای افزایش قیمت برق! چنان کاری که با بنزین کردند! مردم به این نتیجه برسند که باشد! حالا هر قیمتی که شد...</h3>
<blockquote>
<p class="Title_Big_News" style="margin-left:6px;margin-right:6px;text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
</blockquote>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[درد و دل های یک دختر ایرانی]]></title>
<link>http://tarnas.wordpress.com/2008/08/18/dardodelhaye-1dokhtare-irani/</link>
<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 06:19:55 +0000</pubDate>
<dc:creator>فرشاد</dc:creator>
<guid>http://tarnas.wordpress.com/2008/08/18/dardodelhaye-1dokhtare-irani/</guid>
<description><![CDATA[قبل نوشت: نوشته زیر متن نامه یک دختر ایرانی است که به یک]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><strong>قبل نوشت</strong>: <em>نوشته زیر متن نامه یک دختر ایرانی است که به یکی از نشریات سکسی اینترنتی فرستاده و با زبانی ساده و صریح گوشه ای از مشکلات جامعه دختران، در رابطه با دوستی و ارتباط با جنس مخالف و رابطه جنسی قبل از ازدواج را شرح داده است. لطفاً دربارش خوب فکر کنید… قضاوت اصلی با شماست!</em></p>
<p>« من یک دختر هستم و میخواستم در چند مورد باهاتون صحبت کنم و بپرسم که آیا تفکر من نسبت به این موارد درست است یا غلط؟!    <br />در بیشتر مطالب نشریه شما سخن از ارضای جنسی چه دونفر و چه خود ارضایی است! آیا این کسانی که برای شما نامه می نویسن و از شاهکارهاشون! تعریف میکنن و افتخار انجامش رو دارن، همون کسانی نیستن که موقع ازدواج به دنبال دختری میگردن که به نظر خودشون محجبه و متین باشه و تا به حال با پسری دوست نشده باشه؟ مگر نه اینکه خیلی از دوستی ها چند روزه است و بعد دختر با یک دنیا پشیمانی تمام هستی اش رو بر باد رفته می بینه؟ آیا بین این افراد کسانی نیستن که بعد از انجام کارشون باعث رسوایی و بی آبروئی میشن؟ و آیا من چطوری میتونم با این همه دیده ها و شنیده ها به پسری اعتماد کنم و تمام زندگیمو به دست اون بسپارم؟<a href="http://tarnas.files.wordpress.com/2008/08/persiangirl.jpg"><img style="border-width:0;" height="246" alt="Persian Girl" src="http://tarnas.files.wordpress.com/2008/08/persiangirl-thumb.jpg" width="188" align="left" border="0" /></a>     <br />من چطوری میتونم ارضا بشم در حالی که به آخر و عاقبتش در جامعه امروز ایران ترس دارم؟     <br />تمام این نامه ها و گفته ها فقط به نوشتن ساده است، اما عمل خیلی مشکله، واقعاً مشکله!     <br />شخص من دختر، وقتی با پسری دوست بودم و رابطه ما فقط و فقط در حد صحبت بوده... بعد از چند وقت بیاد بهم بگه &#34;تو اگر دختر خوبی بودی با من دوست نمیشدی!&#34; چطور میتونم رابطه جنسی با اون داشته باشم؟ وقتی تو همون حد گفتگو دختر خوبی نبودم، در حد رابطه جنسی چی می شم؟ پس ما باید چطوری رفتار کنیم؟ امیدوارم حرفمو تونسته باشم انتقال بدم.     <br />این یک مورد بود. مورد بعدی این هستش که:     <br />من چشم دارم که ببینم، دل دارم که احساس کنم و تمام اینها را همان خدایی داده که بهش اعتقاد دارم; پس من کی باید از نعمت های خدا لذت ببرم؟ نمیدونم این مردهایی که دم از غیرت و مردانگی میزنن، آیا میتونن احساس خودشون رو سرکوب کنن؟ حاضرم قسم بخورم که اونا خیلی بدتر از ما هستن. پس از خوشگذرونی! میخوان بگن که ما مثلاً غیرتی هستیم و از خدا می ترسیم. میخوام اینو به این گونه مردها بگم آیا ما کافر هستیم؟ ما به خدا ایمان نداریم؟ ما دل نداریم؟ احساس نداریم؟... نمیدونم چی بگم تمام حرفهام رو دلم سنگینی میکنه. نمیدونم چطوری میتونم به این مردها بفهمونم که دوست داشتن عیب نیست. آخه وقتی که من پسری رو دوست دارم، چطوری میتونم احساسم رو نسبت به اون نادیده بگیرم؟ دیگه هیچی نمیدونم، هیچی. فقط میخوام بهشون بگم که اسلام!!! و خدا اون چیزی نیست که اونا فهمیدن... تمام تفکرات اینا مال ده هزار سال پیشه. زمانی که فقط شهوت بوده و بس. زمانی که ناهنجاری بوده، اما الان یک چیز دیگه اومده. عشق و علاقه هست، چرا منی که تو رو دوست دارم و بهت ابراز علاقه می کنم، بهم میگی تو دختر خوبی نیستی، تو شیطانی؟ تو خدا رو فراموش کردی…<a href="http://tarnas.files.wordpress.com/2008/08/love.jpg"><img style="border-width:0;" height="279" alt="Love" src="http://tarnas.files.wordpress.com/2008/08/love-thumb.jpg" width="240" align="right" border="0" /></a>     <br />پس این دوست داشتن فقط مختص پدر، مادر، خواهر و برادره؟ اگر این طوریه پس چرا من عاشق میشم؟!     <br />من هرچی بگم مردها باز هم حرف خودشون رو میزنن، این جور آدمها فقط خودشونو میبینن و بس و فکر میکنن که خودشون درست میگن و بس.&#160; <br />میخوام بهشون بگم آیا همین شماها اگه یه دخترو ببینین و ازش خوشتون بیاد، تو ذهن خودتون، فقط تو ذهن خودتون، اون رو کنار خودتون تصور نمی کنین؟!! اگر اینطوریه، مگر خیلی از ائمه های ما نگفتن فکر یک کار بد، یعنی انجام دادن همون کار؟... اگر این کار ما، این ابراز احساسات ما پلید است، پس همون تصوری هم که شماها می کنین هم پلید است...مگه نه؟! اینها پلید نیستن، بلکه عشق هایی هستن که از درون ما فوران میکنن. اگه خدا ما رو از رابطه زن و مرد منع کرده فقط به خاطر اینه که دختر دچار مشکل نشه، پس وقتی ما میتونیم با عوض کردن فرهنگ مردم جلو این مشکلات رو بگیریم، چرا نتونیم این کارو بکنیم؟     <br />مگر نه اینکه ده هزار سال پیش نمیتونستن تصور کنن که به کره ماه برن؟ پس الان که تونستن جلو همه مشکلات رو بگیرن، آیا باز هم میتونن بگن که سفر به ماه کفر است؟! »</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نيمه شعبان - اصفهان ]]></title>
<link>http://33pol.wordpress.com/?p=476</link>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 08:17:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>سي و سه پل</dc:creator>
<guid>http://33pol.wordpress.com/?p=476</guid>
<description><![CDATA[ توزيع اش در اصفهان
ميشد بخشي از اين هزينه ها ي اش و شير]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> توزيع اش در اصفهان</p>
<p>ميشد بخشي از اين هزينه ها ي اش و شيريني و شربت را به دست  مستضعفان رساند</p>
<p><a href="http://33pol.files.wordpress.com/2008/08/esfahan-15-shaban-1387.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-477" src="http://33pol.wordpress.com/files/2008/08/esfahan-15-shaban-1387.jpg" alt="" width="626" height="470" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[وقتی کارد دسته خودش را می برد !]]></title>
<link>http://grayidea.wordpress.com/?p=937</link>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 07:04:52 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهرنوش محتشمي</dc:creator>
<guid>http://grayidea.wordpress.com/?p=937</guid>
<description><![CDATA[
شاخ در آوردم وقتی در تلویزیون وطنی خودمان تیغ سانسور ر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://grayidea.files.wordpress.com/2008/08/_media_8705_imagenews_870514_52_870514_l600.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-939" src="http://grayidea.wordpress.com/files/2008/08/_media_8705_imagenews_870514_52_870514_l600.jpg" alt="" width="437" height="304" /></a></p>
<p>شاخ در آوردم وقتی در تلویزیون وطنی خودمان تیغ سانسور را بر روی ساده ترین کلمات دیدم . کلمه <strong>"عزیزم"</strong> به طرز احمقانه ای سانسور شده بود اگر فیلم خارجی بود یک چیزی اما سریالی آبکی و ایرانی دیگه چرا ؟ بعد هم این عزیزانی که اقدام به قطع صدای " عزیزم " می کننند نمی گویند که لبخوانی این کلمه باعث تمسخر و ایجاد حساسیت الکی میشه ؟؟</p>
<p>پ . ن : منظورم سریال طلاق در وقت اضافه است که از شبکه 5 ساعت تقریبا 9 هر شب پخش میشود !</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[المپیک]]></title>
<link>http://heiran.wordpress.com/?p=17</link>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 03:39:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>heiran</dc:creator>
<guid>http://heiran.wordpress.com/?p=17</guid>
<description><![CDATA[الان بیشتر از یک هفته از المپیک میگذره. تا دیشب، نه ایرا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>الان بیشتر از یک هفته از المپیک میگذره. تا دیشب، نه ایران و نه کانادا هیچ کدوم مدال نیورده بودن. اما واکنش مسئولان و رسانه های ایندو کشور خیلی متفاوت بود.</p>
<p>تلویزیون کانادا با یک شناگر کانادایی بعد از باختش مصاحبه میکرد. طرف خیلی ناراحت بود و در پایان صحبتهاش گفت من از مردم عذر خواهی میکنم: "Sorry guys" . بعد دوربین رفت به استدیو تلویزیون و مجری گفت: اون (همون شناگره) اصلا نباید متاسف باشه و نباید عذرخواهی کنه. اون تلاش خودش رو کرده و از این جور حرفها. بگذریم از اینکه هیچ ورزشکار کانادایی که مدالی هم نگرفته بود، اظهار تاسف نمیکرد و معمولا در مورد اینکه "همینکه به المپیک اومدیم افتخاره"و یا اینکه "توانستیم رکورد قبلیمان یا کانادا را بشکنیم"، صحبت میشد. کلا حد اکثر انتقاد در این سطح مجری تلویزیون و الان که هنوز بازیها در جریانه، در حد چند تا سوال که چرا هنوز مدال نیاوردیم و این عجیبه، مطرح میشد.</p>
<p>در تلویزیون ایران، در برنامه المپیک 29، آقای جاودانی و خیابانی هم در مورد تیم ایران صحبت میکنند. در یک کلیپ اینترنتی یک قسمتهایی از برنامه شان را دیدم. آقای جاودانی داشت از عملکرد مسئولان ورزش انتقاد میکرد و در این میان، اون ورزشکار پرتاب کننده دیسک(احسان حدادی) رو مسخره میکرد که چرا بعد از پرتاب سوم چون پرتاب خوبی نداشته، بازوش رو گرفته و تظاهر به مصدومیت کرده.</p>
<p>اینا رو بذاریم کنار تفاوت امکانات و شرایطی که ورزشکارهای ایران و کانادا دارن توش کار میکنن، اعم از مالی و روحی.</p>
<p>حرفی نیست. انتقاد باید باشه تا پیشرفت انجام بشه. اما اینکه اینطوری با وجهه یک ورزشکار بازی کنی، اون هم وقتی هنوز پاش به ایران نرسیده، نباید کار جالبی باشه.</p>
<p>امشب، کانادا 3 تا مدال گرفته و ایران هنوز هیچی...</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مدال های طلای المپیک « مایکل فلپس » بیشتراست یا مدال های ایران در 60 سال حضورش در المپیک ؟]]></title>
<link>http://mazhik.wordpress.com/?p=510</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 18:26:37 +0000</pubDate>
<dc:creator>hashem</dc:creator>
<guid>http://mazhik.wordpress.com/?p=510</guid>
<description><![CDATA[تا همین لحضه , یعنی 16 آگوست 2008 , اعجوبه شنای ایالات متحده]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>تا همین لحضه , یعنی 16 آگوست 2008 , <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Michael_Phelps">اعجوبه شنای ایالات متحده آمریکا</a> توانسته به تنهایی برای کشورش 13مدال طلای المپیک را کسب کند ...( یک نفر = 13 طلا )...</p>
<p>اما ایران در<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Michael_Phelps"> طول 60 سال حضور در المپیک </a>, از سال 1948 میلادی تا 2008 , تنها توانسته است 10 مدال طلای المپیک را بدست بیاورد .( کشور ایران = 10 طلا ) ...<br />
<strong>کجای کار می لنگه ؟</strong></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نیایش]]></title>
<link>http://kamalsh.wordpress.com/2008/08/16/%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4/</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 18:11:08 +0000</pubDate>
<dc:creator>کمال</dc:creator>
<guid>http://kamalsh.wordpress.com/2008/08/16/%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4/</guid>
<description><![CDATA[[ مسجد پارک ملایر ، پیرمردی با ظاهر ساده، بعد از نماز]
خد]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;"><font face="tahoma">[ مسجد پارک ملایر ، پیرمردی با ظاهر ساده، بعد از نماز]</p>
<p>خدایا شکرت، خدایا شکرت، انقدر شکرت که راضی بشی....</p>
<p>* خیلی از لحنش خوشم اومد.</p>
<p></font></div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[شب نيمه شعبان و اتمام 22 سالگي من]]></title>
<link>http://negaheazad.wordpress.com/?p=149</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 16:39:30 +0000</pubDate>
<dc:creator>ناصر يارمحمديان</dc:creator>
<guid>http://negaheazad.wordpress.com/?p=149</guid>
<description><![CDATA[اول- به اشتباه تصور ميكردم روز نيمه شعبان سالروز تولد م]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;">اول- به اشتباه تصور ميكردم روز نيمه شعبان سالروز تولد من است اما از ظهر روز تولدم گذشته بود كه به تصور اشتباهم پي بردم حالا شب نيمه شعبان مصادف شده با اتمام 22 سالگي من</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;" dir="ltr">.</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;"> اگر 74 سال عمر كنم كه ميانگين اميد به زندگي ايرانيان داخل كشور است تقريبا 30% عمرم را گزران كرده ام !!! كه درصد كمي نيست به داشته هايم كه نگاه ميكنم كمتر از 30 درصد از 100 درصد مورد انتظاري است كه در عمرم انتظارش را ميكشم يعني با وجود اينكه 30 درصد از عمرم گذشته اما هنوز به 30<span> </span>از انباشته اي كه از زندگي انتظارش را مي كشم نرسيده ام معنايش اين است در باقيمانده زنگي يا بايد تلاش بيشتري نسبت به قيد زماني كه در اختيار دارم داشته باشم يا اينكه در دوره هاي اينده سرمايه هاي انساني و فيزيكي</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;" dir="ltr" lang="FA"> </span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;">من (</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;" dir="ltr">human &#38; physical capital</span><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;">) به بار خواهند نشست بهر حال در روز تولد من همه جا جشن و سرور است و اين جاي خوشحالي دارد منم عيد نيمه شعبان را به همه شما تبريك عرض ميكنم .</span></p>
<p><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;">دوم- دوستان ما در محله براي جشن و سرور در نيمه شعبان از شيوه هاي كم مصرف انرژي استفاده كرده اند اين عكس ها را ببينيد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;font-family:&#34;">سوم: پس از ديدن عكس ها وقت كرديد پست قبلي را هم بخوانيد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><a href="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/18082008207.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-141" src="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/18082008207.jpg?w=300" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><a href="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/17082008182.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-142" src="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/17082008182.jpg?w=300" alt="" width="300" height="225" /> </a></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><a href="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/17082008182.jpg"></a><a href="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/18082008276.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-144" src="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/18082008276.jpg?w=225" alt="" width="225" height="300" /></a></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><a href="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/17082008190.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-143" src="http://negaheazad.wordpress.com/files/2008/08/17082008190.jpg?w=225" alt="" width="225" height="300" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[امام زمان بايد اين شكلي باشه]]></title>
<link>http://aftao.wordpress.com/?p=443</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 14:52:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>aftao</dc:creator>
<guid>http://aftao.wordpress.com/?p=443</guid>
<description><![CDATA[
داشتم &#8220;كلو&#8221; را بدرقه مي كردم
كه اين تصوير را ملاق]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://aftao.files.wordpress.com/2008/08/dsc038641.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-445" src="http://aftao.wordpress.com/files/2008/08/dsc038641.jpg?w=300" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p>داشتم "كلو" را بدرقه مي كردم<br />
كه اين تصوير را ملاقات كردم<br />
او يه شلنگ آب دستش بود و در حالي كه چمن ها را آب مي زد گفت: "همسفريم من هم دارم مي رم جمكران"<br />
"جمكران را بلدي؟"<br />
من: "نه، شايد اين دوستم بلد باشه"<br />
او: "من هر سال اين موقع مي رم جمكران"<br />
"امام زمان هر چي خواستم تا حالا بهم داد، خونه ، ماشين ..."<br />
من: "خوب حالا كه دوباره مي ري چي ازش مي خواهي؟"<br />
او: "مي خواهم اونها را حفظ كنه"</p>
<p>رفع ابهام:<br />
با خودم گفتم امام زمان اين شكليه؟<br />
يعني اينطوريه كه اين تعريف مي كنه؟</p>
<p>.</p>
<p>.</p>
<p><a href="http://aftao.wordpress.com/files/2008/08/dsc038651.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-446" src="http://aftao.wordpress.com/files/2008/08/dsc038651.jpg?w=300" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[تو رو به جدّت دعا کن بچه ها يک گل بزنند ...!]]></title>
<link>http://shatot.wordpress.com/?p=586</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 13:51:31 +0000</pubDate>
<dc:creator>مسعود مشهدی</dc:creator>
<guid>http://shatot.wordpress.com/?p=586</guid>
<description><![CDATA[


ابطحی تعریف میکنه وقتی با جمعی از مقامات در استادیوم ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<div><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;"></span></div>
<p><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;"><span style="font-size:x-small;"></p>
<p align="justify"><span style="font-size:small;">ابطحی </span><a href="http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=1097413847"><span style="font-size:small;">تعریف میکنه</span></a><span style="font-size:small;"> وقتی با جمعی از مقامات در استادیوم ازادی مسابقه فوتبال ایران و المان رو نگاه میکردن اواخر بازی که المان دو هیچ از ایران جلو بوده مهرعليزاده خيلي افسرده دست به دعا میشه و به ابطحی مي گه تو سيدي تو رو به جدّت دعا کن بچه ها يک گل بزنند! این از رییس سازمان تربیت بدنی اصلاح طلبش! </span></p>
<p align="justify"><span style="font-size:small;">حالا هم اقای علی ابادی فرمودن برای بچه ها دعا میکنیم تا مدال بیارن! اینم از اصول گراش! حالا وقتی </span><a href="http://shatot.wordpress.com/2008/08/01/hasan/"><span style="font-size:small;">عمو حسن</span></a><span style="font-size:small;"> میگه اصلاح طلب و اصول گرا همش کشکه خیلی ها میگن نه دوغه! وقتی طرز تفکر مدیران رده بالای مملکت اینه که با دعا میشه گل زد یا مدال اورد ای خاک به سر ورزش ما و ای خاک بر سر خود ما که همچین مدیرانی داریم! </span></p>
<p align="justify"><span style="font-size:small;">هشت میلیار تومن پول بی زبون این مردم رو خرج کردن حالا اقای </span><a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=733409"><span style="font-size:small;">کفاشیان میگه</span></a><span style="font-size:small;"> بد باختیم! چشم بسته غیب گفتی اقای کفاشیان چون اگه نمیگفتی ما فکر میکردیم بد بردیم! شما ها بجز حرافی و گیردادن به ریش و پشم ورزشکارا چکاری بلدین اخه؟ اون اقای علی ابادی تا میاد اظهار نظر ورزشی کنه مضحکه خاص و عام میشه که! </span></p>
<p align="justify"><span style="font-size:small;">اقا جان اون اقای </span><a href="http://1pezeshk.com/archives/2008/08/post_906.html"><span style="font-size:small;">مایکل</span></a><span style="font-size:small;"> که تو امریکا بهش میگن دلفین و تا حالا هفت تا مدال طلای شنای المپیک رو گرفته کسی براش دعا نکرد! خودشم دعای توسل نخوند برای مدال گرفتن! نه حضرت رقیه نه زینب نه حضرت مهدی ؛ هیچکس کمکش نکرد! تازه یکشب هم مست بوده رانندگی میکرده که دستگیرش کردن! برای مدال باید زحمت کشید... باید مدیریت داشت ... باید تخصص داشت تا دیگه احتیاجی نباشه دست به دامن خدا و پیغمبر و سید و جد و اباد کسی بزنین! اقا جان اگه به دعای گربه سیاه بارون میومد که تا حالا باید سیل این مملکت رو برده بود كه! هر چيزي جايي داره ....!</span></p>
<p> </p>
<p></span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ جشنهای نیمه شعبان تا چه اندازه باعث رشد عقل و فهم منتظران می شود؟!]]></title>
<link>http://ahestan.wordpress.com/?p=389</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 11:44:51 +0000</pubDate>
<dc:creator>اميد حسيني</dc:creator>
<guid>http://ahestan.wordpress.com/?p=389</guid>
<description><![CDATA[این روزها و شبها، چهره بسیاری از شهرهای کشور با روزهای ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">این روزها و شبها، چهره بسیاری از شهرهای کشور با روزهای عادی فرق کرده است. کوچه ها و خیابانها به مناسبت نیمه شعبان و میلاد منجی موعود، چراغانی شده اند و مردم هم خود را برای برگزاری جشن میلاد امام زمان آماده می کنند. مدتهاست که از خودم می پرسم برگزاری مراسمات مختلف مذهبی تا چه اندازه توانسته است بر تفکر و اعتقاد مذهبی ما تاثیر مثبت داشته باشد؟ تا چه اندازه باعث شده است که دستورات و برنامه های مذهبی و دینی خود را بهتر بشناسیم و به آن عمل کنیم؟ اصلا برپایی جشنهای میلاد ائمه، چه مقدار با آنچه باید باشد و یا شایسته آن است شباهت دارد و ما را با راه و سیره بزرگان دینی خود آشنا کرده است؟ به عنوان مثال، همین روزهای خجسته و مبارک را در نظر بگیرید، آیا صرف چراغانی کردن و مولودی خواندن و کف زدن و شیرینی خوردن می تواند باعث شود که ما منتظر واقعی امام زمان باشیم و یا خود را در زمره یاران و منتظرانش بدانیم؟ شکی نیست که زنده نگه داشتن یاد و نام بزرگان و اولیای الهی همیشه جزو وظایف مسلمانی ما شیعیان بوده و هست، اما سوال اصلی اینجاست که چرا این قبیل مراسمها در اکثر مواقع تاثیر ماندگاری بر رفتار و کردار ما ندارد؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مساله بعدی اینکه در سالهای گذشته با توجه به علاقه مردم به موضوع مهدویت و انتظار، متاسفانه شاهد ترویج و گسترش انواع و اقسام خرافات و شبهات و مسائل نامربوط دیگر نیز بوده ایم. ظهور و بروز مدعیان جعلی و افرادی که خود را منتظر قائم و یا امامان سیزدهم و چهاردهم شیعه می نامند، از یکسو بیانگر تلاش مخالفان و شبهه افکنان در سست کردن اعتقاد مردم است و از سویی به خوبی نشان می دهد که علما و روحانیون و همه آنهایی که در این مورد وظیفه و نقش مستقیم داشته و دارند، در معرفی راه درست و پاسخ به شبهات و مطالب خرافی به وظیفه اصلی خود عمل نکرده اند. همایشها و جشنواره های مختلف نیز تنها در حد توجه به ظواهر و بیان احساسات و عواطف برگزار می شوند. همچنین بسیاری از افرادی که وقت و فکر خود را صرف تبلیغ و ترویج فرهنگ انتظار و مهدویت کرده اند، هنوز نتوانسته اند اثر شایسته و در خور اعتمادی به جامعه ارائه دهند. البته این به معنای نادیده گرفتن زحمات بزرگان و علمای شیعه نیست، اما آیا این آثار توانسته است پاسخگوی شبهات مخالفان باشد و نسل جوان و عاشق جامعه را سیراب کند؟...</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">چند روز قبل کتاب ارزشمند «<span style="color:navy;">امام مهدی ، موجود موعود</span>» اثر تازه استاد بزرگوار آیت الله جوادی آملی را تهیه کردم. همانطوریکه از اسم و عنوان آن نیز معلوم است، این کتاب مجموعه گفتارهایی است پیرامون زندگی و وجود مبارک امام دوازدهم و موعود شیعیان. در روزگاری که حجم انبوهی از کتب ارائه شده در عرصه مهدویت را آثاری چون «<span style="color:maroon;">نامه های دختران به امام زمان!»</span> تشکیل می دهد و احساسات و عواطف جای تفکر و تعقل را گرفته است، خواندن کتاب جدید آقای جوادی آملی می تواند پاسخگوی بسیاری از سوالات و شبهات باشد. در مقدمه این کتاب از زبان نویسنده می خوانیم<span style="color:navy;">:«کتاب حاضر با استعانت از عقل و استمداد از نقل، جریان مهدویت شخصی حضرت حجه بن الحسن مهدی موجود موعود را ارائه می نماید به امید صواب در علم و ثواب در عمل و توسل به امل مشتاقان»</span> خوشبختانه این کتاب نیز مانند دیگر آثار آقای جوادی آملی به خوبی توانسته است مباحث مربوط به مهدویت و فرهنگ انتظار را به مخاطب ارائه کند و ما را از انواع و اقسام دلمشغولی های کاذبی که در این زمانه گرفتار آن هستیم برهاند. خواندن این کتاب ارزشمند را به همه آنهایی که جویای حقیقتند و سوالات و شبهات مختلفی در این زمینه در ذهن خود دارند پیشنهاد میکنم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بخشی از گفتار آیت الله جوادی آملی درباره برگزاری جشنهای نیمه شعبان :</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:blue;">عید میلاد امام عصر (عج)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">قرآن کریم بزرگداشت و گرامیداشت آیات خدا را از نشانه های تقوای قلوب و صفات متقیان میداند<span style="color:navy;">:«و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب»</span> و وجود گرامی امام معصوم از برترین آیات، نشانه ها و شعائر آن ذوات قدسی الهی است و تکریم و بزرگداشت در ایام میلاد یا شهادت، مصداق تعظیم شعائر خدای سبحان است؛ اما در بزرگداشت ائمه هدایت به ویژه امام عصر کاری شایسته انجام است که در پرتو آن، کشور امام زمان تا ظهور حضرتش به قدر امکان از خطرها مصون بماند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:blue;">برخی از اعمال که در این اعیاد شریف صورت می پذیرد، مانند تهیه کیک های بزرگ، چراغانی های زیبا و شادباش گفتن، در برخی موارد کاملا بی ارتباط به میلاد شریف عصاره هستی است</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">، به گونه ای که در چین کمونیست، ژاپن یا سایر ممالک الحادی و در عیدهای موهوم و بی اساسی که هیچ بهره ای از حقیقت ندارند، این اعمال انجام می شود، در حالی که باید این جشنهای بزرگ و ایام خجسته را به برنامه ها و اعمالی زینت داد که با مولود آن عید پیوند داشته باشند و چون از دستاوردهای ظهور حضرت بقیه الله الاعظم بلوغ عقول انسان ها و کشف گنجینه های فهم بشر است، در چنین روزهایی خجسته سزاست به اموری پرداخته شود که رشد و تکامل فهم و عقل انسانها و منتظران آن حضرت را تامین می کند. آنجا که تلاش برای فهم و رشد عقل صورت می گیرد، شایسته بزرگداشت عید میلاد حجة بن الحسن و جایگاه اهل انتظار است.»</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بازخواست از ائمه هدی و معصومین / فکر آبروی خود نیستید فکر آبروی ورزشی کشور ما باشید]]></title>
<link>http://mona111111.wordpress.com/?p=110</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 09:51:38 +0000</pubDate>
<dc:creator>mona111111</dc:creator>
<guid>http://mona111111.wordpress.com/?p=110</guid>
<description><![CDATA[1. کفاشیان پس از یک هفته ناکامی: هشت میلیارد تومان برای ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><span style="color:#ffff00;"><a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=733409" target="_blank"><strong><span>1. کفاشیان پس از یک هفته ناکامی: هشت میلیارد تومان برای این نتایج هزینه کرده ایم! / بد باخته ایم</span></strong></a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="color:#000000;">دبیر کل کمیته ملی المپیک با ابراز نارضایتی از عملکرد ورزشکاران ایران در هفته اول بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک گفت: برای آماده سازی کاروان ورزشی کشورمان هشت میلیارد تومان هزینه کرده ایم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong>* نتیجه گیری از سخنان دبیر کمیته ملی المپیک:</strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">ما مسئولیت مدیریتی خود را که برنامه ریزی و انجام هزینه برای برگزاری اردوهای مناسب و موثر در جهت شرکت همراه با موفقیت ورزشکاران در المپیک پکن بوده است را به خوبی انجام داده ایم و مشکل از مدیریت ما نیست.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><a href="http://hamtanab.com/showarticle.aspx?cat=4&#38;id=584" target="_blank"><strong><span lang="FA">2. امام حسين رمز پيروزي ورزشكاران</span></strong></a></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">نام امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) بر زبان ورزشكاران ايران در ميادين مختلف ورزشی، رمز موفقييت آنان بوده و عاشورای حسين</span><span lang="FA">ی</span><span lang="FA"> روز نثار عشق به ائمه با حضور در مجالس مختلف عزاداری است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong><span lang="FA">محمدرضا يزداني خرم</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">رئيس فدراسيون كشتی گفت</span><span dir="ltr">:</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">برای</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">ملی پوشان حاضر در اردو، مراسم‌های</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">ويژه‌ای</span><span dir="ltr" lang="FA"> </span><span lang="FA">در اين ايام (عزاداری ها) در نظر گرفته شده كه با حضور مربيان و سرپرستان آنها درداخل اردوها برپا مي شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span lang="FA">يزدان</span><span lang="FA">ی</span><span lang="FA"> خرم توسل به ائمه را يك كار فرهنگ</span><span lang="FA">ی</span><span lang="FA"> و روحيه ساز خواند و گفت: ذكر نام ائمه در مسابقات مهم همواره تقويت‌كننده روحيه قهرمانان و مدال آوران ما در عرصه‌ها</span><span lang="FA">ی</span><span lang="FA"> مختلف جهان</span><span lang="FA">ی</span><span lang="FA"> و المپيك بوده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p style="text-align:justify;"><strong>* نتیجه گیری از مطلب بالا:</strong></p>
<p style="text-align:justify;">نام و یاد ائمه و معصومین در میادین بزرگ، جهانی و المپیک رمز موفقیت ورزشکاران ایرانی بوده است و ورزشکاران ایران عزیزمان با استعانت وهمراهی ایشان قلل افتخار را فتح می کنند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>* * نتیجه گیری کلی:</strong></p>
<p style="text-align:justify;">وقتی که کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی تمام تلاش خود اعم از برنامه ریزی و هزینه برای ورزشکاران و اردوهای پیش از المیپک را به نحو احسن انجام داده اند و ورزشکاران هم به صورت عینی با درج نام ائمه بر روی پیراهن، دست و ... ارادت خود را به ایشان نشان داده اند و می بینم که در میادین بزرگ همواره نام آنان را در زیر لب دارند. می توان در نظر گرفت که تنها دلیل عدم کسب موفقیت همراهی نکردن ائمه در کسب پیروزهای ورزشی می باشد. این دیگر کمال بی انصافی است که در حالیکه از بودجه کشور همواره برای ترمیم، بازسازی، دوباره سازی و چند باره سازی مرقد های شما  ائمه هدی هزینه می شود و سالیانه بسیاری از مردم کشور رنج سفر به جان می خرند که زایر قبور شما شوند و هشتمین امام از سلسله ائمه هدی میهمان خاک کشور ماست و ما در راه میزبانی همه گونه کار کرده ایم و جدای از این ها، این مطلب که حکومت و دولت یکسره خود را وام دار آخرین امام از ثلاله ائمه هدی می داند که  گفته می شود در قید حیات هستند و با این فرض بیشتر می توانند بر نتایج کاروان ورزشی ما در المپیک پکن موثر باشند ایشان در این برهه حساس ما را تنها گذارند و مایه سر شکستگی و شرمساری ما را فراهم آورند.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بازی گلشیفته فراهانی در کنار لئوناردو دی کاپریو]]></title>
<link>http://sohbat.wordpress.com/?p=174</link>
<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 23:46:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>سروش</dc:creator>
<guid>http://sohbat.wordpress.com/?p=174</guid>
<description><![CDATA[2 سال پیش فیلم &#8220;م مثل مادر&#8221; نشون داد که گلشیفته فرا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-a